• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی
کلکسیونی از نقاب ها
آدم ها شخصیتی چند لایه دارند و این گونه نیست که در هر شرایط و در هر جایی رفتاری یکسان داشته باشند‏. مدیری که در اداره جدی است و رفتاری قاطعانه دارد ممکن است در خانه فردی بذله گو باشد‏. نحوه ی رفتار با فرزندان و خویشاوندان و محارم که در محافل خانوادگی و مسافرت ها بیشتر نمود دارد قابل مقایسه با رفتار در محافل عمومی نیست‏. ابراز احساس و واکنش های غیرمترقبه در هنگام بروز غم و شادی در آیین ها و هنگام سوگواری و جشن و عروسی نیز با رفتار افراد در محیط کار و مکان های عمومی متفاوت است‏. بسیاری از افراد خصوصاً در ایران رفتاری متفاوت و گاه متناقض با اندیشه و دیدگاه های خود دارند‏. اکثریت قریب به اتفاق افراد بنا بر ملاحظات یا ترس از آبرو و مجازات و هزینه های مادی و معنوی‏، قادر به محقق ساختن آرزوها‏، هوس ها و ایده آل های خود نیستند و تحت هیچ شرایطی حاضر نمی شوند برخی از اعتقادات و ذهنیت های خود را بر زبان بیاورند‏.
به طور کلی اندیشه ها‏، رفتارها‏، پوشش ها و سخنانی که ما حاضر نیستیم در محافل عمومی و رسمی آنها را بروز دهیم و علنی سازیم حریم خصوصی ما را تشکیل می دهد‏.
یکی از تفاوت های اساسی غربی ها با شرقی ها خصوصاً ایرانی ها این است که حریم خصوصی غربی ها چندان گسترده نیست چون افرادی بی رودربایستی هستند اما ایرانی ها حتی برای نزدیکترین کسان خود نیز حرف هایی برای نگفتن دارند‏. در جامعه ی ما اگر فردی از رفتار، قیافه، دانش، هنر یا صدای مردی یا زنی خوشش بیاید به سادگی نمی تواند نظر خود را با همسرش در میان بگذارد‏. ما در بسیاری از موارد به خیلی چیزها اعتقادی نداریم اما از ترس مواجه شدن با مشکل و برخورد و انگ های گوناگون از بیان آن خودداری می کنیم‏. بنابراین میدان حریم خصوصی ما ایرانی ها بسیار گسترده است‏. لذا از زمانی که ایرانی ها به فضای مجازی پا گذاشتند‏، هزینه های زیادی پرداخته اند و دردسر زیادی برای خود ایجاد کرده اند. احترام به حریم خصوصی هم مانند احترام به مالکیت معنوی در جامعه ی ما چندان رواج ندارد چون فرهنگ آن را نداریم. در اغلب موارد برای غربی ها اهمیتی ندارد که عکس خانوادگی آنها مورد بازدید هزاران نفر قرار گیرد اما برای کسانی که نسبت به این گونه مسایل حساس هستند و یا این که نقاب بر چهره دارند و تفاوت رفتار آنها در محیط خصوصی با محافل عمومی از زمین تا آسمان است‏، حریم خصوصی معنای دیگری دارد‏.
ممکن است برخی فکر کنند که بالا رفتن آمار طلاق پدیده ی نوظهوری است در حالی که طلاق عاطفی در جامعه ی ما همواره وجود داشته و بسیاری از زن ها و شوهرها با وجود این که زیر یک سقف زندگی می کنند اما از با هم بودن بهره ای ندارند و تنها و تنها یکدیگر را شکنجه می دهند که ما اسمش را تحمّل می گذاریم‏. چند سالی است که قبح و زشتی طلاق از بین رفته و افراد ناسازگار به راحتی از هم جدا می شوند که صد البته از زندگی توأم با خشونت و شکنجه ی روحی بهتر است‏. این دیده شدن های بی شمار به سبک زندگی ناشی از همنوایی با فضای مجازی برمی گردد و اگر با همین روند پیش برویم به تدریج از تعداد نقاب ها کاسته خواهد شد زیرا روز به روز توانایی ما برای نقاب بر چهره زدن و پنهان شدن کمتر می شود. این که در یک خیابان صدها دوربین و موبایل به دست حضور دارند که به فاصله ی زمانی اندکی رویدادها، حرکت ها‏، برخوردها و خنده ها و گریه ها را انعکاس می دهند موجب گردیده که هزل و جد و طنز و اقتصاد و سیاست و دین و آیین به اسباب تفریح تبدیل شود و بازار مکاره ای راه بیفتد که سگ هم صاحب خودش را نشناسد و تشخیص شوخی از جدی بسیار دشوار باشد‏. یکی از ویژگی های فضای مجازی این است که همه احساس می کنند دیده می شوند‏. چنین حالتی دو حس متفاوت را القاء می کند یکی حس ناامنی و دیگری تمایل به خود بودن‏. ما در بسیاری از موارد خودمان نیستیم و ترجیح می دهیم که دیگران هم خودشان نباشند!
حضرت علی (ع) سخن بسیار ارزشمندی دارد که اشاره به آن در این جا خالی از لطف نیست ایشان می فرماید:
لو تکاشفتم ما تدافنتم یعنی اگر پرده ها کنار برود و باطن ها آشکار شود حاضر نمی شوید یکدیگر را دفن کنید‏.
به قول سراینده ی مثنوی:
در وجود ما هزاران گرگ و خوک
صالح و ناصالح و خوب و خشوک
باید بپذیریم شخصیت ما در جامعه ای که بین سنت و مدرنیسم دست و پا می زند تنها آن چیزی نیست که بروز می دهیم و با رفتار و گفتار ظاهر می سازیم‏. بلکه تمامی آنچه در طول شبانه روز و حتی در خواب و رویا به ذهن ما خطور می کند بخشی از شخصیت ماست که جز خدا هیچ کس دیگری از آن خبر ندارد به طوری که اگر دیگران بدانند ما در باره ی آنها و راجع به موضوعات گوناگون چگونه می اندیشیم به اندازه ای از ما نفرت پیدا می کنند که حتی حاضر نمی شوند ما را پس از مرگ به خاک بسپارند. چه بسا ما بارها طناب دار دیگران را در ذهن خود بافته باشیم و آنها بی خبر به ما لبخند زده باشند. خداوند در قرآن به پیامبر(ص) می گوید چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده (محبت خود به زن مطلقه پسر خوانده ات) را پنهان می کنی و در برابر یک سنت غلط نمی ایستی‏. اینجاست که در می یابیم جامعه ی ما چقدر با اسلام واقعی بیگانه است!! در آموزه های دینی شرم و حیا جایگاهی متعالی دارد اما هرگز به معنای نقاب بر چهره زدن نیست‏. کسانی که تمایل یک زن بی همسر به ازدواج را بی حیایی توصیف می کنند در واقع فساد پنهان را به رفتار قانونی مبتنی بر غریزه ترجیح می دهند‏. خیلی خنده دار است که یک دختر تمامی مقدمات ازدواجش را خودش فراهم می کند حتی مهریه را هم خودش تعیین می کند ولی پای سفره ی عقد می گوید با اجازه ی پدر و مادر و بزرگترها بعله و همه هم از این رفتار خوششان می آید‏. این یعنی ترویج دروغ و ریاکاری که در جامعه ی ما بیداد می کند‏. بر این اساس روز قیامت روزی است که به مردم بگویند خودتان باشید!
مردمی که خیلی حرف ها برای نزدن دارند به این سادگی راه رشد و تعالی را طی نخواهند کرد‏ و هرگز انتخاب های خوبی نخواهند داشت! این که در برابر بسیاری از پیشنهادها و وسوسه ها توانایی نه گفتن نداریم به خاطر این است که نقاب بر چهره داریم‏، در نتیجه تاوان آن را نیز می پردازیم! جامعه ای که داغ هزاران آری پنهانی را بر دل دارد خیلی راحت تسلیم فساد و اعتیاد و اختلاس و دزدی و دروغ و چپاول می شود‏. پر واضح است که برای چنین مردمی فضای مجازی تنش آفرین باشد‏. چون فضای مجازی ما را با یک پارادوکس و تناقض روبرو می کند و آن این که از یک سو می خواهیم خودمان باشیم و از سویی دیگر حاضر نیستیم نقاب از چهره برداریم ‏.کلکسیونی از نقاب ها
گفتنی ها در این باب بی شمار است و ما را نرسد!

Comments are closed.