یادداشت
الف – بیدار
پشتوانه ای قابل اتکا
دهان بلعنده و اشتهای سیری ناپذیر اقتصاد آمریکا برای جذب سرمایه ها، در اختیار گرفتن نیروهای انسانی خلاق و تخلیه ی ارزان منابع زیرزمینی کشورهای دیگر و ایجاد بازار فروش برای کالاهای تولیدی خود در سایه ی دیپلماسی پیچیده به گونه ای است که هرکشوری می تواند آمریکا را در خوش بینانه ترین حالت یک رقیب و در بدترین شرایط یک دشمن تلقی کند. اینکه هر کشوری چه نوع سیاستی در قبال آمریکا اتخاذ می کند تا حتی المقدور از شر این کشور در امان باشد به درایت و آینده نگری، سیستم اقتصادی و حکومتی آن کشور بازمی گردد. افشای جاسوسی سازمان های مخوف سری وابسته به آمریکا از برخی کشورهای اروپایی نشان داد که حتی شریک تجاری و رفیق دیپلماتیک بودن با آمریکا نیز مصونیت بخش نیست. به هر تقدیر برخورداری از رتبه ی اولی اقتصاد جهان معنایی جز این ندارد که این کشور در جریان به دست آوردن چنین ثروت عظیمی تنها به خودش متکی نیست بلکه نه تنها روی همراهی دوستانش بلکه روی دشمنی دشمنانش نیز حساب باز می کند.
این که یک کشور چندین ملیتی انسان هایی متعلق به تمامی رنگ ها و نژادها و ادیان و مذاهب را در خود جای داده و اقلیتی سرمایه دار، تاجر، بازرگان و صنعتگر را به سلاح دانش و تکنولوژی مسلح نموده و در چارچوب نظام لیبرال دموکراسی در ۵۰ ایالتی که هر کدام به گونه ای خاص اداره می شود پراکنده است خود از متمایز بودن این کشور حکایت دارد
موقعیت ژئوپولتیک ایران در منطقه ی بحران زا و سرشار از نفت خاورمیانه به گونه ای است که همواره مورد طمع کشورهای قدرتمند بوده است. چشمداشت عمومی کشورهای توسعه یافته از ایران، دوستی و همکاری در مسایل منطقه ای و جهانی، ایفای نقش نیابتی و ژاندارمی و همچنین مشارکت در معاهدات نظامی است که حاصل آن همچنان که در زمان پهلوی تجربه شده، امنیتی نسبی و شکننده، اقتصادی در بهترین وضعیت نیمه پویا و وابسته و فرهنگی رو به استحاله است.
اگرچه بر اساس شعارهای انقلابیون، ملغی شدن رژیم سلطنتی در ایران به منزله ی پاسخی منفی به ایفای چنین نقشی از سوی ایران بود اما غربی ها انتظار داشتند با بهره گیری از عوامل نفوذی خود در برخی از تشکل های انقلابی با نگاهی ابزاری به انقلاب، اهداف قبلی خود را همچنان در ایران دنبال کنند، پس از تسخیر سفارت آمریکا تحت عنوان انقلاب دوم که منجر به افشای نقش منافقانه آمریکا و تداوم سیاست مداخله جویانه غربی ها شد این امید به کلی رنگ باخت. هر چند حمله به سفارت آمریکا و دستگیری و زندانی شدن دیپلمات ها و کارمندان و محافظان سفارت، دستاویزی برای مظلوم نمایی آمریکایی ها شد اما این ماجرای تاریخی به مرزبندی منحصر به فردی انجامید که جهان استکبار را با تمام قدرت در برابر نظامی نوپا قرار داد به طوری که طراحی چندین کودتا و مداخله ی نظامی، جنگ هشت ساله، تحریم های اقتصادی، تهاجم هدفمند فرهنگی، تجهیز گروه های معاند و پشتیبانی تبلیغاتی و رسانه ای از ضد انقلاب و نهایتاً جلوگیری از عرض اندام ایران در جهان در منطقه از دل آن بیرون آمد و آمریکا با توجه به نفوذ اقتصادی و سیاسی در منطقه ی خاورمیانه، صدور انقلاب ایران را برای سران رژیم های وابسته عربی یک خطر بزرگ جلوه داد و حمایت ایران از فلسطینی ها و مخالفت با موجودیت اسرائیل را به عنوان یک خط قرمز مطرح کرد و مناسبات ایران با برخی از کشورهای اسلامی را با چالش جدی مواجه ساخت و به موازات آن تلاش کرد انقلاب ایران را یک جنبش شیعی معرفی کند که سر سازگاری با سایر مذاهب اسلامی و اقلیت های مذهبی را ندارد. در همین راستا برای متقاعد کردن افکار عمومی جهانی و موجه جلوه دادن دشمنی های خود با ایران حربه دفاع از حقوق بشر را به دست گرفت و به موازات سوء استفاده از برخی کاستی ها و کج سلیقگی ها، سلطنت طلبان، مفسدان اقتصادی، قاچاقچیان مواد مخدر، اشرار و برخی از گروهک های سیاسی دست آموز خویش را که بعضاً فریب خورده و قربانی سیاست های زیرپوستی غربی ها شده بودند را زیر چتر حمایتی خود در بحث حقوق بشر قرار داد.
پس از جنگ هشت ساله نیز تلاش کرد از رسوبات کینه های ایجاد شده بین ایران و برخی کشورهای عربی استفاده کرده و با ایران هراسی حضور نظامی و منافع اقتصادی خود را در منطقه تضمین کند. نتیجه بخشی سیاست ایران هراسی از بعد اقتصادی برای آمریکا و دول غربی منجر به تداوم چنین رویکردی شد هر چند نقش سازنده ایران در عراق و سوریه که با هجوم دولت خودخوانده داعش در معرض نابودی قرار گرفته بودند با چهره ای که غربی ها از ایران ترسیم کردند همخوانی نداشت اما هم صدایی کشورهایی نظیر عربستان و امارات با آمریکا، غربی ها را به پیگیری چنین سیاستی امیدوار ساخته به طوری که همچنان بر طبل ایران هراسی می کوبند.
ایران اسلامی پس از نزدیک به چهاردهه استکبارستیزی و تقدیم هزاران شهید و جانباز و چهره ای که در منطقه از خود ترسیم کرده و در تمامی تنگناهای سیاسی و نظامی به یاری همسایگان خود شتافته و همواره مدافع حقوق آوارگان فلسطینی بوده و در برابر ستم هایی که نسبت به مسلمانان سراسر جهان از بوسنی گرفته تا میانمار صورت گرفته واکنش دلسوزانه نشان داده هم اکنون به این باور رسیده که یکی از راه های نتیجه بخش و تأثیرگذار مبارزه با استکبار، دستیابی به اقتصاد مقاومتی به عنوان بزرگترین پشتوانه قابل اتکا در جنگ گرم و جنگ نرم است. رسیدن به چنین نقطه ای اگرچه می توانست زودتر از این ها صورت گیرد اما امیدوار کننده است از این جهت که دولتمردان می دانند با این اقتصاد هرگز به جایی نخواهند رسید لذا باید آن را مقاومتی و نفوذ ناپذیر کنند تا در گذرگاه های باریک تاریخی ناگزیر به عدول از چارچوب هایی که برای آن هزینه های فراوانی پرداخته اند نباشند.
- یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله
