• print
یاداشت “محمد عسلی” ۵ آذر ۱۳۹۶

یاداشت
محمد عسلی
سفر چین و دستاوردهای رسانه¬ای آن
بخش چهارم

رسانه  های چین
در میان کشورهایی که پیشقدم در صنعت چاپ و کاغذ و بهره  گیری از رسانه  ها هستند، چین یکی از کهن  ترین تمدن  های دنیا، تاریخی طولانی و غنی در استفاده از رسانه  ها برای ارتباط دارد که اختراع کاغذ و چاپ از جمله آنهاست.
چین زادگاه اولین نوع روزنامه به صورت برگ اخبار حکومتی به نام «تیپائو» (Tipao) است که در قرن دوم و سوم میلادی در دوران حکومت سلسله «هان» و سپس بار دیگر در قرن هشتم و نهم میلادی در دوران سلسله «تانگ» منتشر می  شد.
می  توان گفت روزنامه وقایع اتفاقیه که امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار منتشر کرد در واقع نشریه  ای شبیه «تیپائو» بوده است؛ حال قضاوت کنیم که کشور ما نسبت به چین چندین قرن در انتشار روزنامه عقب  تر است.
و اما بعد:
روزنامه  نگاری به شکل امروزی که اخبار را به مخاطبان گسترده  ای می  رساند در مقایسه با اروپا و جاهای دیگر نسبتاً دیر به چین راه یافت. در قرن نوزدهم مبلغ  های مذهبی اروپایی و خارجی  های دیگر روزنامه مدرن را به چند شهر بزرگ چین آوردند؛ نظیر «شن بائو» (Shen-bao) در شانگهای که به بریتانیا تعلق داشت. این موضوع اهمیت نقش خارجی  ها را در توسعه روزنامه  نگاری چین، نشان می  دهد. همین روند در قرن بیستم خصوصاً در دوران پرهیاهوی بعد از سلسله «چینگ» در دهه  های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ نیز تکرار شد و با ظهور روزنامه  های تجاری مستقل و ایجاد مدرسه روزنامه  نگاری، نمود بیشتری داشت.
بعد از سال ۱۹۴۹، چین روزنامه  نگاری تبلیغاتی مدل شوروی را سرمشق خود قرار داد.
بدون در نظر گرفتن موارد استثنایی در تأثیرگذاری عوامل خارجی، چین معمولاً از تعامل با جهان خارج پرهیز داشته و همیشه سعی کرده است تا بر رسانه  های چاپی و بعد از آن رسانه  های الکترونیکی خودش تکیه و بر آنها کنترل داشته باشد.
این رویکرد نه تنها نکته کلیدی برای ثبات سیاسی بلکه نشانه  ای از اعتماد به نفس چینی  ها بوده است.
«استفان مک کینون» می  نویسد: ریشه این اجماع در میان نخبگان چین به دوران سلسله «هان» بازمی  گردد.
بر اساس تفکر غالب در آن دوره، کلماتی که نوشته و چاپ می  شوند باید در خدمت منافع دولت کنفوسیوسی و در جهت آموزش و ارتقای جامعه باشد. این طرز تلقی که بر جنبه تبلیغاتی روزنامه  های تأکید دارد به اندازه  ای در جامعه چین جا افتاده و پذیرفته شده بود که فقط به تازگی معادل چینی کلمه «پروپاگاندا» به عنوان کلمه  ای منفی در نظر گرفته می  شود.
و اما بعدتر:
از زمان شکل  گیری جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۷ تا دهه ۱۹۸۰ تمام رسانه  های چین توسط دولت اداره می  شد؛ تا همین اواخر، تمام رسانه  ها در چین در مالکیت دولت یا وابسته به آن بودند و هیچ رادیو و تلویزیون خصوصی در آنجا وجود نداشت؛ اما از زمان شروع اصلاحات اقتصادی، رسانه  های نسبتاً مستقلی در چین شکل گرفتند که دولتی نیستند و توسط کنسرسیوم  های وابسته به دولت یا بخش خصوصی اداره می  شوند. با این حال رسانه  های دولتی نظیر خبرگزاری «شین هُوآ»
(Xinhua) شبکه تلویزیونی «CCTV» و روزنامه «Peaplel , sdaily» هنوز نقش اصلی را در عرصه رسانه  ای چین ایفا می  کنند. اما رسانه  های مستقل جدیدی که در جمهوری خلق چین شکل گرفته  اند و همچنین رسانه  های هنگ  کنگ و ماکائو که قوانین جداگانه ای بر آنها حکم می  کند، اصولاً لازم نیست بر اساس دستورالعمل  هایی فعالیت کنند که حکومت چین تعیین می  کند. هر چند در «هنگ کنگ» شکایت  های روزافزونی از خودسانسوری در میان رسانه  ها دیده می  شود. در چین یک واقعیت است که بدون آنکه به رسانه  ها دستوری داده شود یا از آنها خواسته شود، همه دست  اندرکاران رسانه  ها می  دانند نباید هیچگونه گزارش منفی در باره سیاست  های حزب کمونیست یا رهبران کشور منتشر کنند؛ البته نهادهایی که وظیفه نظارت بر رسانه  ها را بر عهده دارند، نظیر «اداره کل انتشارات و مطبوعات» (SAPP) و «اداره دولتی رادیو، فیلم و تلویزیون» (SARF) هنوز به تعیین مقررات سختگیرانه در باره موضوعات ممنوعه ادامه می  دهند.
موضوعاتی که رسانه  های چین نباید به آنها بپردازند فقط به مسایل مربوط به مشروعیت حزب کمونیست محدود نیست و سیاست حکومت چین در «تبت» و «سین کیانگ» پورنوگرافی و موضوعات مذهبی ممنوعه نظیر «دالای لاما» و قانون «فالون گونگ» را نیز در بر می  گیرد.
و اما هر آنچه ظرف ۶ روز در دید و بازدیدها از رسانه  های مکتوب و غیرمکتوب در پایتخت چین و شهر قدیمی و جادویی شیان شاهد بودیم و مختصر فهم کردیم آن است که با وجود نظارت شدید حکومت چین رسانه  های کشور به طور روزافزونی در جهت تجاری شدن، رقابت بسیار، تنوع محتوا و تهیه گزارش  های تحقیقی حرکت کرده  اند.
این تحول موجب شده تا رسانه  ها در حوزه  هایی نظیر ورزش، امور مالی و صنعت سودآور و برنامه  های تفریحی با ضوابط محدود کننده کمی روبه  رو باشند. کنترل رسانه  ها در دهه ۸۰ در دوران «دنگ شیائوپینگ» رو به کاهش گذاشت ولی پس از اعتراضات «میدان تیان مین» در سال ۱۹۸۹ سختگیری در مورد رسانه  ها شدت گرفت. کنترل رسانه  ها، بار دیگر در دهه ۱۹۹۰ در دوران «جیانگرمین» رو به کاهش گذاشت اما رشد نفوذ اینترنت و توانایی آن در تشویق افراد ناراضی باعث شد مقررات سختگیرانه در مورد رسانه  ها دوباره در دوران «هوچی تائو» برقرار شود.
در هر صورت چین از نظر آزادی رسانه  ها وضعیت خوبی ندارد و بر اساس شاخص آزادی مطبوعات که هر سال گزارشگران بدون مرز منتشر می کنند این کشور در سال ۲۰۱۷ در میان ۱۸۰ کشور از نظر آزادی مطبوعات رتبه ۱۷۶ را داشته است.
به نظر می  رسد رسانه  های چین با سختگیری  های بیشتری برای فعالیت روزنامه  نگاران روبه  رو هستند. گزارش  های اخیر نشان می  دهد چگونه دولت چین به تدریج عرصه را برای فعالیت خبرنگاران خارجی تنگ کرده و ورود رسانه  های لیبرال هنگ کنگ را به سرزمین اصلی چین ممنوع و خبرنگاران را در داخل کشور به طرفداران حزب کمونیست محدود می  نماید. این موضوع را در مدت اقامت ۶ روزه در چین درک کردیم. زیرساخت  های رسانه  ای چین به دنبال رشد اقتصادی دهه ۱۹۸۰ در تمام ابعاد رشد و توسعه پیدا کرده است به گونه  ای که امروز در چین بیش از ۲۰۰۰ روزنامه، ۹۰۰۰ مجله، ۲۷۳ ایستگاه رادیو و ۲۵۲ ایستگاه تلویزیونی وجود دارد که موضوعات مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و سرگرمی را پوشش می  دهند.
بقیه در شماره بعدی

Comments are closed.