• print
یادداشت “اسماعیل عسلی” ۱۶ آذر ۱۳۹۶

یادداشت
اسماعیل عسلی
تا چه شود؟
ایرانیان همواره به مرکزی که محل تربیت نیروهای متخصص در زمینه های گوناگون باشد توجه ویژه داشته اند به طوری که می توان به دانشگاه جندی شاپور که در عهد ساسانی اشتهار زیادی خصوصاً در زمینه ی پزشکی داشته اشاره کرد. پس از انقراض سلسله ی ساسانی نیز اگرچه با چند قرن فترت و سکوت مواجه هستیم اما زمانی که ایرانیان ابتکار عمل را در اداره ی امور به دست می گیرند و خلفای وقت به آنها اعتماد می کنند، شاهد تأسیس مدارسی هستیم که اگر چه توجه به علوم انسانی در آنها پررنگ تر است اما به پزشکی، ریاضیات، نجوم و شیمی و جغرافیا نیز اهتمام ویژه ای وجود داشته است. پس از حمله ی مغول و پهن شدن بساط ملوک الطوایفی دیگر از قطب های علمی جذب کننده ی دانشمندان از سراسر بلاد اسلامی مانند گذشته خبری نیست اما نیاز فرمانروایان به نیروهای ورزیده و متخصص و امتحان پس داده در همان شرایط نیز ایجاب می کرده که تلاش برای تربیت انسان های فرهیخته و علاقمند به دانش ورزی متوقف نشود و از طرفی همواره در این سرزمین کسانی بوده اند که حتی در صورت نبود کانون های علمی نیز اجازه نداده اند چراغ دانش و هنر خاموش شود. در عهد صفوی نیز با توجه به حاکمیت نظم و امنیت نسبی دوباره شاهد شکوفایی مدارس علمی هستیم هرچند اداره ی مدارس با تعصبات ویژه و برخی تنگ نظری ها از سوی علمای ذی نفوذ در حکومت همراه است ولی به ظهور و درخشش بزرگانی در عرصه ی معماری، حکمت و فلسفه و هنر منجر می شود. با تسلط اشرف افغان و آشوب و ناامنی که تا چندین سال تداوم دارد از تربیت دانشمندان بزرگ در حوزه های تجربی مگر در حد انگشت شمار خبری نیست تا این که در اواخر عهد قاجار و به دنبال مسافرت های شاهانه به اروپا و بیشتر به همت عباس میرزا و متعاقب آن امیرکبیر لزوم تأسیس دارالفنون بیش از پیش احساس می شود و سنگ بنای دانشگاه در قالب نوین آن گذاشته می شود و نهایتاً در عهد پهلوی اول شاهد تأسیس دانشگاه هستیم.
اصولا از زمانی که دولت ها می پذیرند که برای اداره صحیح کشور باید فارغ التحصیلان دانشگاه را به کار بگمارند، طبقات اشراف و خوانین و برخی از طیف های اجتماعی سعی می کنند یا فرزندان خود را برای تحصیل به خارج از کشور بفرستند و یا با توجه به محدودیت دانشگاه های ایران برای جذب دانشجو از این فرصت استفاده کنند. البته با توجه به جو خاصی که در دانشگاه ها وجود داشته سنت گرایان ابتدا چندان رغبتی برای فرستادن فرزندان خود به دانشگاه از خود نشان نمی دهند.
طبیعتا با توجه به برداشتی که عموم مردم و به ویژه خواص از اهمیت دانشگاه به عنوان کانون گردهمایی نخبگان داشتند، نظر اساتید و دانشجویان در خصوص مسائل اجتماعی و سیاسی برای آنها اهمیت پیدا می کند و همین موضوع موجب می شود که مراقبت ها و حساسیت ها نسبت به دانشگاه و ترکیب جمعیتی آن زیاد باشد به طوری که از زمان تأسیس دانشگاه تاکنون همواره نگاهی سهم خواهانه از سوی طبقات مختلف اجتماعی و دولت و احزاب و نهادها به دانشگاه دنبال شده است و این مسئله هنوز هم به عنوان یک چالش مطرح است؛ هر چند تعدد دانشگاه ها و کاهش جمعیت دانشجویی تا حدود زیادی از این حساسیت ها کاسته اما هنوز هم چنین حساسیتی در مورد دانشگاه های دولتی وجود دارد.
و اما راز اهمیت دانشجوی دانشگاه بودن در این است که یک جوان در سایه ی برخورداری از توان علمی و با عبور از آزمون وارد دانشگاه شده و توان فهم درس و تعلیم استاد را دارد که اگر غیر از این باشد و از هر طریق و بهانه ی دیگر به دانشگاه راه پیدا کرده باشد انصافاً دانشجو محسوب نمی شود و اعطای مدرک به چنین فردی نیز نقض غرض است چرا که هدف از تأسیس دانشگاه تربیت متخصص واقعی است نه اعطای مدرکی که توجیه کننده ی واگذاری یک شغل یا پست باشد. راز دیگر ارزش دانشگاه در این است که فارغ التحصیلان از دانشگاه پس از تربیت و تعلیم چند ساله به این باور برسند که کار را باید به کاردان و متخصص سپرد و تنها کسانی حق اظهار نظر و تعیین تکلیف پیرامون مسایل گوناگون را داشته باشند که در آن زمینه صاحب نظر و تخصص باشند. بقا و تأثیرگذاری چنین باوری در پیشرفت کشور و توسعه ی آن مشروط به این است که افراد غیرمتخصص به کار گماشته نشوند زیرا با قبول مسئولیت از سوی افراد غیرمتخصص به تدریج شاهد اظهار نظر پیرامون مسائل گوناگون از سوی کسانی هستیم که حرف دهن خود را نمی فهمند. نتیجه ی چنین رویکردی نیز این است که به تدریج اقتصاد و فرهنگ و اجتماع از مدار خود خارج می شود تا جایی که حتی با سرانگشت تدبیر هم نمی توان کلاف های سردرگم را ساماندهی کرد.
موضوع دیگری که در پیوند با دانشگاه مطرح است این که دانشگاه به دلیل این که مرکز تولید علم و عرصه ی تعامل و تعاطی افکار است از توانایی بالایی برای اداره ی خود برخوردار است و این ویژگی با دخالت های نابجایی که در دانشگاه ها صورت می گیرد چندان سازگاری ندارد
ویژگی دیگر دانشگاه کارآفرینی در سایه ی نوآوری و بسترسازی و نظریه پردازی و کاراموزی است که در حال حاضر با توجه به راه اندازی رشته های گوناگون که بعضا دورنمای امیدوارکننده ای برای به کار گرفته شدن فارغ التحصیلان آن وجود ندارد، اغلب دانشگاه ها به مراکز تولید فارغ التحصیلان بیکار تبدیل شده اند و ارزش مدارک دانشگاهی را زیر سئوال برده اند تا جایی که اخیرا پادگان های نظامی وظیفه ی کارآموزی به فارغ التحصیلان را عهده دار شده اند.
موضوع دیگری که در زمینه کم و کیف فضای سیاسی دانشگاه مطرح است انفعال اغلب دانشجویان در این زمینه است و علت آن هم این است که هنوز مرز بین سیاسی کاری و حزب بازی با مشارکت در مسایل سیاسی کشور مشخص نشده و به همین دلیل داوری پیرامون آن دشوار است و معمولا فعالیت در این زمینه بدون پشتوانه های بیرونی از مصونیت بالایی برخوردار نیست.به همین دلیل تجمعات و فعالیتهای سیاسی عمدتا در مناسبت های خاص و به صورت مقطعی برگزار می شود و انسجام و کارآیی چندانی ندارد.
در مجموع به نظر می رسد که دانشگاه ها در ایران از بدو تأسیس تاکنون نتوانسته اند قابلیت های گوناگون خود را به نمایش بگذارند و نقشی تمام و کمال در توسعه کشور ایفا کنند به طوری که گاهی به میدان جولان احزاب سیاسی تبدیل شده اند و جوانان پرشور و بی گناه را در مهلکه های خطرناک قرار داده اند و گاهی تحت تأثیر فشارهای بیرونی از کیفیت خود کاسته اند و در بهترین وضعیت نیز به تأمین کننده نیروهای متخصص مورد نیاز کشورهای توسعه یافته تبدیل شده اند و گاهی نیز تا سرحد یک بنگاه اقتصادی نزول کرده اند و دقیقاً به همین دلایل قادر به برقراری ارتباط تنگاتنگ با کارخانجات و کارگاه ها نبوده اند و به همین دلایل عده ای به تازگی کشف کرده اند که دانشگاه ها نیازمند خانه تکانی اساسی هستند. تا چه شود؟

سرمقاله
محمد عسلی
بیت¬المقدس خط قرمز مسلمانان و یا پاشنه آشیل فلسطینیان؟
بیت¬المقدس «مسجدالاقصی» نخست به عنوان قبله اول مسلمانان توسط پیامبر اسلام (ص) تعیین شد؛ پس از فتح مکه خداوند از طریق وحی به پیامبر اسلام فرمود که: مسلمانان به سمت مکه نماز بگزارند.
در طول جنگ¬های صلیبی که به جنگ¬های صد ساله معروف است و در آن مدت بارها بیت¬المقدس توسط جنگجویان مسیحی و مسلمانان دست به دست می¬شد بالاخره توسط صلاح¬الدین ایوبی فتح شد و از آن تاریخ به بعد هم بیت¬المقدس برای ادیان یهودی، مسیحیت و اسلام مقدس و مورد احترام بوده است.
پس از فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمد فاتح پادشاه عثمانی که توانست بخش عمده-ای از اروپای شرقی را نیز ضمیمه فتوحات خود کند؛ مسلمانان و به ویژه امپراطوری عثمانی زنگ خطری برای کشورهای اروپایی و به ویژه مسیحیت و یهودیان بوده است…
پس از جنگ جهانی دوم که امپراطوری عثمانی شکست خورد و با ترفند لورنس جاسوس و گماشته انگلیسی، استامبول توسط طوایف عربستان و به فرماندهی وی سقوط کرد و بعد از آن کشورهای عراق، اردن، ترکیه و دیگر فتوحات امپراطوری عثمانی تجزیه شدند فلسطین به عنوان کشوری که چندان اقتدار نظامی نداشت با برنامه¬ریزی انگلیسی¬ها و حمایت از یهودیان محلی برای اسکان بیشتر آنان که در جنگ جهانی دوم توسط هیتلر در آلمان پاک¬سازی قومی شده بودند که بعدها با تبلیغات گسترده غربی¬ها به هولوکاست معروف شد به فلسطین کوچانده شدند و گروهی از جوانان یهودی را مسلح کردند تا بی¬رحمانه مسلمانان را از خاک خودشان برانند و در دل این خاک چونان غده¬ای سرطانی اسراییل را به وجود آورند در سال¬های ۱۹۶۳ و ۱۹۷۳ بین کشورهای عربی و اسراییل جنگ¬های خونینی درگرفت که در جنگ اول ۱۹۶۳ ناصر رئیس جمهور مصر، حافظ اسد رئیس جمهور سوریه با همراهی اردن توسط ارتش اسراییل که با حمایت آمریکا به سلاح¬های پیشرفته نظامی مجهز شده بودند شکست خوردند و در نتیجه صحرای سینا بخشی از نوار مرزی اردن و بلندی¬های جولان سوریه به دست اسراییلی¬ها افتاد و رژیم اشغالگر قدس با ستمگری بسیار بارها و بارها به کشتار مسلمانان بی¬دفاع فلسطین پرداخت و لحظه به لحظه آنها را از زادگاه خود به عقب راند که فجیع¬ترین آن بمباران صبرا و شتیلا بوده است.
در سال ۱۹۷۳ با حمایت سایر کشورهای عربی از جمله سوریه که در خط مقدم بود سادات رئیس جمهور مصر توانست صحرای سینا را از چنگ اسراییل در آورد و در صلحی که به صلح کمپ دیوید مشهور شد کارتر رئیس جمهور آمریکا توانست بین مصر و اسراییل آشتی دهد لذا مناخیم بگین نخست وزیر رژیم صهیونیستی «اسراییل» سادات رئیس جمهور مصر و کارتر رئیس جمهور آمریکا پای صلحنامه را امضاء کردند.
این صلح که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران اعلام شد مورد مخالفت رهبر کبیر انقلاب ایران امام خمینی قرار گرفت و ایران آن را به رسمیت نشناخت و سفارتخانه اسراییل در تهران را تعطیل و سفارتخانه فلسطین را اجازه تأسیس داد.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون ایران با کشوری به نام اسراییل که در دل کشور اسلامی فلسطین تشکیل شده است مخالفت کرده و در جهت تقویت فلسطینیان حمایت¬های مالی و سیاسی خود را از آنان دریغ نکرده است.
متأسفانه شکافی که بین گروه¬های مختلف فلسطینی از جمله جهاد اسلامی، حماس و جبهه آزادی¬بخش فلسطین به وجود آمده موجب شده غزه که محل سکونت مبارزان فلسطینی است و توسط حماس اداره می¬شود بارها مورد تهاجم هواپیماهای دشمن صهیونیستی قرار بگیرد و به کشتار مردم بی¬دفاع منجر شود.
در طول سالیانی چند که گروه¬های مبارز فلسطینی خواسته¬اند به وحدت برسند اسراییل تلاش کرده است با بهانه¬های واهی و شیطنت¬های سیاسی نگذارد این اتحاد صورت بگیرد لذا دو گروه یکی طرفدار هنیه و دیگری طرفدار محمودعباس چند نوبت به جنگ و مقابله با یکدیگر پرداخته¬اند و همین وقایع موجبات تضعیف آنان را فراهم نموده که اسراییل توانسته است علیرغم مخالفت آنان به ساخت و ساز بیشتر در محل¬های مسلمان¬نشین ادامه دهد و به هیچیک از قراردادهای بین¬المللی و خواسته¬های کشورهای مسلمان توجهی نکند تا به اینک که رئیس جمهور آمریکا با فشار بر کشورهای عربی و مسلمان اعلام کرده است بیت-المقدس پایتخت اسراییل است و باید سفارت آمریکا در تل¬آویو به بیت-المقدس منتقل گردد.
و اما بعد:
این سیاست قلدرانه و بی¬منطق که علیرغم مخالفت¬های کشورهای اسلامی از جمله ایران، ترکیه و عربستان در حال انجام است صرفاً بهانه¬ای برای تحریک مسلمانان و کشاندن آنان به یک جنگ تحمیلی و فرسایشی است تا قدرت نظامی و سرمایه¬های مادی و مالی و نیروهای انسانی خود را روانه جنگی کنند که حاصل آن ورود آمریکا به صحنه جنگ و نهایتاً ایجاد تفرقه و نفاق و احیاناً شکست مسلمانان است.
این پاشنه آشیل مسلمانان که فعلاً اسراییل خوانده می¬شود از همان ابتدای موجودیت ترسی در دل شاهان عرب کشورهای نفت¬خیز ایجاد نموده تا سرکیسه را به سمت خزانه¬های آمریکا شل کنند و مدام از آمریکا و دیگر کشورهای غربی برای حفظ موقعیت خود اسلحه گران بخرند و از ترس زیر پر و بال آمریکا باشند هر چند آمریکا تاکنون هیچگاه هویت و قدرت آنان را عملاً باور نکرده و به ظاهر به عنوان شاهان دست¬آموز و هم¬پیمانان آمریکا از آنان یاد می¬کند.
و اما بعدتر:
اینک ترامپ رئیس جمهور آمریکا با ایران¬هراسی از یک سو جیب شاهان عربستان، امارات، قطر و بحرین را که از محل فروش نفت پر شده خالی می¬کند و از طرف دیگر با ایجاد تنش بین دو کره شمالی و جنوبی در آن سوی منطقه شرق آسیا برای امتیازگیری از ژاپن، کره جنوبی و چین تهدید به جنگ اتمی با کره شمالی کرده و بر طبل مخالفت و جنگ می¬کوبد تا افکار عمومی را برای خالی کردن جیب ژاپنی¬ها، کره¬ای¬ها و حتی چینی¬ها آماده سازد.
اینک که اسراییل¬هراسی‌ با ترغیب پادشاه عربستان و امیران امارات و قطر و بحرین برای دوستی با اسراییل کاهش یافته و تنش ایران و ترکیه با اسراییل به مرحله حادتری سوق داده شده و ترامپ از جانب اعراب خیالش راحت شده که عزمی برای مخالفت ندارند و دستشان بسته است زیرا هراس از ارتش و قدرت و نفوذ سیاسی و مذهبی ایران ترس در دلشان انداخته و به دامن آمریکا برای حفظ موقعیت پادشاهی خود چنگ انداخته¬اند. موضوع تغییر پایتخت اسراییل از تل¬آویو به بیت¬المقدس جدی¬تری شده تا ترکیه و ایران را بیشتر تحریک کرده و احیاناً آنها را به مخالفت شدید و جنگ بکشانند. چون نجات اقتصاد ورشکسته آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی هم¬پیمان با آمریکا در جنگ فرسایشی دیگری گره خورده است که اجتناب از آن برای آمریکا میسر نیست.
و متأسفانه جنگ رسانه¬ای که بیش از هر سال است مدام تقویت می¬شده از یک طرف مدیریت بر افکار عمومی مردم کشورهای اسلامی برای تخریب و زیر سؤال بردن باورهای دینی¬شان مطمح نظر غرب بوده است و از طرف دیگر ایجاد ترس و رعب با این ترفند که گزینه نظامی روی میز است و اسراییل را مانند حیوان درنده دست¬آموزی پیشقراول کرده¬اند تا با حداقل ۴۰۰ کلاهک هسته¬ای تهدیدی باشد برای کشورهای اسلامی. ناگفته پیداست که: داستان تو خود می¬کشی خود تعزیه می¬داری از مدت¬ها قبل ترفند انگلیس و آمریکا بوده که نمونه آن را در منطقه خلیج فارس شاهد بودیم وقتی آمریکایی¬ها صدام را تحریک کردند تا به کویت و ایران حمله¬ور شود و بعد از چندی به بهانه تجاوز به کویت در جنگ خلیج فارس بی-رحمانه او را شکست داده و با خفت و ذلت محاکمه و به دار مجازات آویختند هر چند این مجازات حق صدام بود به علت کشتار ناجوانمردانه مردم ایران در جنگ تحمیلی ۸ ساله اما نه به دست آمریکایی¬ها که خود بعدها جنایت¬های بی¬شماری در عراق، افغانستان، سوریه، یمن، لیبی و مصر به انحای مختلف مرتکب شدند.
در پایان ذکر این نکته و یادآوری آن لازم است که در واقع این امام خمینی بود که دولتمردان آمریکا را که از دل سازمان سیا بیرون می¬آیند شیطان بزرگ خواند. شیطان بزرگی که توانسته این چنین بسیاری از مردمان ستمدیده مسلمان و نیز کشورهایی مانند ژاپن، کره و ویتنام را ظالمانه به جنگ¬های وحشتناک بکشاند.
دیر نباشد که فواره چون بلند شود سرنگون شود. ان¬شاءالله
والسلام

Comments are closed.