• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۳ خرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی
طنزواره ی فوتبالی
فوتبال برای برخی کشورها پول ساز است، برای برخی کشورها جنبه ی سرگرمی و تفریح دارد و برای کشور ما بیشتر جنبه ی سرکار گذاری و موج سواری دارد و بی شباهت به شیر بی یال و دم و اشکم است؛ چون حواشی آن بر متن غلبه دارد و سایه ی سیاست هم بر سر آن سنگینی می کند. فوتبال در کشور ما نه دولتی است و نه خصوصی و همواره در حالت بلاتکلیفی به سر می برد و مثل قیمت دلار شناور است. بالا بودن قدرت سر کار گذاری فوتبال به اندازه ای است که ده ها مجله و نشریه و صدها سایت مجازی را تغذیه می کند و در زمان موج سواری توجه همگان به آن جلب می شود. نمی دانم تاکنون برایتان پیش آمده که از مریضی بنالید و پیرامونیان شروع به نسخه نویسی برای شما کنند. فوتبال هم همین طور است. از من که یک روزنامه نگار معمولی هستم و از فوتبال فقط آب معدنی خوردن آن را بلدم می توانم در باره ی آن اظهار نظر کنم تا آن نماینده مجلس که احساس می کند بهتر از کارلوس کی روش قادر است برای تیم ملی مهره چینی کند!
البته دخالت صاحبان تریبون و کسانی که تصور می کنند چیزی از دین و سیاست می دانند در تمامی امور به یک فرهنگ تبدیل شده و بحمدالله از ریز تا درشت همه اقتصاد دان، جامعه شناس، دنیادیده، دشمن شناس و خبره و نخبه هستند و اگر می بینید که با وجود این همه متخصص و کارشناس و صاحبنظر کارمان به اینجا کشیده شاید به دلیل تعدد آشپزها باشد که به شوری آش انجامیده است وگرنه در تبحر و تخصص همگان تردیدی نیست.
در حالی که تنها سخنگوی وزارت خارجه باید مواضع ایران پیرامون رویدادهای جهانی را اعلام نماید تا دنیا بداند دقیقاً با چه کسی طرف است الی ماشاء الله خرد و کلان در اظهار نظر و صدور بیانیه و تهدید و اعلام موضع از یکدیگر پیشی می گیرند و گاهی آن قدر تند می روند که مردم احساس می کنند وزیر امورخارجه که معمولا جزو آخرین نفراتی است که برای اظهار نظر فرصت پیدا می کند خدایی ناکرده کوتاه آمده است و این اظهار نظرها گاه توسط کسانی صورت می گیرد که معمولاً توفیق فهم دقیق اظهارات طرف خارجی را به دلیل عدم آشنایی با زبان پیدا نکرده اند. و قرار هم نیست که هزینه ی اظهاراتشان را از جیب خود بپردازند.
در مورد فوتبال هم ظاهرا نماینده ای اعلام کرده که چون بازیکن ساکن در حوزه ی انتخابیه وی در فهرست اصلی نیست و در لیست انتظار به سر می برد می خواهند کار را به تحقیق و تفحص بکشانند تا معلوم شود مثلاً سرمربی خارجی تیم ملی با کدامیک از نمایندگان برای انتخاب بازیکن حوزه ی انتخابیه ی آنها زد و بند داشته است !؟ کسی نیست که به برخی از نمایندگان بگوید شما اول بروید تکلیف صدها پرونده ی تحقیق و تفحص که بلاتکلیف مانده و خاک می خورد را مشخص کنید تا نوبت به کارلوس کی روش برسد. شاید یکی از دلایل هجوم نمایندگان برای نام نویسی جهت اعزام به روسیه و تماشای جام جهانی از نزدیک نیز این باشد که می خواهند بدانند مهره چینی آقای کی روش تا چه اندازه حساب شده و در راستای سیاست های عزت و حکمت و مصلحت بوده است! البته بر اساس برخی گمانه زنی ها رقابت نمایندگان برای حضور در جام جهانی فوتبال سر در آبشخور آینده نگری دارد. به هر حال ممکن است دری به تخته بخورد و یکی از بازیکنان وطنی با شوتی سنگین و غیر قابل مهار توپ را در سه جاف دروازه ی یکی از حریفان سه گانه جای دهد و شور و غوغایی بپا گردد و نمایندگان حاضر در استادیوم نیز توفیق عکس اندازی با بازیکن گل زننده پیدا کنند و چه بسا این عکس برای پیروزی در انتخابات آینده کارساز باشد. هر چه هست نباید از عواید چنین سفر نان و آبداری صرف نظر کرد. مملکت هم که سالهاست چه با قانون و چه بی قانون به صورت اتوماتیک اداره می شود و الحق و والانصاف وقتی کسی هم اهل رعایت قانون نیست پس قانونگذاری هم فایده ای ندارد و همان بهتر که نماینده وقت خود را در اقصی نقاط جهان بگذراند و از این فرصت طلایی که دست داده به نحو احس سود ببرد!
از همین حالا تکلیف تحلیل بازی های تیم ملی هم روشن است. اگر ایران نتیجه هر سه بازی را واگذار کرد که به زعم برخی قریب به یقین چنین اتفاقی خواهد افتاد دلایل آن از هم اکنون آشکارا و مبرهن است. نبود امکانات و عدم حضور بازیکنان لیگ برتری در تمرینات تیم ملی و مهره چینی آقای کی روش و نهایتا توطئه ی استکبار جهانی و عضویت داور در لژ فراماسونری و صد البته اولین اقدام قابل پیش بینی هم کامنت گذاری به شیوه ی ایرانی است که زبانزد عام و خاص است! اما اگر حتی در یکی از بازی ها پیروزی حاصل شد می توان آن را به عوامل متافیزیکی و نذر و نیازها و جادوگری ها نسبت داد بدون این که هیچ ربطی به کادر فنی و سرمربی پرتقالی داشته باشد و اگر روز پیروزی تیم ملی فوتبال ایران با مناسبتی همراه باشد که دیگر بر منکر آن لعنت که بخواهد شک کند. اینجاست که همه چیز به آن مناسبت باز می گردد تا کور شود هر آن که نتواند دید.
و اگر تیم ملی فوتبال ایران به دور بعد صعود کند حداقل چند میلیون شرط و پیراهن ورزشی با شماره های مربوط به بازیکنان گلزن به فروش خواهد رسید و صدها کتاب پیرامون فوتبال منتشر خواهد شد و همه سوار موج پیروزی می شوند و قرهای ماسیده در کمر به منصه ی ظهور خواهند رسید و دهان های گل گرفته به خنده گشوده خواهد شد و حداقل مردم برای مدت یک هفته به جای شایعه پراکنی پیرامون قیمت دلار و بنزین و کامیون ها و تورم و رکود و … مشغول تعریف و تمجید از بازیکنان فوتبال می شوند و بازیکنان را از این شهر به آن شهر بر روی شانه می برند و احساس خوشبختی مثل عطر بهار نارنج در بهار همه جا را در بر می گیرد و دوباره روز از نو روزی از نو.

Comments are closed.