سرمقاله
محمد عسلی
دستگیری از بینوایان ضامن امنیت است
هر جامعه¬ای برای بقا و ماندگاری با سلامت، باید نیازهای طبیعی و خواست¬های معقول خود را پاسخگو باشد.
جامعه به جنگلی پر از درختان متنوع ماننده است که ریشه در اعماق دارند. هر زمان درختی نتواند آب و غذا به آوندهای خود برساند به مرور ضعیف و ناتوان می¬شود؛ برگ و بارش می¬ریزد و حشرات به ریشه و ساقه و برگ آن حمله¬ور می¬شوند. هر درخت بیمار و ناتوان زمینه را برای رشد و نمو حشرات موذی فراهم می¬کند و جنگل آسیب¬پذیر می¬شود.
جامعه هم بدینگونه آسیب¬پذیر می¬شود که در آن افراد بیمار، فقیر و بیچاره و ناتوان زیاد شوند، اینها برای بقای خود دست به کارهای خلاف می¬زنند و امنیت جانی، مالی، روانی و فرهنگی دیگران را به خطر می¬اندازند.
اولین نیروی محرکه آزار دهنده حسادت است؛ در جوامع طبقاتی که فاصله فقر و غنا زیاد است جرایم بیشتری مشاهده می¬شود اگر هر کس بخواهد برای حفظ امنیت خود و دیگران قدمی بردارد علاوه بر آنکه می¬باید خود را مقید و موظف به قانونمداری و اصلاح و تهذیب نفس نماید باید در حد مقدورات و بضاعت دین خود را به صورت مادی و فرهنگ¬سازی ادا نماید.
در چنین صورتی است که یک جامعه از بسیاری ناهنجاری¬ها سالم می¬ماند.
اینکه یکی از اصول اخلاقی اسلام تعاون و دستگیری از بیچارگان است ریشه در مسئولیت¬پذیری نسبت به جامعه دارد. از این رو است که اسلام نه اصالت را به فرد می¬دهد و نه اصالت را به جمع بلکه ضمن حفظ حقوق فردی توجه به حقوق و نیازهای جمعی را نیز متذکر می¬شود.
جمله «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیه» خود یک باب اخلاق اجتماعی است. بدین معنی که همه ما نسبت به یکدیگر مسئول هستیم و این مسئولیت است که آدمی را به هدایت دیگران ترغیب می¬کند. (ادامه…)