سرمقاله
اسماعیل عسلی
دروغ مصلحت آمیز
در زمانه ی وانفسای ما جمعیت قابل توجهی از زندانیان جرایم غیرعمد را کسانی تشکیل می دهند که به دلیل عدم توانایی برای پرداخت مهریه تن به اسارت داده اند. وقتی از طریق نقب زدن به خاطرات پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به گذشته های نه چندان دور برمی گردیم متوجه می شویم که در آن زمان ها کمتر کسی به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریه راهی زندان می شد. وقتی علت را جویا می شویم می گویند در آن زمان مهریه زنان از دو حالت خارج نبوده یا سبک گرفته می شده به نحوی که پرداخت آن دشوار نباشد و یا این که زمین یا خانه و باغ و پول نقد را به عنوان مهریه تعیین می کردند و حتی اگر در مواردی هم کسی مهریه ی زیادی تعیین می کرده که توان پرداخت آن را نداشته، زن و خانواده ی او به پاس چنین عزت و احترام و نکوداشتی از تحت فشار قرار دادن او برای پرداخت آن خودداری می کردند. از همه ی این ها گذشته غلبه ی فضای معنوی بر دغدغه های مالی و مادی مانع طرح ادعای طلب بابت مهریه در دادگاه ها می شده و عرفاً عموم مردم اعتقادی به داد و ستد مهریه نداشته اند کما این که هنوز هم برخی از ریش سفید ها برای دل و جرأت بخشیدن به خواستگار بخت برگشته می گویند مهریه را کی داده و کی گرفته! ضمن این که در گذشته طلاق مگر در موارد اضطراری امری مذموم شمرده می شده است.
در شرایط کنونی مهریه دروغ بزرگی است که همه وانمود می کنند آن را باور کرده اند. ظریفی می گفت: کل و کف و سوت پس از بعله گفتن عروس خانم بیشتر به دلیل شگفتی از میزان مهریه تعیین شده است وگرنه پسری که برای تأمین مخارج عروسی اش نیاز به چندین سال کار و پس انداز دارد و خانه اش هم اجاره ای است و دست گدایی اش هم به طرف دولت برای وام چند میلیونی دراز است، چگونه می تواند معادل ۲۰۰۰ سکه را به صورت عندالمطالبه به عروس خانم بپردازد. خیلی از این بیچاره ها حتی معنی عندالمطالبه را هم نمی دانند و این هم یک جور بدبختی است که گره زننده و پیوند دهنده یعنی همان عاقد به زبان فارسی نمی گوید که این مهریه را بلادرنگ باید بپردازی! نکته ی تعجب برانگیز دیگر این که عروس خانم و آقا داماد در حالی دم از تفاهم و صداقت می زنند که اولین توافقشان لاپوشانی این دروغ بزرگ است. جالب اینجاست که تمامی مهمانان و میزبانان هم می دانند که چنین مهریه ای قابل پرداخت نیست. از طرفی گاهی خانواده ی عروس برای وحشت زدایی از داماد اینگونه وانمود می کنند که مهریه صرفاً برای ارج نهادن به عروس است نه چیز دیگر و عروس خانم هم با ناز و غمزه های آنچنانی به داماد تفهیم می کند که تو باید ثابت کنی که مرا دوست داری و البته تنها راه اثبات مهر و محبت هم همین دروغ بزرگ است. البته عروس خانم برای پی بردن به صداقت داماد می تواند بگوید اگر راست می گویی مهریه ات را بیمه کن تا معلوم شود کدام شرکت بیمه جرأت بیمه کردن مهریه را دارد!
البته قانون گذاران وقتی دیدند که این رشته سر دراز دارد و هر روز باید به فکر ساختن زندان جدیدی برای بدهکاران مهریه باشند به فکر چاره افتادند و عندالمطالبه را به عندالاستطاعه تغییر دادند. به هر حال وقتی ریش و قیچی دست خودشان باشد مشکلی از لحاظ شرعی ایجاد نمی شود و صد البته خداوند هم حرفی ندارد. یعنی این که اگر آقا داماد یکصد هزار سکه هم مهریه کرد مهم نیست زیرا وقتی توانایی پرداخت آن را نداشته باشد دست عروس خانم به جایی بند نیست و تنها راه دریافت مهریه این است که عروس خانم قناعت و فرمانبری پیشه کند تا شوهرش پولدار شود و هر وقت تنور گرم شد خمیر را بچسباند چرا که از قدیم الایام گفته اند:
زن خوب فرمانبر پارسا
کند مرد درویش را پادشا
اما یک مشکل شرعی باقی می ماند و آن این که در زمان جاری شدن خطبه ی عقد می گویند عندالمطالبه و در زمان مطالبه می گویند عندالاستطاعه و برخی از آدم های وسواسی که همواره از ترس وارد شدن خدشه به ساحت قدسی دین در هراس هستند می گویند ممکن است خطبه ی عقد اغواگرانه باشد و غش اتفاق افتاده باشد که اگر عروس خانم بفهمد او هم غش می کند. و اینجاست که باید گفت واقعاً دوره ی آخرالزمان است که مردم دروغ را بر راست ترجیح می دهند که البته برای بسته نشدن باب ازدواج ظاهراً راه دیگری هم ندارند. چه خوش گفت سعدی خودمان که: «دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز»
- یکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۵ آذر ۱۳۹۶