سرمقاله
محمد عسلی
زلزله ناکارآمدی در اقتصاد مقاومتی
اگر تعبیر سیاه¬نمایی از این نوشتار نشود، شرایط اقتصادی فعلی قبل از آنکه به کمبود نقدینگی و یا سیاست تورم¬زدایی مربوط شود بیشتر به آن می¬ماند که زیرآب یک استخر بزرگ زده شود بدون آنکه آبی بدان حجم برای جایگزینی در نظر گرفته شود. یکی آمد آنقدر پهن کرد که نتوانست جمع کند. دیگری آمده آنقدر تنگ کرده که آبی از روزنی بیرون نمی¬آید.
چنین پیداست که برنامه¬ریزان اقتصادی سوراخ دعا را گم کرده¬اند؛ از یک طرف وعده اشتغالزایی می¬دهند و از دیگر طرف پولی برای رونق بازار و حفظ مشاغل فعلی تزریق نمی-کنند.
وضعیت کنونی اقتصاد بازار با نوعی رکود کم¬نظیر مواجه است و به حالتی می¬ماند که از اقشار ضعیف توقع روزه سالیانه داشته باشیم.
از کاسب و اداری و کارمند و کارگر گرفته تا مقاطعه¬کاران و تولیدکنندگان و هم مصرف-کنندگان فقط یک حرف می¬زنند؛ همه می¬گویند: پول نداریم.
سؤال؟
چرا پول در بازار گردش ندارد؟ آیا قدرت خرید مردم کم شده یا هزینه¬ها افزایش یافته¬اند؟
نقدینگی¬ها کجا هزینه می¬شوند؟
چرا ساختمان¬سازی از رونق افتاده؟
چرا علیرغم اعلام کاهش تورم روز به روز شاهد گرانی بیشتری هستیم؟
چرا مغازه¬ها یکی پس از دیگری بسته می¬شوند؟
چرا مطالبات پیمانکاران پرداخت نمی¬شود؟
چرا در شرایط جنگ تحمیلی ۸ ساله با این چنین بحرانی مواجه نبودیم؟
چرا دولت یارانه¬های مطبوعات را قطع می¬کند و یا متولیان آن را در جای دیگر مصرف می¬کنند و توقع دارند رسانه¬ها بتوانند در برابر تهاجم سیاسی و فرهنگی غرب با دست پر مقابله کنند؟ (ادامه…)