زیر باران شادی
ما در جریان زندگی روزمره بارها از واژه ی خوش بودن
استفاده می کنیم. معیار اصلی ما از انتخاب رشته ی تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر، تعداد فرزند، مکان زندگی، تفریح، مسافرت، دور هم نشینی، بازی، خوردن، پوشیدن، انواع معاشرت ها، خواب و استراحت و حتی پناه بردن به خلوت تنها یک چیز است و آن رسیدن به اوج خوشایندی است. تا آنجا که می توان گفت نیروی محرکه ی همه ی انسان ها در خوش بودن نهفته است. حتی آداب دانی اخلاق مداران مذهبی نیز نهایتاً برای رسیدن به بهشت است که آرمانی ترین سرچشمه ی خوشی و راحتی است و همه در آنجا شاد هستند و از گریه خبری نیست و ساکنانش نه ترسی دارند و نه اندوهی. به قول حضرت مولانا:
این همه عالم طلبکار خوش اند
وز خوش تزویر اندر آتش اند
اما چه اتفاقی می افتد که ما علی رغم تلاش های زیادی که برای خوش بودن داریم باز هم راه را گم می کنیم؟! شاید داستان بر سر این است که خوشی را تنها برای خودمان می خواهیم. تردیدی نیست که هزینه ی خوشی همگانی خیلی کمتر است. خوشی همگانی در گرو این است که شادی یکی به اندوه دیگری نیانجامد! به قول آن بزرگمرد:
آفت این در هوا و شهوت است
ورنه اینجا شربت اندر شربت است (ادامه…)
- دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
- سرمقاله
