سرمقاله
محمد عسلی
ایران بعد از شاه
نسل جوان امروز ایران، از دو مقوله مهم انقلاب اسلامی تا حدود زیادی بی¬خبر است.
یکم چرا شاه، ایران را ترک کرد و برای حفظ هر آنچه به قول خودش در کتاب مأموریت برای وطنم؛ «ایران، سلطنت و منافع ملی» گفته بود، جانش را به خطر نیانداخت و تا آخرین قطره خون به دفاع از دستاوردهای نظام پادشاهی پهلوی مقاومت نکرد.
دوم اینکه ایران بعد از شاه تا چه میزان مورد هجوم دولت¬ آمریکا و مخالفان داخلی و خارجی قرار گرفت و در این میان با کدام نیرو به مقابله پرداخت.
و اما بعد:
به شهادت اظهارات تمامی کسانی که در خصوص علت فرار شاه و چگونگی آن دست به خاطره¬نویسی زده¬اند اعم از سردمداران داخلی و خارجی و بستگان و وابستگان شاه عواملی در این فرار مؤثر بوده¬اند.
نخست اینکه شاه از تمامی اقداماتی که برای سرکوب قیام مردم می¬توانست انجام دهد استفاده کرد اما نتیجه¬ی مثبتی دریافت نکرد.
از جمله، تخریب شخصیت امام خمینی (ره) به انحای مختلف از طریق مطبوعات و تلویزیون دیگر ایجاد ترس و رعب با ورود نیروهای نظامی و انتظامی و بگیر و ببندهای ساواک و نیز حکومت نظامی در شهرهای بزرگ ایران و نهایتاً آخرین سخنرانی تلویزیونی و رادیویی وی که در واقع بیشتر به یک توبه¬نامه شبیه بود و ضعف و ترس او را در اذهان عمومی تداعی می¬کرد و دل کسانی را هم که بعضاً امیدی به ماندن و مقاومت او بسته بودند خالی نمود.
به نظر می¬رسد که اگر برگردیم به وضعیت روحی شاه در آن شرایطی که سخت مورد شماتت مردم انقلابی ایران قرار گرفته بود هیچ جسارت و شجاعتی که بتواند برای اندک طرفدارانش دلگرمی ایجاد کند از وی دیده نشد؛ بلکه به قول احسان نراقی: «در زیرزمین تاریک کاخ سر در گم و هراسان تمامی امیدش را از دست داده بود و با شنیدن اظهار نظر کسانی که از آنها مشاوره می¬خواست قدرت تصمیم¬گیری نداشت.
عدم استقلال و وابستگی به قدرت¬های خارجی از جمله آمریکا و انگلیس که بیشترین منافع خود را در ایران مدیون رژیم پهلوی بودند و تا آخرین لحظات حضور شاه در ایران، از وی حمایت می¬کردند، شاه را ابتدا امیدوار می¬ساخت که بعد از فرار دوم بتواند با یک کودتای نظامی دوباره بر اریکه قدرت تکیه زند و یا در صورت بیماری و ناتوانی شرایط را برای ولیعهد و جانشین خود فراهم نماید؛ اما بعد از فرار وی، نه ارتش، نه ساواک و نه رجال سیاسی و نه آمریکا و انگلیس و فرانسه در مجموع نتوانستند شاه را به کشور برگردانند.
در بین کشورهای اسلامی بیش از همه عربستان و مصر از رفتن شاه ناراحت بودند و تا نزدیکی¬های پیروزی انقلاب اسلامی از رژیم شاه حمایت کردند. سادات حتی گروهی را برای مذاکره با امام خمینی (ره) تعیین کرد که از ایشان بخواهند اصل سلطنت را بپذیرد اما امام (ره) با آنها ملاقات نکرد.
هم دولت و پادشاه عربستان و هم سادات رئیس جمهور مصر از انقلاب اسلامی ایران که بیداری مسلمانان را در پی داشت و یک انقلاب اسلامی و دینی را نوید می¬داد در هراس بودند و تاریخ هم نشان داد که هراس هر دو اینها بی¬دلیل نبوده است عربستان بعد از انقلاب اسلامی ایران دستخوش اعتراضات و تحولاتی بوده است و سادات هم به دست شهید اسلامبولی یکی از مخالفان خود کشته شد.
قدرت¬های سوسیالیستی از جمله چین و شوروی تا آخرین لحظات حضور شاه در ایران از رژیم حمایت می¬کردند و بیم آن داشتند که اوضاع ایران بی¬ثبات شود و منافعشان به خطر افتد هر چند در سال¬های ۵۶ و ۵۷ مقامات ایران اظهار می¬کردند: اغتشاشات ایران زیر نظر کمونیست¬هاست.
رهبر حزب کمونیست و رئیس جمهور چین در هفتم شهریور ۱۳۵۷ وارد ایران شد و به ستایش از شاه پرداخت. چون وی برای اولین بار بود که از یک کشور غیرکمونیستی مانند ایران دیدار می¬کرد به همین جهت این مسافرت به عنوان حمایت از رژیم شاه تلقی شد خصوصاً وقتی خبرگزاری دولتی چین شین هوآ خبر قتل عام میدان ژاله در ۱۷ شهریور را توجیه¬آمیز مخابره کرد و تلویحاً مردم ایران را مورد سرزنش قرار داد.
وقتی خبر دیدار رهبر چین به امام خمینی (ره) رسید، امام ادعای مائوئیست¬ها را مانند لنینیست¬ها دروغ نامیدند و بار دیگر مسافرت هواکوفنگ را مورد انتقاد قرار دادند.
دولت شوروی هم که با یک ایدئولوژی مارکسیستی اداره می¬شد علیرغم رهبری نهضت-های آزادیبخش در جهان، در مقابل نهضت اسلامی ایران موضع منفی گرفت و از رژیم شاه حمایت کرد. شوروی در نهضت ۱۵ خرداد قیام مردم ایران را یک قیام مرتجعانه و انقلاب سفید شاه را یک اصلاحات مترقیانه نامید زیرا با یک اقلیت ۵۰ میلیون مسلمان در روسیه مواجه بود که می¬ترسید مشکلاتی برای روسیه در پی داشته باشد و علناً هم در زمان ریاست جمهوری گورباچف شاهد بودیم وی با اصلاحات اجتماعی «پروسترویکا» آزادسازی ایالت¬های مسلمان و مسیحی را شاهد بود.
و اما بعدتر:
تاریخ گواه این واقعیت است که هیچ یک از قدرت¬های مادی، نظامی، سیاسی و پشتوانه-های خارجی نتوانستند نظام سلطنت و به ویژه شاه را در ایران حفظ کنند و چون او با تمامی تجارب مستبدانه و دروغ¬پردازی¬ها نتوانست بماند بعد از گذشت قریب به ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و تثبیت جمهوری اسلامی هیچ شاهی نخواهد توانست در ایران پایه¬های سلطنت را دوباره بنا نماید.
نسل سوم انقلاب ایران به خوبی آگاه است که انقلاب اسلامی ایران که با خون شهدای بزرگوار، متدین و شجاع تثبیت گردیده توانسته در منطقه و جهان تأثیرگذار باشد و اگر امروز بعضی فرصت¬طلبان، منافقان و زراندوزان توانسته¬اند از آب گل¬¬آلود «تحریم¬های ظالمانه» ماهی¬های درشت بگیرند نخواهند توانست بر مقدرات کشور و هویت انقلابی ما تأثیرگذار باشند.
برای بهبود وضع اقتصادی و ناکارآمدی و خیانت پول¬پرست¬ها نیاز به یک تحول فرهنگی و بازرسی مجدانه داریم.
ایران بعد از شاه برای سرافرازی و ماندگاری بر اریکه آزادی و استقلال و حفظ جمهوری اسلامی سختی¬های زیاد و فراز و نشیب¬های بسیاری را متحمل شده است و خسارت¬های مادی و جانی بسیاری را تجربه کرده است؛ نباید غفلت کنیم و تحت تأثیر ترفندهای دشمنان داخلی و خارجی قرار گیریم باید هر روز فصلی از تاریخ انقلاب اسلامی ایران را بخوانیم. تاریخی که حاوی حقایق و وقایع اتفاقیه باشد.
ما به عقب بازنمی¬گردیم، نسل روشن، باسواد، باهوش و شجاع امروزی ما که از فضاهای تاریک تحجر و واپس¬گرایی بیرون آمده و تمامی امکانات کسب آگاهی¬ها را در اختیار دارد هیچ خبر و یا نوشته و گفته¬ای را بدون مستندات درست و واقعی نمی¬پذیرد.
ما همه می¬دانیم و به این مهم وقوف کامل داریم که هیچ یک از بر هم زنندگان نظم عمومی و امنیت ما دوست ملت و کشور ایران نیستند و هر کدام به دنبال حفظ منافع خودشان می¬باشند. دولت ما و گردانندگان کشور هم می¬دانند که راهی جز شفاف¬سازی و پیروی از صداقت در گفتار و عمل ندارند. بهمن هر سال فرصت خوبی برای مرور تاریخ انقلاب اسلامی است اگر این فرصت را از دست ندهیم.
والسلام
—————————————-
منابع:
(۱) کتاب از کاخ شاه تا زندان اوین «نراقی»
(۲) اسناد انقلاب اسلامی
(۳) صحیفه¬ی امام
(۴) روزنامه¬های کیهان و اطلاعات
- جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۷ بهمن ۱۳۹۶