سرمقاله
اسماعیل عسلی
تبسّم خدا
اگر گشت و گذاری در تاریخ اجتماعی ایران داشته باشیم در می یابیم که امور این خطه از دیرباز تاکنون بر محور اندیشه های خیرخواهانه ی نیکوکاران استوار گردیده است. در همین شیراز خودمان صدها مدرسه، ده ها بیمارستان، آسایشگاه روانی، مسجد، کتابخانه، بوستان و باغ، سقاخانه، قنات، آب انبار، کاروانسرا، زورخانه، حمام، ورزشگاه و بنیادهای خیریه به همت کسانی که آرزوی خدمتگزاری جاودانه و بدون بازنشستگی به این مردم را داشته اند تأسیس گردیده و حتی رادمردانی در همین شیراز پیدا شده اند که هزینه ی لوله کشی آب آشامیدنی مردم را برای اولین بار از جیب خود پرداخت کرده اند و نام و یادشان ورد زبان مردم است و مردم همواره از کسانی مانند نمازی و خلیلی به عنوان شخصیت های مورد احترام شیرازی ها و ایرانی ها و حتی جهانیان یاد می کنند. چرا می گوییم جهانیان زیرا در همین دبیرستان و هنرستان نمازی دانش آموزان و هنرآموزانی تربیت شدند که بعدها ادامه تحصیل دادند و به مدارج بالای تحصیلی رسیدند و در لباس پزشک، فیلسوف و دانشمند و معمار و هنرمند به جامعه ی بشری خدمت کردند. نیکوکاران، زنان و مردان بی ادعایی هستند که نه هرگز به خاطر کاری که کرده ¬اند از مردم رأی خواستند و نه به دنبال جمع کردن طرفدار و بادمجان دور قاپ چین بوده اند. مردان و زنان نیکوکاری که باور داشتند پس از امروز فردایی هست که خداوند به حساب آنها رسیدگی می کند. هنوز هم با وجود این که در کشوری ثروتمند و سرشار از منابع نفت و گاز زندگی می کنیم مدیرانی پرمدعا داریم، مسئولین محلی و کشوری هرگاه در مقام پاسخگویی به نیازهای پیش پا افتاده ی مردم در می مانند و کفگیرشان به ته دیگ می خورد دست به دامان صاحبان همت های بلند می شوند. هنوز هم نیکوکاران در کمک رسانی به زلزله زدگان از مسئولین و نهادهای رسمی سبقت می گیرند و به دستگیری همنوعان خود می شتابند. هنوز هم تنها ملجأ و تکیه گاه مردم همین نیکوکاران هستند که بدون گزینش و قوم و خویش بازی و خط کشی بین مردم و بدون این که از اندیشه و باور آنها پرسش کنند به آنها عشق می ورزند. هنوز هم در بسیاری از خانه ها قلک هایی در گوشه ی اتاق هست که ساکنان خانه نذر و نیاز و کفاره ی گناهان خویش را به پول تبدیل کرده و به دست خدا می سپارند. خدایی که از درون قلک ها و از درون مغز ها و قلب ها و نیت ها خبر دارد. خدای نیکوکاران همه جا هست و هرگز نمی میرد که قبری داشته باشد که بخواهند دور آن بگردند. خدایی که همه چیز در دست اوست. خدایی که هیچ دعایی را بی پاسخ نمی گذارد و هیچ بنده ای را از درگاهش نمی راند. خدایی که برای سخن گفتن با او نیازمند پارتی بازی و واسطه تراشی و توصیه گرفتن نیستیم. خدایی در دسترس که برای جلوگیری از سوء استفاده برخی دکان داران فرموده است من از رگ گردن هم به بندگانم نزدیکترم. برای ملاقات با خدا نیازی نیست از خودت دور شوی و اختیار خودت را به این و آن بدهی. نیت خیر هم که داشته باشی رفیق خدا به حساب می آیی حتی بچه هایی که هنگام بازی و قایم باشک دور قلک های مخصوص هدیه به نیازمندان می گردند و آن را در آغوش می گیرند احساس می کنند که حاجی شده اند. چه بسیار دختران بی سرپرست و رها شده ای که از نردبان لطف و محبت نیکوکاران بالا رفته اند و روی پشت بام خوشبختی قدم زده اند.
عشق به همنوع و نیک ورزی صرفاً در گرو برخورداری از ثروت و مکنت نیست. اگر ثروتمند باشی چه بهتر و اگر نباشی حتی با گذاشتن تنه ی درختی روی جوی آبی که مردم بتوانند به عنوان پل روی آن پا بگذارند می توانی نام خود را در فهرست نیکوکاران ثبت کنی. اگر قدرت جابجایی تنه ی درختی را هم نداشته باشی از لبخند زدن به مردم و مهربانی با آنها دریغ نکردن بی گمان راهی است که به بهشت ختم می شود. کسانی که خدا را سخت گیر معرفی می کنند تا دور و بر خودشان را شلوغ کنند می خواهند تنهایی به بهشت بروند و نمی دانند که هیچ کس تنهایی به بهشت نمی رود. بهشت جایی است که خودمان باید آن را بسازیم و خشت و گل و سقفش را همین جا جور کنیم. بهشت همین جاست. در خانه ات را که به روی دیگران باز بگذاری نسیم بهشتی وارد می شود. دست هایت را که بر سر یتیمی بگیری درخت طوبی جوانه می زند. اشکی را که از گونه ای خیس پاک کنی چشمه ی کوثر می جوشد. حزن و اندوه را که از مردم دور کنی بهشت جلوه گر می شود. دل مردم را که به دست بیاوری تبسم را بر لب های خدا می بینی دنیا زمین تمرین آخرت است. بهشت همین جاست. اگر آدم ها نتوانند در همین دنیا بهشت بسازند مانند کسی هستند که بذر نپاشیده در انتظار درو کردن هستند. خوشا به حال نیکوکاران که به تبسّم خدا دل بسته اند.
- سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۸ آذر ۱۳۹۶