سرمقاله
محمد عسلی
جایگاه پلیس در افکار عمومی
از گذشته¬های دور تا به اینک عناوینی در تاریخ اجتماعی ایران برای نام¬گذاری نیروی انتظامی «پلیس» در تاریخ قلمی شده است مانند داروغه، گزمه، امنیه، پلیس و اینک نیروی انتظامی.
موضوعیت کار پلیس نخست با حفظ نظم شهرهای کوچک و بزرگ است و دوم به عنوان ضابطین دادگستری شناسایی، تعقیب و دستگیری مجرمین را عهده¬دارند.
لذا مردم یک نگاه دوسویه به پلیس دارند؛ نخست نیرویی که می¬توان به آن اعتماد کرد و برای پیشگیری از تخلفات و جرایم پلیس را یاری نمود و از آن استمداد کرد. شماره تلفن ۱۱۰ که امروز کاربرد زیادی دارد یکی از ابزارهای مخابراتی و ارتباطی بین مردم و نیروی انتظامی است.
سوی دوم نگاه مردم به نیروهای انتظامی زمانی است که پلیس را در جایگاه واقعی خود به لحاظ زمانی و مکانی دیرمجال ببیند؛ از این رو هرگونه ناامنی، تخلفات و بی¬نظمی را به کم-کاری و یا فقدان پلیس نسبت می¬دهند.
و اما بعد:
وقتی کارنامه و عملکرد روزآمد پلیس را بررسی می¬کنیم به این نتیجه می¬رسیم که اگر فقدان پلیس در بعضی نقاط شهر محسوس باشد زمینه تخلف و جرایم مشهود بیشتر به چشم می¬خورد.
فی¬المثل در مراقبت¬های رفت و آمد اتومبیل¬ها و وسایل حمل و نقل و اینکه در بسیاری از چهارراه¬ها خط عابر پیاده از نظرها پنهان است و یا آثاری از آن مشهود نیست.
دو دیگر آنکه بعضی از افراد نیروی انتظامی که آموزش¬های لازم را ندیده و یا موقتاً به نظارت گمارده شده¬اند با بی¬خیالی و تساهل و تسامح برخورد می¬کنند و بعضی¬ها قاطع¬اند و در اجرای قوانین و نظارت بر آن مصمم¬اند. این دوگانگی زمینه¬های سوء استفاده را بیشتر فراهم می¬کند.
این واقعیت اجتناب¬ناپذیر است که عمدتاً نیروی انتظامی مسئولیتی سخت و بعضاً توانفرسا را عهده¬دار است و بر سر این کار برخی جان خود را از دست داده¬اند را روزانه در خبرها می-خوانیم.
اما ناگفته پیداست که امروز به نسبت گسترش شهرها و بازار پررونق تجهیزات ارتباطی که معمولاً در اختیار همگان است و بعضاً از آنها سوء استفاده هم می¬شود کار پلیس دشوارتر است وقتی پلیس از امکانات بهتری برخوردار نباشد.
درست به یاد می¬آورم در ۱۵ سال قبل نیروهای انتظامی از اتومبیل¬های پرسرعت و کاملاً فنی و حرفه¬ای برخوردار نبودند؛ لذا در تعقیب قاچاقچیان معمولاً ناکام می¬شدند زیرا آنها اتومبیل¬های پرسرعت و مقاومی داشتند و می¬توانستند فرار کنند. در آن زمان نقدی قلمی کردم و بی¬تأثیر هم نبود.
امروز هم شاهد بعضی نواقص و نابسامانی¬هایی هستیم که ذکر نمونه¬هایی از آن می¬تواند هشداری باشد به نیروهای انتظامی که اگر به رفع آن نواقص توجه نشود هم زحمات آنها بیشتر می¬شود و هم اینکه مردم دچار خسارت¬های مالی و جانی می¬شوند و نتیجتاً نارضایتی¬هایی را دامن خواهد زد.
نخست اینکه خط¬کشی خیابان¬ها بویژه خط عابر پیاده در پیشگیری از انحرافات و تخلفات خیابانی و جاده¬ای می¬تواند مؤثر باشد که مدتی است به هر دلیل چندان توجهی به آن نمی¬شود.
دوم، وضعیت نامناسب بعضی خیابان¬ها که به علت ناصافی، گودی، کند و کاوهایی که اصلاح و ترمیم نشده و نهایتاً سرعت¬گیرهای بدون علامت و خط¬کشی باعث انحراف اتومبیل¬ها و تصادفات عدیده شده و می¬شوند.
سوم، نقاط جرم¬زایی که معمولاً به صورت لانه و جان¬پناه مجرمان، معتادان و متخلفان درآمده است باید شناسایی و معدوم شوند.
چهارم، عدم تبلیغات مستمر و بموقع برای آشنایی مردم به علایم راهنمایی و رانندگی و شگردها و شیوه¬هایی که معمولاً مجرمان و متخلفان برای فریب مردم به کار می¬برند زیرا بسیاری از رانندگان بعد از دریافت گواهینامه علایم راهنمایی را از یاد می¬برند و می¬باید مستمراً این علایم در رسانه¬های خبری یادآوری شوند.
و اما بعدتر:
ای کاش همانند کشورهای پیشرفته بویژه کشورهای اروپایی ما نیز در آموزشگاه¬هایمان به دانش¬آموزان بویژه در مقطع ابتدایی نقش پلیس و همراهی با او را تدریس می¬کردیم و پلیس را دوست، یار و یاور همیشگی آنها معرفی می¬کردیم.
البته برای تحقق چنین اهدافی می¬باید پل دوطرفه¬ای ایجاد کنیم یعنی روی خوش پلیس از یک سو و از دیگر سوی اعتماد عمومی به یاری و صداقت پلیس که می¬طلبد آن ذهنیت گذشته¬های دور را پاک کنیم که معمولاً نگاه به پلیس نگاه به گزمه¬ها و یا امنیه¬هایی بود که مردم¬آزار بودند و باجخواه.
و همیشه اینگونه بیاندیشیم که اگر پلیس نبود و حاکمیت مردم را به حال خود می¬گذاشت تا با یکدیگر به هر صورت تمایل دارند رفتار کنند چه پیش می¬آمد جز هرج و مرج.
خوشبختانه امروز مردم ما به این واقعیت پی برده¬اند که برای حفظ نظم و امنیت می¬باید با پلیس همکاری کنند و هیچ آدم بیگناهی نباید از پلیس وحشت داشته باشد.
متأسفانه بعضی¬ها فکر می¬کنند اگر فلان مورد جرم یا تخلف را به پلیس گزارش کنند به دردسر می¬افتند در صورتی که برعکس گناه نابخشودنی وقتی است که شاهد و ناظر تخلفاتی چند و یا جرایمی باشیم و اقدامی نکنیم و یا احتمال جرمی مشهود را می¬دهیم و به پلیس اعلام نکنیم.
درست به خاطر دارم وقتی به یکی از کشورهای اروپایی برای دیدار بستگانم مسافرت کردم، همان روز اول همسایه به پلیس خبر داد که یک مسافر خارجی به این محل آمده و پلیس برای بررسی موضوع و شناسایی من به محل آمد. این فرهنگ و روش و منش امنیتی، جامعه را از بسیاری اقدامات خرابکارانه و ضد امنیت حفظ می¬کند.
در پایان ذکر این مهم را ضروری می¬دانم که ما باید برای حمایت بیشتر مردم¬مان در مقوله امنیت به صورت کارشناسانه فرهنگ¬سازی کنیم. امید که چنین شود.
والسلام
- دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۷ مهر ۱۳۹۶