سرمقاله
محمد عسلی
جامعه سالم و ناسلامتیهای روزافزون
سلامتی در فرهنگ عامه بیشتر متوجه به تن آدمی است و درد و بیماری و نقص را یادآور میشود.
در روزگار گذشته وقتی دست به قلم میبردیم تا نامهای بنویسیم و جویای حال کسی شویم که در کنار ما نیست معمولاً همگان این جمله را پایین سرفصل هر نامه میکردیم:
«اگر از حال ما بخواهی، الحمدالله سلامتی که یکی از نعمتهای الهی است برقرار میباشد.»
اگر از نویسنده نامه سؤال میکردیم که سلامتی چیست؟ پاسخ میداد بیمار نیستم و دردی ندارم.
این پاسخ در شرایطی شنیده میشد که مشکلات و معضلات بسیاری دامنگیر آنها بود از جمله فقر، بیکاری، غربت، دلواپستی، ناامنی و ….
و اما امروز جامعه سالم را نمیتوان در هیچ نقطهای از جهان به طور قطع مثال زد زیرا سلامتی با وجود زندگی ماشینی را نمیتوان یافت مگر به صورت نسبی. نخست اینکه هوا در همه جای این کره خاکی آلوده است نه صرفاً به علت افزایش گازهای گلخانهای که سراسر زمین را در بر گرفته است. بلکه ازدیاد جمعیت، کمبود مواد خوراکی و آب آشامیدنی، عوارض جنگهای خانمانسوز، عدم تحرک مفید انسانهای پشت میزنشین، مصرف داروهای شیمیایی دارای عوارض جانبی، ناامنیهای ناشی از فاصله طبقاتی و فقر و اعتیاد و طلاق، خفگی مفرط ناشی از کارهای ماشینی یکنواخت، آلودگیهای عبور و مرور خودروها و کارخانجات و کارگاههای صنعتی، خدماتی و کشاورزی.
مصرف میوهها، سبزیجات و فرآوردههای لبنی و حیوانی ناسالم و دارای مواد مضر ناشی از مصرف کودهای جذب شده در میوهها و گوشتها و سبزیجات، قرار گرفتن تمامی انسانها در معرض امواج گوناگون، مسافرتهای طولانی با هواپیما و ترن و اتومبیل در حالتهای نشسته و کمتحرکی، آسیبهای صورتی و تصویری و دل مشغولی به وسایل صنعتی نوین که زنان، کودکان و مردان را هر کدام به نحوی از تحرک باز داشته است. این عوارض و ناملایمات و بسیار عوارض دردناک دیگر سلامتی را تهدید کرده و چون زندانهای تو در تو آنها را دربر گرفته است.
و اما بعد؛
روبهرو شدن با این واقعیات نشان میدهد که سلامتی به مفهوم واقعی و حقیقی آن یافت نمیشود و تمامی انسانها خواه ناخواه در معرض بیماری و ناسلامتی هستند و این نعمت خدادادی دیری است از جوامع بشری رخت بربسته است.
اضطراب و به تعبیر دیگر دلواپسی یا همان استرس نه صرفاً ناشی از فقر است و نه بیماری بلکه میتواند ناشی از بیشتر داشتن، دارایی و زیادهخواهیهای گونهگون و تنوعطلبی هم باشد.
روزی روزگاری مردمانی که از تکنولوژیهای نوین فعلی محروم بودند و حتی از دانش تولید برق هم محروم بودند با یک زندگی کارگری و یا کشاوری و پیلهوری آرامشی داشتند که امروز در کشورهای مترقی جهان هم یافت نمیشود.
آن آرامش در لحظههایی بود که از هوای سالم، آفتاب سالم، آب سالم و غذای سالم برخوردار بودند. مردمانی که با باورهای دینی احساس عاطفیشان نسبت به همنوع تقویت میشد و در تعاملات اجتماعی حقوق یکدیگر را رعایت میکردند و در درونشان نگاهبان و پلیسی بود که بر اعمالشان نظارت میکرد و قناعت را گنج میدانستند نه رنج. اینک هزاران پلیس در لباسهای مختلف در حراست و نظارت بر اجرای قوانین و مقررات را شاهدیم اما چندین و چند برابر تعداد پلیسها روزانه شاهد جرائم و تخلفات مستمری هستیم که امنیت و آسایش بسیاری از مردمان را سلب میکنند و روز به روز به تعداد زندانها و زندانیان افزوده میشود، تمامی این وقایع تلخ که همگی جامعه سالم را تهدید میکنند و به ناسلامتیها و بیماریهای تن و روان دامن میزنند اگر که به تمامی نه بعضاً در حد قابل توجهی میتوان از بروز آنها پیشگیری کرد و یا از گسترش آنها جلوگیری نمود.
و اما بعدتر؛
متأسفانه هنوز تعریف جامعی از جامعه سالم نداریم و در مراکز آموزشی و یا فرهنگی و رسانهای برای فرهنگسازی و تدوین آن اقدام چشمگیری نکردهایم.
این همه بیماریهای لاعلاج سرطانی که ناتوانی مالی، جسمی و روحی را به خانوادهها تحمیل کرده است با این همه رفتارهای ضد اخلاقی که باورهای دینی را سست و ضعیف کردهاند این همه گسستگی ساختاری فکر و اندیشه فرهنگی که پوچگرایی «نهیلیسم» را ترویج دادهاند این همه دروغ و ریاکاریهای نو به نو و کلاهبرداریهایی که به فکر جن هم نمیرسد ناشی از جهل و ناآگاهی نیست بلکه برعکس بسیاری از آنها نتیجه آگاهیهای حساب شدهاند نتیجه هوش و بکارگیری تجربه و علومی هستند که از پشتوانه ایمان محرومند و خداجویی و خدامحوری در بنیان فکری و عقیدتی خطاکاران جایی ندارد و حتی به اخلاق کلی هم پایبند نیستند.
حال این سؤال مطرح است که در یک جامعه اسلامی مدعی جهانشمولی و حاکمیتی که از محتوای اسلامی دم میزند چرا این همه هزینههای مادی و انسانی که صرف آن شده است جواب درستی نداده و ما هم در قانونمندی و قانونگرایی و هم در حفظ باور اسلامی لنگ میزنیم بهترین پاسخ این است که بسیاری از متولیان امور در جای خود قرار ندارند و مهرهچینیهای سازمانی بر اساس تعاریف میزان کارآیی و اخلاص آنها نیست.
فاصلههای بسیاری بین مسئولین و مردم کوچه و بازار ایجاد شده. این فاصلهها هم بیشتر اقتصادی و مالی است و هم فاصلههای ارتباطی است. در یک جامعه سالم میطلبد که بر اساس این جمله معروف که: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» همگان نسبت به عملکرد یکدیگر مسئول و پاسخگو باشند. به تعبیر دیگر یک نظارت عمومی برای حفظ امنیت و پیشگیری از ایجاد گریزگاههای قانونی ضروری است که به صورت خودجوش و براساس باورهای فرهنگی، دینی، اخلاقی و شهروندی هر کس خود را ملزم به نظارت بداند و هیچ حرکت ناشایستی را برنتابد.
در رسانههای ما خوشبختانه هرزهنگاری مرسوم نیست اما خودسانسوری و بیتفاوتی نسبت به دلایل بعضی وقایع تلخ خاکشیرمزاجی را عمومیت داده است. به قولی نباید همه چیزمان مثل همه چیزمان باشد و همگان فقط در اندیشه راندن خر خود باشند.
در یک جامعه سالم عکسالعملهای فردی و اجتماعی نسبت به ناهنجاریها و وقایع تلخ و تأسفبرانگیز یکی از محوریترین اعمال فرهنگی و اخلاقی است که میتواند ضامن سلامت جامعه باشد تا پزشکی، مهندسی و یا معلمی به خود اجازه خروج از وظایف شغلی و قانونی خود ندهد و هرکس خود را نسبت به عملی که انجام میدهد مسئول و پاسخگو بداند که فعلاً چنین نیست و ما به یک فرهنگسازی مستمر نیاز داریم تا به جامعه سالم برسیم.
والسلام
- سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۹ خرداد ۱۳۹۷