• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۲ مهر ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
انگیزه های فردی و دغدغه های اجتماعی
در زمینه دغدغه ها، انگیزه ها و تلاش ها در قرآن آیه ای زیبا و تفکر برانگیز وجود دارد که بیانگر تلاش های پراکنده انسان ها و تفاوت سمت و سوی نگاه آنهاست. « و ان سعیکم لشتی» به درستی که تلاش های شما متشتت و پراکنده است. اگر بخواهیم بر اساس نشانی و آدرسی که این آیه می دهد جایگاه اجتماعی، ظرفیت فرهنگی و همچنین موقعیت اقتصادی و سطح درک و شعور انسان ها را مشخص کنیم به نتایج جالب توجهی دست پیدا می کنیم. برای نمونه عرض می کنم. چند شب پیش زنان عربستانی را در یکی از شبکه های ماهواره ای نشان می داد که از این که اجازه ی رانندگی پیدا کرده اند خیلی خوشحالند یعنی در قرن بیست و یکم دغدغه ی اصلی یک زن عربستانی اجازه داشتن برای رانندگی کردن است، دو روز پس از آن تصاویری از زنان افغانی پرچم به دست را نشان می داد که در یک استودیوم ورزشی مشغول تماشای بازی فوتبال بودند و مثل کسانی که گنج پیدا کرده باشند هورا می کشیدند عین یک بچه ی ۴ساله که به یک آبنبات دلخوش باشد بگذریم از این که گزارشگران وطنی نیز گاهگاهی در خبرگزاری ها به معضل حضور بانوان در ورزشگاه ها تلنگری می زنند و بدون نتیجه می گذرند و اگر در این راه موفق شوند چیزی که موجب خوشحالی عده ای از بانوان می شود برای بسیاری از زنان جهان دغدغه به حساب نمی آید!
همین چند پازل را داشته باشید و بروید به سراغ زنان مسلمان روهینگیایی که دغدغه ی آنها نفس کشیدن و زنده ماندن است و آن زن فلسطینی که مصاحبه می کرد و می گفت پس از بمباران غزه تلاش کرده شکم پاره شده ی فرزندش را با سوزن خیاطی به هم بدوزد و روده های بیرون ریخته اش را از پخش شدن بازدارد که البته موفق نشده بود و فرزندش طاقت نیاورده بود و غزل خداحافظی را خوانده بود.
البته دغدغه ی همه ی زنان در دنیا این گونه نیست. برخی از آنها از این که نمی توانند ماشین دلخواه خود را بخرند ناراحتند. برخی بر سر لباس و مد و دغدغه های علمی و پژوهشی با این و آن سر و کله می زنند و خلاصه این که دغدغه ها یکسان نیست. همین تفاوت در دغدغه ها را در یک جدول قرار دهید و در مقابل آن ویژگی کشورها، سود ناخالص ملی آنها و برخی شاخص های فرهنگی و اجتماعی را بنویسید تا ببینید دست آخر چه وجه اشتراک ها و اختلاف هایی پیدا می کنید.
یکی از بزرگان گفته است به من بگویید به دنبال چه چیزی هستید تا بگویم که هستید و چه جایگاهی دارید. مطمئناً جایگاه تاریخی آدم ها نیز متناسب با مطالباتشان متفاوت است. برخی ممکن است متعلق به چند صد سال پیش باشند.
در مورد سیستم های حکومتی نیز شاهد وجود چنین شباهت ها و اختلافاتی هستیم. دغدغه ی یکی چپاول است، دغدغه ی دیگری ماندگاری و بقا و دغدغه ی برخی دفاع از داشته هایشان.
یک فرد در یک جامعه کار می کند تا کشورش روز به روز بیشتر ترقی کند، دیگری کار می کند تا زنده بماند، دیگری کار می کند و منتظر است تا در لابه لای کار فرصتی برای دزدی پیدا کند و… حتی انگیزه ها برای کار کردن نیز یکی نیست.
دغدغه ها سر در آبشخور انگیزه ها دارند، احتمال این که شما بتوانید یک جنس ارزان فاقد برگه ی گمرکی را به یک آلمانی بفروشید خیلی کم است ولی در برخی کشورها به راحتی می توانید یک کالای قاچاق فاقد برگه ی گمرکی را حتی به قیمتی بالابفروشید! چرا؟ چون پیوند اشخاص با سیستم حکومتی به گونه ای است که اگر کسی در آلمان به یک دولت رای داد به اشکال گوناگون به او کمک می کند اما در برخی جاها یک دولت ممکن است حتی از درون سیستم هم با مشکل مواجه شود چه رسد به مواجهه با مشکل از سوی مردم عادی!!
باید باور کنیم که انگیزه ها و دغدغه ها کشورها را می سازند. خاستگاه انگیزه های مشترک، احساس هم سرنوشتی است. همین احساس اگر بین دولت و ملت وجود داشته باشد بدون تردید قانون گریزی رخ نمی دهد. چرا که اگر مردم نظام و دولت را رقیب خود ندانند با آن همکاری می کنند. البته رواج قاچاق در ایران الزاماً به این معنا نیست بلکه این رفتار از رسوبات گذشته است که مردم با نظام مشکل داشتند و متأسفانه هنوز این مشکل حل نشده است.
اگر یک فرد متخلف احساس زرنگی می کند و یا عوارض و مالیاتش را با رضا و رغبت نمی پردازد باید دید چه مشکلی دارد. آیا رفتار او از رسوبات برجای مانده از گذشته است یا این که مریض روانی است و یا این که توجیهی منطقی برای این رفتار خود دارد.
تلاش های پراکنده برای جامعه ای که هدفی مشترک برای آن تعریف شده و یا حداقل اینگونه وانمود می شود که همه به سوی مقصدی واحد در حرکتند قابل توجیه نیست و قرار نیست هر کسی فقط گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
این چند سئوال می تواند هزاران جواب داشته باشد. باید برای نزدیک کردن دغدغه ها، انگیزه ها و تلاش ها فکری کرد.

Comments are closed.