• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۵ خرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
تکرار بدعهدی‌های آمریکا
تاریخ سیاسی آمریکا حاکی از بدعهدی‌های بسیار این کشور در قراردادها و معاهدات بین‌المللی است.
نمونه‌هایی از بدعهدی‌های اخیر آمریکا را می‌توان مثال آورد.
بعد از تواقفی که با سرهنگ قذافی رهبر لیبی شد آمریکا قول داد اگر قذافی تأسیسات و ابزارهای خریداری شده هسته‌ای خود را نابود کند و یا تحویل دهد جنگی با او نخواهد کرد و می‌تواند با خیال راحت به زمامداری خود ادامه دهد.
اما جهان مشاهده کرد که آمریکا و اعضای ناتو با او چه کردند و به بهانه‌های مختلف از جمله عدم رعایت حقوق بشر و اتهام تروریست بودن و دست داشتن در سقوط و انفجار هواپیمای مسافربری آمریکا نخست مخالفان او را تحریک کردند و سپس آسمان لیبی را پرواز ممنوع اعلام و نهایتاً او را از پای درآوردند و ۱۳ هزار سرباز را برای حفاظت از چاه‌های نفت به لیبی اعزام کردند و مردم بیچاره لیبی را در سرزمین سوخته به حال خود رها کردند تا همدیگر را بکشند یا آنکه فرار را بر قرار ترجیح دهند.
با روی کار آمدن ترامپ که بیماری روانی وی محرز شده است آمریکا وارث دولتی شد که در بدعهدی، لجاجت، خشونت و تهدید و ارعاب کشورهای جهان تاکنون بی‌نظیر بوده است.
ترامپ در آغاز ریاست جمهوری‌اش از معاهده پاریس خارج شد تا به هر میزان که لازم باشد با گازهای گلخانه‌ای متصاعد شده از کارخانجاتش آلودگی و گرمایش کره زمین را افزون‌تر کند و زیر امضای رئیس جمهور قبلی باراک اوباما بزند. گویی هیچ مسئولی در آمریکا امضایش برای ترامپ ارزش ندارد.
ترامپ از همان ابتدای تبلیغات انتخاباتی برجام را توافقنامه بدی قلمداد کرد و گفت این قرارداد را پاره می‌کند؛ در طول این مدت نیز با تهدید و ارعاب به صورت مشروط یکی دو بار اقدام به تأیید نمود.
اما در هفته‌‌های گذشته رسماً برجام را نقض کرد و از آن خارج شد علی‌رغم تلاش‌ها و درخواست‌های سران اروپا در جلسه رؤسای جمهور فرانسه و نخست‌وزیر انگلیس و صدراعظم آلمان و خواست دولت‌های چین و روسیه ترامپ اثبات کرد که برای شرکای اروپایی و آسیایی آمریکا هم ارزش قائل نیست. از این گذشته تلاش‌های دولت اوباما در ایجاد رابطه با کوبا را نیز نادیده گرفت و کوبا را متهم به تروریست بودن و نقض حقوق بشر کرد.
در چهارشنبه شب هم رسماً اعلام کرد که قرار ملاقاتش را با رهبر کره شمالی لغو می‌کند و این عمل زشت ترامپ در شرایطی به وقوع پیوست که رهبر کره شمالی برای ابراز حسن نیت سه جاسوس آمریکا را آزاده کرده بود و همان روز آزمایشگاه اتمی خود را نیز منفجر ساخت.
این بدعهدی ترامپ در واقع ریشه در زورگویی و قلدری دولتمردان آمریکایی دارد که در این نامردی‌ها سابقه‌ای طولانی دارند.
و اما بعد؛
مردمان و دولتمردان جهان با این بدعهدی‌های مکرر پرسشی از خود دارند که: چگونه می‌توان با این دولت سر میز مذاکره نشست و بعد از گفتگوها و چانه‌زنی‌ها به توافقی رسید مکتوب با امضای طرفین و بعداً شاهد زیر پا گذاشتن امضاءها و قول و قرارهای یک طرفه از جانب آمریکا بود.
متأسفانه کسی که بارها بدعهدی خود را به نمایش گذاشته و به آن بالیده حالا دوباره دعوت به مذاکره و گفت‌وگو می‌کند به قول قدیمی‌ها:
به کدام روسپیدی طمع بهشت داری
تو که در جریده چندان وقت سیاه داری
همین آمریکا در سال ۱۳۳۲ سر مرحوم محمد مصدق نخست‌وزیر مردمی ایران هم کلاه گذاشت. مصدق که با ملی کردن صنعت نفت داغی به دل انگلیسی‌ها گذاشته بود به حرف آمریکایی‌ها اعتماد کرد غافل از آنکه دولت وقت آمریکا با انگلیس تبانی می‌کند و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را برای باز گرداندن شاه و دستگیری وی ترتیب می‌دهد.
امروز دیگر اروپایی‌ها هم به این باور رسیده‌اند که آمریکا قابل اعتماد نیست. مرکل صدراعظم آلمان در یک اظهارنظر عنوان نموده: «یعنی کشورهای اروپایی برای یک توافق بین‌المللی استقلال رأی ندارند؟ بی‌جهت نیست که آیت‌ا… خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب ایران از همان ابتدای شروع مذاکرات عنوان کردند من به حرف و قول آمریکا اعتمادی ندارم…» (نقل به مضمون)
و اما بعدتر؛
متأسفانه امروز سازمان ملل، آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، ۱+۵، ایران و بسیاری کشورهای دیگر یک طرف ایستاده‌اند و آمریکا طرف مقابل آنها، گویی همه باید هر آنچه آمریکا می‌گوید و می‌خواهد را باور و قبول کنند و گرنه تحریم می‌شوند.
تابوی آمریکا در ایران چند دهه است شکسته شده اما هنوز این تابو کم و بیش رعب‌آور است حتی برای اروپاییان چرا که سیاست و اقتصاد جهانی دو بال پروازند که بر سر تمامی کشورها سایه انداخته‌اند. این دو بال همان سیستم برنامه‌ریزی شده اقتصاد جهانی است که سر آن در آمریکا و ته آن در اروپاست. و تا زمانی که این رود آب دارد و از آن جویبارهای کوچک و بزرگی منشعب شده است این وضعیت ادامه دارد.
۶۰ درصد مردم آمریکا با این بدعهدی‌ها موافقت ندارند اما آنچه مسلم است دود این جهالت‌ها و نفهمی‌های ترامپ به چشمان مردم آمریکا و حتی کسانی که به او رأی دادند هم می‌رود.
به قول سعدی:
یکی بچه‌ی گرگ می‌پرورید
چو پرورده شد خواجه را بردرید
والسلام

Comments are closed.