سرمقاله
محمد عسلی
بگم بگم¬های سال ۹۶ و آثار آن
ضرب¬المثل قدیمی «زمستان رفت و روسیاهی به زغال ماند» حکایت مدیرانی است که در انجام وظیفه قصور یا تقصیر داشتند و حوادثی را برای کشور و مردم رقم زدند، حوادثی که یا در ایجاد آن مؤثر بودند و یا برای مقابله با آن کوتاهی کردند.
حوادث طبیعی هم که الی ماشاءالله مردم با آن روبه¬رو شدند. سیل، زلزله، طوفان نمونه-هایی از حوادث طبیعی بودند که مهم¬ترین آن زلزله کرمانشاه بود. سیل و طوفان در گیلان و مازندران قربانی گرفت که گاه و بیگاه رسانه¬ها، خبری از گله¬های مردم آسیب¬دیده پخش کردند و هر یک از مسئولان گناه را به گردن دیگری انداخت.
مهم¬ترین حوادثی که دل مردم را لرزاند و همه را در ماتم و غم فرو برد تصادف کشتی سانچی و سقوط هواپیمای آسمان به مقصد یاسوج بود که هنوز هم اما و اگرهایی در علل آنها ورد زبان¬های مسئولان و کارشناسان و مردم است.
اعتراضات خیابانی بر علیه فساد، تبعیض و بیکاری که منجر به سوء استفاده مخالفان نظام شد هم یکی از وقایع و حوادث ناگوار سال ۹۶ بود که با تدبیر مسئولان و حضور بموقع مردم دست دشمنان از ایجاد ناامنی و تخریب قطع شد. اما تقاضاهای مشروع و قانونی مردم بویژه جوانان تحصیلکرده بیکار و معترضین به فساد و تبعیض به قوت خود باقی است و سال ۹۷ فرصتی است تا مسئولان به خود آیند و برای رفع معضلات اجتماعی و رفع کدورت¬ها کاری کنند.
و اما بعد: (ادامه…)