سرمقاله
اسماعیل عسلی
سه واژه کلیدی
همزمان با اوج گیری فعالیت¬های اداری و اجرایی سال ۹۷ اولین موضوعی که اذهان را به خود مشغول می¬دارد تعریف ساز و کاری است که بتواند تضمین کننده¬ی تحقق شعار حمایت از تولید ملی باشد.
وقتی از حمایت سخن می¬گوییم دیگر نمی¬توان بین دولت و ملت مرزی قائل شد زیرا همه مخاطب آن هستند. حمایت دولت در قالب برنامه ریزی¬ها و ایجاد هماهنگی بین ارگان¬ها، وزارتخانه¬ها و نهادها تحقق می¬یابد که البته مجلس و قوه قضائیه نیز در چارچوب اختیارات و وظایف خود به این امر مهم ورود پیدا می¬کنند. حمایت مردم از تولید ملی نیز زیر چتر احساس هم سرنوشتی نمود پیدا می¬کند. احساس هم سرنوشتی پیوندی ناگسستنی با مفهوم ملیت دارد. لذا اتخاذ سیاست¬هایی که مردم و دولت را به یکدیگر نزدیک¬تر کند می¬تواند در این راستا نقشی کلیدی داشته باشد. جلوگیری از انحصارطلبی، وسیع¬تر کردن دایره¬ی قدرت به نحوی که همه¬ی مردم از امکان اظهار نظر و ایفای نقش در راستای اداره¬ی بهتر امور برخوردار باشند و پرهیز از میدان¬داری اقلیتی شناخته شده تحت عنوان اصولگرا و اصلاح طلب در اشغال پست های مدیریتی که البته از کارآیی چندانی هم برخوردار نیستند. از جمله راهکارهای قابل تصور برای تقویت وحدت ملی است. ما باید به مفهوم واژه¬ها زمانی که می¬خواهیم آنها را در کنار یکدیگر قرار دهیم توجه داشته باشیم. حمایت از تولید ملی در بر گیرنده¬ی سه واژه کلیدی است. حمایت فراگیر زمانی محقق می¬شود که اراده¬ی دولت و ملت در یک راستا قرار گیرد و شاهد هرزروی انرژی و ثروت ملی نباشیم. این که دولت از یک سو بر اساس برنامه¬هایی که تدارک می¬بیند پول تزریق کند، وام بدهد و مجلس نیز چارچوب مناسبات مالی، اداری و گمرکی را در قالب قوانین ابلاغ نماید اما از سویی دیگر مردم راه خودشان را بروند و نقدینگی-ها در مسیر قاچاق و خارج از چرخه¬ی تولید قرار گیرد، ما را به جایی نمی¬رساند. لذا مردم و مسئولین باید یکدیگر را باور کنند و چنین باوری ایجاد نمی¬شود مگر در سایه¬ی احساس هم سرنوشتی و آن نیز تابع فرآیندی است که ظرف دو دهه¬ی گذشته آسیب¬¬های فراوانی دیده و برای التیام زخم های ایجاد شده نیازمند بازنگری در سیاست¬ های کلی هستیم که مهمترین آن مبنا قرار دادن منافع ملی و تنظیم سیاست خارجی بر اساس ظرفیت¬های اقتصادی است.
ما در بحث تولید نیازمند ارتباط معقول با اکثریت کشورها خصوصا کشورهای صاحب تکنولوژی و برخوردار از توان اقتصادی بالا برای جلب سرمایه¬گذاری هستیم و به موازات آن نیازمند امنیت هستیم اما امنیتی که بتواند اقتصاد نیمه جان ما را به تحرک وادارد تنها و تنها در تولید سلاح و تربیت نیروهای نظامی و تلاش برای به نمایش گذاشتن هژمونی ایران در منطقه خلاصه نمی¬شود. پول ملی هم باید امنیت داشته باشد. جوان فارغ¬التحصیل ما زمانی احساس امنیت خواهد کرد که کار داشته باشد، شهروند ایرانی زمانی احساس امنیت می¬کند که خود را عملاً صاحب حق بداند. به¬طور خلاصه در واقع قهرمان داستان امنیت، احساس هم سرنوشتی است که نبود آن پاشنه آشیل اقتصاد کشور است.
از تولید سخن گفتن و به الزامات آن تن ندادن یعنی تکرار همان سیاست¬های بی¬خاصیت و سترون که ما را به این روز نشانده است. کارخانجات و کارگاه¬ها و سرمایه¬گذاران داخلی ما برای ایفای نقش واقعی خود نیازمند ارتباط با کانون¬های تولید علم و تکنولوژی در سراسر جهان هستند؛ هم برای تامین مواد اولیه و رعایت استانداردهای متداول و معمول و هم برای جلب مشتری و صادرات.
تعریفی که هم اکنون در چارچوب نگاهی خاص از دشمن ارائه می¬دهیم هزاران جبهه را در برابر ما می¬گشاید که توان ایستادگی در برابر آنها را نداریم و تداوم این سیاست نیز نمی¬تواند اقتصاد ما را از مهلکه¬ای که در آن گرفتار هستیم بیرون بکشد بلکه باید بر اساس یک نگرش اقتصادی پویا دشمن خود را تعریف کنیم؛ بر این اساس دشمن واقعی ما کسی است که مانع رشد اقتصادی و رفاه عمومی مردم ماست. در چنین صورتی ما می¬توانیم با کسانی که به دنبال معامله¬ی پایاپای با ما هستند و حاضرند پای قراردادهای برد – برد را امضاء کنند پشت یک میز بنشینیم و مذاکره کنیم. تعریف¬های مبتنی بر برداشت¬های سلیقه¬ای از یک مکتب فکری نتیجه¬ای جز تولید فرقه¬های گوناگون در داخل و مشغول داشتن ما به خود و تولید دشمنان متعدد در منطقه و دنیا برای ما ندارد.
امروزه صدور اندیشه و فرهنگ تنها و تنها در سایه¬ی یک اقتصاد قوی و فرهنگی مجهز به ابزارهای ارتباطی گسترده و دوطرفه امکان¬پذیر است . چرا ما باید به اکثر کشورهای منطقه باج بدهیم و ناگزیر باشیم اجناس خارجی را به دلیل محدودیت مناسبات سیاسی و اقتصادی چندین برابر قیمت خریداری کنیم در حالی که می¬توانیم با توانمند ساختن اقتصاد خود ظرف چند دهه به درجه¬ی از رشد برسیم که بتوانیم از کالای تولید داخل برای تحت فشار قرار دادن رقبای خود استفاده کنیم.
ما باید به دنبال حل مشکلات ساختاری باشیم. شعار مرگ بر آمریکا چه نسبتی با صف چند هزار نفری برای خرید دلار دارد؟ پول ملی هر کشوری حکم پرچم آن کشور را دارد. ما از یک سو پرچم آمریکا را آتش می¬زنیم و از سویی دیگر در خبرها می¬خوانیم که مردم ظرف چند سال گذشته چند ده میلیارد دلار در خانه¬هایشان ذخیره کرده¬اند.
هیچ ایرانی با انصافی در این که آمریکا و خصوصا انگلیسی¬های پلید و عواملشان به دنبال لجن مال کردن فرهنگ ایرانی و چپاول کشور ما هستند تردیدی ندارد ولی ما باید از خود بپرسیم که در عرصه¬ی اقتصادی چه پیروزی¬هایی در برابر این دو کشور و سایر کشورها داشته¬ایم. حتی جلوی کاخ سفید هم می¬شود پرچم آمریکا را آتش زد اما دولتمردان آمریکایی زمانی می¬سوزند که ما بتوانیم آنها را برای خرید ریال ایران به صف کنیم. این چیزها برای آمریکا و انگلیس و اقمار آنها چندان اهمیت ندارد که اگر داشت جوانان مسلمان نخبه¬ی ما را در مهمترین کانون¬های علمی و مراکز فضایی خود به¬کار نمی¬گرفتند بلکه آنچه آنها به دنبال آنند ذخایر ما و سلطه بر بازار ما و قطع کردن ریشه¬های فرهنگ کهن ماست. بنابر این بد نیست روی سه واژه کلیدی شعار سال بیشتر دقت کنیم: حمایت، تولید و ملی
- دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۴ فروردین ۱۳۹۷