سرمقاله
محمد عسلی
ایران و عهدنامه¬های تحمیلی
عهدنامه¬های تحمیلی و اجباری که ایران در دو دوره سلطنت فتحعلی¬شاه قاجار با امپراطور روس و فرانسه امضاء کرد از جمله عهدنامه¬های معروف تاریخند مانند عهدنامه گلستان، عهدنامه ترکمن¬چای که ایالات و ولایات عدیده¬ای از مناطق شمالی ایران را به روس¬ها واگذار نمود و برای خلاصی از تجاوزات بیشتر روس¬ها و برگرداندن گرجستان به خاک ایران فتحعلی¬شاه قاجار ابتدا دست به دامان انگلیسی¬ها شد که رقیب روسیه به حساب می¬آمدند و وقتی انگلیسی¬ها به فتحعلی¬شاه قاجار پاسخ رد دادند تن به قراردادی دفاعی با ناپلئون امپراطور فرانسه داد که منجر به عهدنامه فین¬کن¬اشتاین گردید.
در این عهدنامه فرانسه متعهد شد که در برگرداندن گرجستان به ایران و وا داشتن روسیه به واگذاری آنجا تلاش نماید و برای اصلاح و تقویت ارتش ایران، اسلحه، توپ، مهندس و معلم به ایران بفرستد.
از سوی دیگر فتحعلی¬شاه نیز متعهد شد تا به انگلستان اعلام جنگ کند و تمام اتباع بریتانیا را از ایران بیرون کند…
متأسفانه فرانسه در پی شکست در نبرد با روس¬ها عهدشکنی کرد و با امضای قرارداد تیلسیت با الکساندر اول امپراطور روسیه به هیچکدام از تعهدات قبلی خود در قبال ایران و عثمانی عمل نکرد.
بعد از آن انگلستان در ۱۲ مارس ۱۸۰۹ با امضای عهدنامه مجمل و پس از آن در ۱۴ مارس ۱۸۱۲ با امضای عهدنامه مفصل ایران را وادار به اخراج فرانسوی¬ها از خاک خود کرد.
این مقدمه را به منظور ذکر یکی از عهدشکنی¬های اروپایی¬ها در قرون گذشته آوردم تا به موضوع عهدشکنی ترامپ بپردازم که منجر به خروج آمریکا از توافقنامه برجام شد.
و اما بعد:
چانه¬زنی¬های سیاسی که معمول روش¬های دیپلماتیک است در تنظیم عهدنامه¬ها و قراردادهای بین¬المللی سابقه¬ی طولانی دارد.
بعضی از عهدنامه¬ها و توافقات بین¬المللی که در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و یا هر سه بین دو یا چند کشور امضاء می¬شوند معمولاً حاصل توافق و تعهد طرفین است.
اما بعضاً اتفاق افتاده که فشارهای سیاسی و تهدیدهای نظامی عهدنامه¬ها یا قرارداد و توافقاتی را به کشور دیگر تحمیل کرده¬اند که گر چه در مذاکرات و پایان نشست و برخاست-ها طرفین با لبخند از هم جدا می¬شوند، اما چه بسا این تعهدات پایان خوشی ندارند.
یکی از نمونه¬های این توافقات بین¬المللی، برجام است که هر چند توافقی بین¬المللی با کشورهای ۱+۵ بود که همگی مدعی راست¬آزمایی و ثبات عهد و عقیده بودند اما به بهانه¬های مختلف بعد از گذشت دو سال و چند ماه یکی از شرکای مهم یعنی آمریکا علیرغم تلاش¬ها و خواست شرکای دیگر از آن خارج شد بدون آنکه احساس کند برای خروج از آن می¬باید خسارت بپردازد.
در این راستا مسایل بسیاری را می¬توان ذکر کرد که اگر پیش نمی¬آمد این توافقنامه فرجامش چنین نمی¬شد هر چند به قول رهبر معظم انقلاب اسلامی بهانه دیگری می¬یافتند تا زیر تعهداتشان بزنند.
و اما بعدتر:
آیا می¬شود به جای مرگ بر آمریکا گفت: مرگ بر ترامپ یا مرگ بر بوش و امثالهم چرا که در بسیاری تصمیمات این چنینی مردم آمریکا تقصیری ندارند همان¬گونه که مردم کشورهای دیگر هم در بعضی تصمیمات مهم سیاسی و یا اقتصادی دخالتی ندارند.
به عنوان مثال اگر ترامپ خروج از برجام را به آراء عمومی می¬گذاشت بر اساس آمارهای ارائه شده از نظرخواهی مردم آمریکا ۶۰ درصد آنها با خروج از برجام مخالف بوده¬اند و تنها ۳۰ درصد این خروج را پذیرفته¬اند.
نکته مهم¬تر آنکه همیشه قدرت دیپلماسی از قدرت نظامی کم¬خسارت¬تر است زیرا اگر جنگی در شرایط فعلی بین دو یا چند کشور رخ دهد و یکی از کشورها در این جنگ پیروز شود جبران خسارت ناشی از آن چه بسا در درازمدت هم امکان¬پذیر نباشد.
برجام که با حضور آگاهانه و مقتدرانه دیپلمات¬های ایرانی و وزیر امور خا رجه ما جناب آقای ظریف به سرانجام رسید بعد از گذشت چند سال و چند ماه و صدها روز مذاکره تا آنجا که مقدور بود منافع ایران در آن لحاظ شد و تعامل دیپلماتیک بین یک کشور با ۶ کشور مقتدر جهان را رقم زد و اگر ترامپ با تحریک و فریب رئیس جمهور اسراییل «نتانیاهو» دست به اقدام خروج از برجام زد به این دلیل بود که منافع خود را همانند کشورهای اروپایی در آن ندید و ترجیحاً با ایران¬هراسی توانست جیب کشورهای نفت¬خیز عربی منطقه از جمله عربستان، امارات، قطر، بحرین و امثالهم را خالی کند که در این کار تاکنون موفق بوده است هر چند ترامپ در زمان تبلیغات انتخاباتی اعلام کرده بود که به علت شراکت عربستان در حمله به برج¬های دوقلو حساب عربستان را خواهد رسید که با دوشیدن شیر آنها و بی¬هویت کردن باورهای دینی و ملی¬شان تاکنون موفق بوده است.
به نظر می¬رسد برای همیشه نمی¬توان از حربه¬های احساسی و انقلابی برای راندن دشمن استفاده کرد. تدبیر، عقلانیت، آگاهی، ترفند و حتی حیله و دروغ هم که روش¬های مذاکرات دیپلماتیک هست از ابزارهای مهم بین کشورها در مذاکرات و حتی جنگ¬ها به حساب می¬آیند.
انتخاب کم¬خسارت¬ترین روش¬های دیپلماتیک را علم سیاست می¬نامند.
ما در جنگ تحمیلی به فرمایش امام راحل ثابت کردیم که مرد جنگیم و هراسی از جنگیدن نداریم. اما گاه دفاع مشروع کم¬ضرر می¬تواند از بسیاری خسارت¬های جانی و مالی مؤثرتر باشد.
از اینکه آمریکا غاصب سرزمین¬های بومیان آمریکاست و غاصب بسیاری سرزمین¬های دیگر آسیایی، آفریقایی و حتی اروپایی به روش نظامی و دیپلماتیک است شکی نیست از اینکه آمریکا شیطان بزرگ است و در فریب و اغواگری نمره ۲۰ دارد باز هم شکی نیست.
چرا فقط دشمن با دستکش مخملی بیاید و دشنه در پشت فرو کند؟ و ما صادقانه و باورمند بدون استفاده از روش¬های دیپلماتیک مقابل او بایستیم تا دشمنان را بخواند و با ما آن کند که می¬کند هر چند همه می¬دانند حق با ماست اما کاری از دستشان برنمی¬آید و نهایتاً با دشمن قوی کنار می¬آیند چون برای حفظ منافعشان راه چاره¬ای نمی¬جویند.
به قول سعدی که هم استاد تعلیم بود و هم استاد اخلاق:
«چو در طاس لغزنده افتاد مور
رهاننده را چاره باید نه زور»
متأسفانه شاهان و حاکمان ما در طول تاریخ از این نامردی¬ها و نامرادی¬ها بسیار ضربه خورده¬اند. لطفعلی¬خان زند علیرغم عرق قوی ملی و شجاعت با ترفند به دام محمدخان قاجار افتاد و در این جدال به شهادت رسید.
شاه اسماعیل در جنگ چالدران گرفتار توپ¬های عثمانی شد و شکست خورد. علیرغم شجاعتی که سربازان وی در جنگ به خرج دادند.
و وقایع تلخ تاریخی دیگر که حکایت از احساس شرقی در برابر تدبیر غربی دارد. ما باید تدبیر قرآنی و فرهنگی خود را با احساسات شرقی موازنه کنیم.
مگر حضرت امام علی (ع) در جنگ با عمربن عبدود از شمشیر دولبه برای فریب وی و کشتنش استفاده نکرد؟
مگر جنگ¬ها و غزوات مسلمانان بدون تدبیر و آمادگی می¬توانست به پیروزی برسد؟
دشمن و دشمنان ما از صداقت و راستی و گفتار قلبی ما سوء استفاده می¬کنند.
اسراییلی¬ها ۴۰۰ فروند موشک با کلاهک هسته¬ای در انبارها دارند اما هر وقت مورد سؤال واقع شده¬اند خود را به آن راه زده و از طرح ماجرا طفره رفته¬اند.
نباید برای هر آنچه برای دفاع از کشور و انقلاب به زحمت بسیار و بدون پشتوانه خارجی به دست آورده¬ایم دستمان را رو کنیم و بگوییم این را داریم و چه و چه!
به هر تقدیر باید اعتراف کنیم که اشتباهاتی داریم و صداقتمان کار دستمان داده است. دشمنان ما با صداقت و وفای به عهد بیگانه¬اند.
تاریخ قبل و بعد از جنگ¬های جهانی اول و دوم حکایت¬ها از بدعهدی¬های بسیار سران کشورهای آمریکا، اروپا و روسیه و… دارد.
ترجیح می¬دهم مثال دیگری از سعدی بیاورم که در قرن هفتم به این هم توجه داشته است.
یکی یهود و مسلمان نزاع می¬کردند
به طیره خنده گرفت از حدیث ایشانم
جهود گفت به تو راست می¬خورم سوگند
که گر خلاف کنم همچو تو مسلمانم
به طیره گفت مسلمان گرین قباله من
درست نیست خدایا یهود میرانم
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم
و در پایان ضمن حفظ اصول انقلابی و کوتاه نیامدن در برابر فشارهای دشمن برای پرهیز از خسارات بیشتر می¬باید تأمل کنیم و بهترین راه را برای خلاصی از این فشارها انتخاب کنیم.
خوشبختانه اتحاد و همدلی مردم ما با حاکمیت و دولت ما به گونه¬ای است که می¬توان با اصلاحاتی چند با ترفندها و فشارهای دشمن مقابله کرد با کمترین هزینه¬ها نعمتی که بسیاری از کشورهای اسلامی متأسفانه از آن برخوردار نیستند و در طول سالیان اخیر در تله دشمن افتاده و دست به برادرکشی زده¬اند و از جهل آنها طالبان، داعش و وهابی¬ها به وجود آمده¬اند.
ترامپ ما را تروریست نامید هر چند ما با تروریست¬های خونخواری چون داعش جنگیدیم و آنها را فراری دادیم. دروغ ابزار سیاست رؤسای یهودی آمریکاست.
همه می¬دانیم با دروغگویان نمی¬توان به راحتی رفتار کرد.
- یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۴ اردیبهشت ۹۷