سرمقاله
اسماعیل عسلی
زندگی در جهان شیشه ای
بر اساس شواهد تاریخی، پیشوایان تمامی ادیان اعم از ادیان ابراهیمی و ادیان شرقی اغلب پیروان خود را ابتدا از میان طبقات محروم و استثمار شده برگزیده اند زیرا انگیزه ی ضعیف نگه داشته شدگان برای تغییر وضعیت موجود به مراتب از افراد برخوردار بیشتر است. دقیقاً به همین دلیل هر جا که متولیان دین به دلیل اشرافیگری و آسیب های ناشی از در آمیختن با سیاست و مقتضیات و ملاحظات مربوط به مقام و منصب از جوهره ی دین و فلسفه ی وجودی خود فاصله گرفته اند شاهد تولد فرقه ها و مذاهب و رویکردهای تلفیقی و التقاطی بوده ایم که به تجزیه دین و مذهب منجر شده است. شاید تأکید بر زی طلبگی در سخنان برخی از علما ناظر بر همین نکته باشد که مردم با مشاهده ی تغییر ظاهر زندگی روحانیون از آنها فاصله می گیرند و حرف شنوی آنها کم می شود!
اگر ظهور مذهب پروتستان را ریشه یابی کنیم به عملکرد کاتولیک ها، پاپ ها، اسقف ها و کاردینال ها و مدارس مذهبی و سختگیری هایی می رسیم که همه را عاصی کرده بود. ظهور مزدکیان و مانویان نتیجه ی حل شدن روحانیون زرتشتی در مناسبات حکومتی مبتنی بر جامعه ی طبقاتی در عصر ساسانیان بود به طوری که مغ ها یعنی همان روحانیون زرتشتی در کنار پادشاهان و نیروهای جنگجو مثلثی شوم پیرامون مردم تشکیل داده و آنها را له کرده بودند؛ اینجا بود که برخی از بازرگانان و کسانی که به سرزمین های محل سکونت مسیحیان رفت و آمد داشتند پیام های این آیین را با آموزه های زرتشتی در هم آمیختند و مذهب مزدکی و مانوی را بنیاد گذاشتند اما تنی چند از پادشاهان ساسانی با استناد به این دلیل که مسیحیت دین رومیان است و آنها دشمن سنتی ما هستند با مزدکی ها و مانوی ها برخورد تند کردند. همان گونه که ظهور شعوبیه و باطنیه و اسماعیلیه دستاورد عملکرد خلفای اموی بود که با همدستی جاعلان حدیث و تاریخ سازان بی سواد از کسانی که روزگاری با پیامبر می جنگیدند کاتب وحی ساخته بودند. خلفای اموی بدون توجه به این که پذیرش اسلام از سوی اقوام غیر عرب تنها به دلیل نگاه برابری بود که قرآن به تمامی افراد بشر با وجود تمامی اختلافات ظاهری شان داشت، به غیر عرب نگاهی آمیخته به نژادپرستی داشتند و تصور می کردند چون پیامبر از میان عرب برخاسته باید از این امتیاز برای سلطه و بهره کشی از غیرعرب استفاده کنند. در حالی که پیامبر در جمع تمامی قبایل دایره وار می نشست و کوچکترین امتیازی برای خود و خاندان و اقوامش نسبت به دیگران قائل نبود کما این که با برخی از خویشاوندان قبیله ی خود نیز مبارزه هم کرد.
اصولاً در پیوند با انحرافاتی که در دین و توسط متولیان آن ایجاد می شود مردم دو راه بیشتر ندارند یا این که در مقابل آن بایستند و یا این که شعبه ای در آن ایجاد کنند. جنگ هفتاد و دو ملت و تجزیه ی مسلمانان به مذاهب و فرقه های گوناگون اغلب سر در آبشخور سوء استفاده از دین و اعتقادات مردم داشته است. چه دلیلی دارد وقتی خداوند صراحتا در قرآن می فرماید که برتری به تقواست و تشخیص تقوا هم بر عهده ی خداوند است عده ای طبقه ی خود را از دیگران متمایز کنند و همه چیز خود را از مردم جدا بدانند. علی (ع) در همان دادگاهی حاضر می شد که دیگران حاضر می شدند و به قاضی هم تذکر می داد که مرا در دادگاه با لقب خطاب نکن همان گونه که شاکی مرا بدون لقب و عنوان خطاب کردی! وقتی در آموزه های دینی حتی خط کشی های ظاهری هم مورد نکوهش قرار گرفته چرا باید شاهد حصارکشی بین صفوف باورمندان به اسلام و عبادت کنندگان باشیم و چرا در حالی که پیامبر به دلیل برخورد غیرعمدی تازیانه اش به یکی از ساکنان مدینه در حضور تمامی حاضران در مسجد از او عذرخواهی و طلب بخشش می نماید حتی برخی از مسئولین رده پنجمی هم در جامعه ی ما با فرهنگ عذرخواهی بیگانه اند و اگر کسی هم به دلیل اشتباهی که مرتکب شده عذرخواهی کرد صدای فریاد دیگری از آن سو بلند می شود که چرا او را مجبور به عذرخواهی کردید! به راستی این همه تبختر و خودشیفتگی از کجا آمده است؟ آیا چنین شخصی نمی فهمد که خطا هر چقدر هم کوچک و حتی سهوی باشد بخشی از اثر منفی آن با عذرخواهی برطرف می شود؟
ناگفته پیداست که تفکیک طبقاتی با نمودهای فراوان و انشقاق های ناشی از محرومیت و استثناء پذیری و رانت خواری، احساس هم سرنوشتی را از بین می برد و همسویی را از مردم می گیرد و هزینه ی اداره ی جامعه را روز به روز بالا می برد به طوری که اگر تا دیروز مردم با یک اشاره برای تحقق امری مرتبط با منافع ملی گسیل می شدند امروز از انگیزه ی بالایی برای هر کاری برخوردار نیستند مگر این که پای امتیازی ویژه در میان باشد. همین داستان ممانعت از ورود قاچاق به کشور را در نظر بگیرید که با تمامی مقدمه پردازی ها و توجیه و تحلیل های صورت گرفته باز هم عده ای از مردم رعایت نمی کنند. چرا؟ چون برای خودشان استدلال می کنند که اگر ورود کالای قاچاق بر خلاف مصالح ملی است خیلی از رفتارهای دیگر نیز خلاف مصالح ملی است یعنی در واقع خواهان برخورد موازی با تمامی رفتارهایی هستند که با منافع ملی همخوانی ندارد!
اگر باور داشتیم که ما هم اکنون در جهانی شیشه ای زندگی می کنیم که همه ی مردم دنیا ما را می بینند در مورد بسیاری از رفتارهای خود تجدیدنظر می کردیم و زمانی که پشت تریبون قرار می گرفتیم هر حرفی را نمی زدیم کما این که تا چند سال پیش کارهایی می کردیم و حرف هایی می زدیم که امروز از ترس داوری افکار عمومی و واکنش های اجتناب ناپذیر جرأت تکرار آنها را نداریم و به قول معروف دیگر آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!
- شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲ اسفند ۱۳۹۷