سرمقاله
اسماعیل عسلی
پیوند بهداشت، نظم و زیبایی با بازیافت پسماندهای خانگی
شاید برخی تصور کنند که صنعت بازیافت یک صنعت وارداتی و بیگانه با فرهنگ ایرانی است در حالی که باید اذعان داشت صنعت بازیافت در ایران پدیده ای نوظهور نیست، چرا که با توجه به سبک زندگی مبتنی بر کشاورزی و دامداری خصوصاً در روستاها و شهرستان ها، اکثریت مردم ایران با ساز و کارهای ساده و پیش پا افتاده ای که در گذشته کاملاً جاافتاده و نهادینه شده بود، مانع اتلاف پسماندها و دورریزها و تبدیل آنها به منشأ فساد و آلودگی و بیماری می شدند، البته نحوه ی بهره برداری از پسماندها و زباله ها و ساز و کار نقل و انتقال و مصرف آنها در گذشته با شرایط کنونی تفاوت داشته است. تصور کنید هر وسیله ی چوبی مستهلک به مصرف سوخت می رسیده، پسماند سفره و میوه و انواع خورشت ها و غذاها به چهارپایان و پرندگان خانگی و سگ و گربه و در مواردی گنجشک ها و کبوترها داده می شده و از آنجایی که ظروف شیشه ای و خصوصاً پلاستیکی نقش چندانی در زندگی نداشته، اشیاء اسقاطی و غیرقابل مصرف به سرعت با طبیعت در هم می آمیخته و فضولات حیوانی نیز به عنوان کود مورد استفاده قرار می گرفته است به طوری که چنین روند و فرایندی خصوصاً در روستاها عیناً قابل مشاهده بوده و بازه ی قابل محاسبه از زمان دفع پسماند تا زمان مصرف آن توسط حیوانات و پرندگان به اندازه ای نبوده که موجب فساد و ایجاد آلودگی شود.
از آنجایی که شهرنشینی ویژگی های خاص خود را دارد و خانواده ها به صورت مستقیم نمی توانند بخشی از پسماند غذایی خود را به مصرف حیوانات خانگی و سوخت برسانند و تجمع زباله و خاک نیز در معابر شهری چشم نواز نیست و موجب کندی عبور و مرور می شود، کارشناسان، ساز و کار متفاوتی را برای تفکیک زباله و پسماند در نظر گرفته اند که هزینه و وقت بیشتری می طلبد و مسئولیت مستقیم آن نیز بر عهده ی شهرداری هاست. بی گمان چون سود حاصل از ورود پسماندها به چرخه تفکیک و تبدیل و بهینه سازی و فروش و مصرف می تواند پاسخگوی هزینه های فرآیند جمع آوری و تفکیک و تبدیل شود حتی بخش خصوصی نیز از انگیزه ی لازم برای ورود به فعالیت در حوزه ی صنعت بازیافت برخوردار است و عملاً نیز شاهد چنین رخدادی هستیم. تنها مشکلی که در پیوند با این موضوع کماکان به چشم می آید عدم ضرورت همکاری و هماهنگی با مأمورین جمع آوری پسماندها توسط برخی از شهروندان است. در واقع اگر مردم به گونه ای همراهی کنند که پسماندها از مبدأ یعنی خانه تفکیک و تحویل شود شاهد صرفه جویی هم از لحاظ وقت و هم از لحاظ هزینه خواهیم بود. در حال حاضر جمع آوری پسماندهای خانگی و مراکز تجاری و کسبه به سه روش صورت می گیرد. توسط دوره گردها که تنها به دنبال ظروف پلاستیکی و آلومینیومی و فلزی هستند و با پراکندن غیرمسئولانه ی زباله ها و پسماندها برای پاکبانان ایجاد زحمت می کنند خودروهای حمل زباله نیز در ساعات معینی از شبانه روز به حمل و نقل پسماندهای بسته بندی شده می پردازند و نهایتاً پاکبانان محلی در حاشیه ی جاروکشی و تنظیف معابر، خرده پسماندها را جمع آوری می کنند. در حالی که اگر شاهد تفکیک و بسته بندی از مبدأ تولید پسماند باشیم این کار با سرعت و دقت و هزینه ی کمتری همراه خواهد بود.
به نظر می رسد که این مسئله هنوز برای برخی از طبقات اجتماعی جا نیافتاده خصوصاً آپارتمان نشین ها که ظرفیت کمتری برای نگهداری زباله تا زمان تحویل به مأمورین جمع آوری را دارند، با بیرون گذاشتن زباله ها در ساعات مختلف شبانه روز و ناهماهنگ با زمان جمع آوری، برای دوره گردها که عامل پراکندگی پسماندها هستند فرصت ایجاد می کنند. گربه ها و حشرات و پشه ها نیز به دنبال دوره گردها به سراغ پسماندها می روند و صحنه های ناخوشایندی را رقم می زنند و زحمات پاکبانان زحمتکش را به هدر می دهند و این وضعیت تا زمانی که همه ی مردم خود را با برنامه های هفتگی جمع آوری زباله هماهنگ نکنند کماکان به قوت خود باقی است. هر چه هست نباید فراموش کنیم که در پیوند با موضوع پسماندها مردم باید به سه موضوع اساسی توجه ویژه داشته باشند. اول بهداشت و تندرستی، دوم رعایت نظم و مقررات به منظور کاستن از هزینه و سوم زیبایی و چشم نوازی معابر شهری.
اساساً اگر مردم شهروند شیراز بودن را یک افتخار و امتیاز تلقی کنند نه حقی که صرفاً با خرید و اجاره ی یک منزل ایجاد می شود، نسبت به انجام وظایف خود به عنوان شهروند دقت بیشتری به خرج می دهند. آنچه بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد احساس هم سرنوشتی است که به هماهنگی و هدفمندی رفتار شهروندان می انجامد. رسیدن به چنین احساسی در گرو درک منافع مشترکی است که همه باید به دنبال آن باشیم!
- شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷