سرمقاله
اسماعیل عسلی
مثلث انتظار
در پیوند با موضوع انتظار، انسان ها از سه حالت بیرون نیستند. گروه اول کسانی هستند که صرف نظر از این که چه کسی یا کسانی قرار است دنیا را بر اساس عدالت به نفع انسانیت تغییر دهند، در انتظاری عمومی به سر می برند. چنین افرادی ممکن است در هر کجای جهان سکونت داشته باشند. گروه دوم کسانی هستند که بر اساس فرمول های خاص اجتماعی و اقتصادی در خصوص چگونگی سرانجام انسان ها، پایان مشخصی را انتظار می کشند که با کمرنگ شدن مارکسیسم از تعداد آنها کاسته شده است و گروه سوم کسانی هستند که بر اساس آموزه های دینی و مذهبی نشات گرفته از ادیان شرقی و یا ادیان ابراهیمی، در انتظار یک نجات بخش با ویژگی های خاص ذکر شده در متون مقدس و آیات و روایات و احادیث مربوط به دین و آیین و مذهب خود هستند. بی گمان اگر گروه های متفاوت و معارض در جامعه ی بشری به جای صرف وقت و هزینه برای منازعات نافرجام به دنبال همگرایی جهانی در راستای کمک به تحقق امر ظهور باشند این مهم با اما و اگرهای فراوانی روبرو نخواهد شد. این سخن بدان معنا نیست که پیروان مذاهب گوناگون از اعتقادات ویژه ی خود در این خصوص دست بردارند بلکه به این معناست که پیروان هر آیینی به موازات پایبندی به باورهای مذهبی، نیم نگاهی هم به کارکردهای فلسفه ی ظهور و وجوه مشترک باورمندان به ظهور منجی داشته باشند.
اولین دستاورد باورمندی به انتظار موعود صحه گذاشتن بر نامطلوب بودن وضع موجود است که وجه مشترک تمامی انسان هاست یعنی هیچ کس نمی تواند با وجود این همه بی عدالتی و قتل و کشتار و دزدی و فاصله های وحشتناک طبقاتی مدعی ایده آل بودن شرایط جامعه ی انسانی باشد.
دومین دستاورد باورمندی به انتظار موعود برخورداری انسان ها از انگیزه ی لازم برای مقدمه چینی و نزدیکی منتظران به یکدیگر است. تعریفی منصفانه ای که می توان از شخص منتظر ارائه داد این است که هر کس متعلق به هر مذهب و جامعه و جغرافیایی است همین که خواهان برقراری عدالت و حاکمیت حق و تغییر اوضاع کنونی جهان باشد منتظر محسوب می شود و بی گمان چنین کسانی از آمادگی لازم برای پذیرش حق در صورت مواجهه با آن برخوردارند. در واقع بنا نیست که منجی پس از ظهور اقلیتی را به عنوان پیرو پشت سر خود داشته باشد و بقیه روبروی او باشند، لذا فرض بر این است که هر کسی خواهان حاکمیت حق باشد پشت سر منجی حرکت خواهد کرد.
سومین دستاورد باورمندی به انتظار موعود امیدواری به رفع دغدغه های مشترک جامعه ی بشری است. از مشکل غذا، مسکن و کار گرفته تا موضوع محیط زیست، بحران آب و همزیستی و رفع اختلافات مرزی و نژادی و غیره که با محوریت عدالت محقق می شود!
قدر مسلم این است که ما با خط کش های قومی و بومی و معیارهای جانبدارانه ای که در طول سال ها با آن خو گرفته ایم نمی توانیم به موضوع جهانی انتظار ورود کنیم. منجی، انسانی والا و برآمده از دل آرمان های انسانی است و وابسته به هیچ مکانی نیست و زمان ظهور او را خداوند و مجموعه ی منتظران او تعیین می کنند بدین معنا که هر گاه جامعه ی بشری به مرحله ای از کمال و بلوغ رسید که بتواند خود را با معیارهای حق طلبانه وفق دهد، ظهور محقق می شود. لذا منتظران باید بدانند که انتظار امری یک سویه نیست بلکه به همان نسبت که آنها چشم به راه ظهور هستند، موعود نیز چشم به راه بلوغ آنهاست و انتظار اگر در رفتار انسان ها نمودی نداشته باشد بی تأثیر است لذا منتظران باید باور داشته باشند که ترمیم و اصلاح بین خودشان و دیگران و از بین بردن شکاف ها و نقارها و اختلاف برخورداری ها، در واقع حکم آب و جارو کردن برای استقبال از منجی را دارد.
آنچه مسلم است خداوند هرگز و تحت هیچ شرایطی سنت های خود را زیر پا نمی گذارد و چون فرموده است “من سرنوشت هیچ جامعه ای را تغییر نمی دهم مگر این که آنها خودشان را از درون تغییر دهند” لذا با تمام ابهاماتی که در مورد زمان ظهور منجی مطرح است آنچه غیرقابل انکار است این است که تا زمانی که انسان ها از درون دگرگون نشوند و به مرحله ای از اوج نیاز نرسند و به حرکتی دست نزنند اتفاقی نخواهد افتاد.
نیاز جامعه ی جهانی این است که خواص جامعه و متفکران و اندیشمندان از رواج چنین باوری در راستای اصلاح جامعه ی جهانی کمک بگیرند و اجازه ندهند که چنین موضوع با اهمیتی به اسباب سرگرمی و انحراف اذهان عمومی از دغدغه های مشترک جامعه بشری تبدیل شود و فلسفه ی انتظار که می تواند تمامی رودهای جاری را به دریایی واحد بریزد و تقریب ادیان و مذاهب را به دنبال داشته باشد به دستاویز سوداگران برای امتیازطلبی و اختلاف افکنی بین نیازمندان به منجی تبدیل شود. از این رو با نزدیکی اضلاع مثلث منتظران و از بین رفتن زوایای موجود شاهد ظهور خط پررنگی خواهیم بود که به اتوپیای انسانی ختم می شود.
- چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷