سرمقاله
اسماعیل عسلی
لزوم نگاه فراگیر و انسانی به حقوق بشر
اولین اشاره ها به حقوق بشر در متون دینی صورت گرفته چرا که دین و اخلاق همزاد یکدیگر هستند و حقوق بشر را باید در مباحث اخلاقی جستجو کرد. اخلاق سر در آبشخور زندگی اجتماعی دارد و انسان اجتماعی ترین موجود است. در واقع باید گفت که مصلحین اجتماعی بحث حقوق بشر را در راستای تنظیم مناسبات اجتماعی مطرح کرده اند. اصولاً رویکرد انسان به زندگی اجتماعی به منزله ی اقدامی است که با هدف رفاه و آسودگی بیشتر دنبال شده است و از آنجایی که مطالبات فردی و اجتماعی رفاه محور است، هر فرد و یا گروهی طبعاً به دنبال رفاه بیشتر است و همین افزون خواهی منجر به نادیده انگاشتن افراد یا گروه های دیگر می شود. اما این که چرا افزون خواهی در تضاد با منافع دیگران است به محدودیت منابع برمی گردد. زمانی که جمعیت اجتماعات انسانی توسط طبیعت تنظیم می شد و منابع موجود برای برخورداری از رفاه فراتر از نیاز انسان ها بود، حقوق بشر به موضوعات خاصی محدود می گردید. بعدها گسترش اجتماعات انسانی و پراکندگی آنها بر روی زمین دلبستگی به جغرافیای خاص، قوم و نژاد و زبان و سنت های پیوند یافته با این مؤلفه ها را ایجاد کرد که همگی چالش آفرین بودند.
گاهی ما احساس می کنیم می توانیم زیر لوای پای بندی به یک شعار، حقوق بشر را تحقق یافته بدانیم. برای نمونه وقتی می گوییم:
هر بد که به خود نمی پسندی
با کس نکن ای برادر من
چنین توصیه ای می تواند کارکردهای فراوانی داشته باشد چه در بحث حقوق فردی و چه در بحث حقوق اجتماعی. در برخورد اول به نظر می رسد که وفاداری به این شعار چندان هم دشوار نباشد اما وقتی قابیل دقیقاً همان زنی را دوست دارد که هابیل هم دلبسته ی اوست، پایبندی به چنین شعاری مکانیزم پیچیده تری پیدا می کند. عبور اخلاقی و خردمندانه از این تنگنا ایجاب می کند که قابیل به نظر و دلبستگی معشوقه ی خود نیز توجه کند. اگر قابیل به این موضوع اهمیت می داد ناگزیر به کشتن برادر خود نبود کافی بود از زنی که او را دوست می داشت بپرسد که تو کدامیک از ما دو نفر را دوست تر می داری و پاسخ آن زن نقطه ی پایانی بر این ماجرا بود. اما چنین نشد. اینجاست که در می یابیم امنیت مقوله ای است که زاییده ی رعایت حقوق بشر است. هابیل کشته می شود چون قابیل حاضر نیست اختلاف خود با قابیل را با به رسمیت شناختن حق یک زن برای انتخاب حل کند.
تأمل در داستان آدم و حوا و فرزندانشان برای درک پیچیدگی حقوق بشر می تواند به عنوان الگویی برای حل مسائل حقوق بشری عصر ارتباطات مطرح باشد. با این تفاوت که در زمانه ی ما محدود کردن حقوق بشر به آزادی بیان و اندیشه و احساس نه تنها به حل آن نمی انجامد بلکه به اختلاف نظرها دامن می زند. آیا حق کار و مسکن و امنیت مکمل خوبی برای آزادی بیان و اندیشه نیست؟ به یاد می آورم زمانی را که پس از تسلط ائتلاف غربی به رهبری آمریکا بر افغانستان و شکست القاعده و طالبان، شبکه های ماهواره ای فیلمی از زنی افغانی را نشان می دادند که با خوشحالی در حال آرایش سر و صورت خود بود. یعنی ای مردم دنیا بدانید که ما به افغانستان حمله کردیم و نتیجه ی آن همه کشتار این شد که یک زن افغانی می تواند بدون رعایت قید و بندهای رایج و سنتی در این کشور آرایش کند. تبلیغاتی از این دست بدان معناست که ما حقوق بشر را به موضوعاتی خاص محدود کنیم، در حالی که همان زن امنیت نداشت، کار نداشت و از بسیاری امکانات رفاهی بی بهره بود!
درک و تبیین و تفسیر حقوق بشر به این سادگی نیست. مخالفین حقوق بشر مورد نظر غرب نیز به استفاده ی ابزاری از زنان در امور جنسی و تبلیغاتی خرده می گیرند همان گونه که غربی ها روی اجبار زنان به خانه نشینی و منع آنها از تحصیل و حق انتخاب همسر و نحوه پوشش و مسایلی از این قبیل که در برخی کشورها رایج و معمولی است انگشت می گذارند.
اگر ایجاد محدودیت های غیر منطقی برای زنان و مردان با حقوق بشر مغایرت دارد، شنود مخفیانه ی مکالمات و شکنجه در گوانتانامو برای گرفتن اعتراف هم گونه ای پایمال کردن حقوق بشر است و در عین حال نگاه جانبدارانه به هر دو رویکرد نیز رفتاری غیر انسانی است.
باید اذعان داشت، حقوق بشر نیز به همان دردی مبتلاست که ادیان و مذاهب گرفتار آن هستند. لذا همانگونه که عده ای برداشت خود از دین و مذهب را حقیقت محض می پندارند و ناباورمندان به راه و روش خود را کافر و مشرک و بعضاً مهدورالدم می دانند، عده ای نیز حقوق بشر را در خوشبینانه ترین حالت، بر اساس منافع حاکمیتی، ملی، منطقه ای و جهانی خود تفسیر می کنند.
در آموزه های دینی قومی که از طریق یک مبشر و منذر و مصلح و حجّت در جریان احکام و فرامین الهی قرار نگرفته به دلیل نوع رفتاری که دارد از سوی خداوند مورد مؤاخذه قرار نمی گیرد که این امر بیانگر رعایت حق دانستن و آگاه شدن به عنوان یک حق مسلم انسانی است. بنابراین همانگونه که خداوند بدون حجت انسان را مسئول و پاسخگو نمی داند، حکومت ها نیز باید برای توجیه اعمال حاکمیتی خود حجت داشته باشند. این حجت با آگاهی دادن، تقسیم عادلانه امکانات و همچنین برنامه ریزی برای برخورداری همگان از ثروت عمومی و منابع انسانی عینیت پیدا می کند. در گستره ی جهانی نیز امکان ندارد در شرایطی که بیشترین ثروت در اختیار برخی کشورهاست و عده ی بیشماری از رفاه بی بهره اند، صلح و امنیت وجود داشته باشد لذا باید باور کنیم که رعایت حقوق بشر سرچشمه ی امنیت است.
اینجاست که باید گفت منازعات حقوق بشری را نباید به موضوعاتی خاص محدود کرد به طوری که یک طرف قضیه روی آزادی بیان و اندیشه انگشت بگذارند و عده ای دیگر از نگاه ابزاری به انسان و دوری او از معنویت ایراد بگیرند و به این تصور دامن بزنند که حقوق بشر یعنی همین مقوله هایی که آنها دنبال می کنند!
ناگفته پیداست که تداوم منازعاتی از این دست که به دور باطل بیشتر شباهت دارد هرگز جامعه ی بشری را به صلح رهنمون نخواهد ساخت. بلکه کسانی که دغدغه ی حقوق بشر دارند باید به تمامی نیازهای مادی و معنوی انسان ها توجه کنند و هیچ کدام را فدای دیگری نکنند.
شاید از این گفته ها بتوان نتیجه گرفت که از زوایای سیاسی که سر در آبشخور منافع گروهی، حاکمیّتی و اقتصادی دارد نمی توان برای حقوق بشر نسخه پیچید چرا که حقوق بشر نیازمند نگاهی فراگیر و انسانی است.
- شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله” اسماعیل عسلی” ۲۹ مهر ۱۳۹۶