• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۰ خرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی
تاب آوری در سایه ی احساس هم سرنوشتی
تاب آوری، قدرت هضم فراز و نشیب های زندگی و پتانسیل عبور از بحران و توانایی تبدیل تهدیدها به فرصت هاست. از جمله دغدغه های مطرح در شرایط کنونی کشور موضوع پایین بودن ظرفیت تاب آوری جامعه در برابر بحران هاست و در پاسخ به این پرسش که چرا جامعه ی ما از تاب آوری بالایی برخوردار نیست حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد که می توان فهرست وار بدان ها اشاره کرد.
اصولاً جامعه ی در حال گذار تاب آوری بالایی ندارد چرا که شرایطی بینابینی را تجربه می کند. ظرف سه دهه ی گذشته بخش قابل توجهی از روستائیان به دلایل گوناگون شهرنشین شده اند و بیش از نیمی از جمعیت مهاجر روستایی در عین سکونت در شهرها و اطراف شهرها هنوز با الزامات شهرنشینی کنار نیامده اند. این عده زمانی که در روستا بودند قدرت تحمل بالایی در برابر افت و خیزهای گوناگون داشتند. اکنون دیگر چنین پتانسیلی که قابل مقایسه با اوایل دهه ی شصت باشد وجود ندارد و مصرف گرایی و راحت طلبی با محوریت مطالبات صرفا معیشتی به صورت یک سونامی مهاجرین شهرنشین را در نوردیده و شدیداً تحت تاثیر قرار داده است.
نکته ی بعدی که نباید از آن غافل شد و روی کاهش تاب آوری جامعه تاثیر زیادی داشته، تزریق شعارهای بلندپروازانه توسط کارگزاران و مسئولین و اداره کنندگان کشور به جامعه ظرف ۴ دهه اخیر است که تناسب چندانی با بضاعت اقتصادی، کیفیت مدیریت کشور و ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی ندارد و صرفاً منجر به مطالبه آفرینی های سریالی می شود و دست آخر هم به بدهکاری گردانندگان امور می انجامد.
از جمله عوامل مؤثر در کاهش تاب آوری مردم ارتباط روزآمد آنها از طریق فضای مجازی با جهان و کسب اطلاع از کیفیت بالای زندگی در برخی از کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه و مقایسه شرایط کشور ما از لحاظ ثروتمندی و پتانسیل اقتصادی با چنین کشورهایی است. به هر حال مردم پیش خود محاسبه می کنند که چرا مردم ایران با وجود این همه ثروت خدادادی باید چنین شرایط سختی را تحمل کنند در حالی که زندگی مردم برخی از کشورها که یک دهم ثروت ایران را هم ندارند بهتر مدیریت می شود.
عامل دیگری که روی کاهش تاب آوری مردم تأثیر مستقیم می گذارد به چگونگی انتشار اخبار منفی و ناامید کننده و به موازات آن تبلیغات بازمی گردد. نباید از نظر دور داشت که یکی از ویژگی های خبر ایجاد مطالبه است. با انتشار خبر مربوط به فرار مفسدان اقتصادی نوک پیکان مطالبات متوجه نهادهای نظارتی و قوه قضاییه است. اخبار مربوط به تورم و رکود دولت را زیر مهمیز نگاه معنادار مردم قرار می دهد و وجود گریزگاه های قانونی نشان دهنده ناکارآمدی مجلس است که برآیند آنها شرایط را برای مردم تحمل ناپذیر جلوه می دهد.
از دیگر نشانه های کاهش تاب آوری، مهاجرت هایی است که روز به روز به شمار آنها افزوده می شود و این در حالی است که مسئولین سیاست تشویق ایرانیان ساکن در خارج از کشور را برای بازگشت نیروهای انسانی و سرمایه ها دنبال می کنند.
عامل دیگری که به کاهش تاب آوری دامن می زند بی ثباتی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. طبیعتاً اگر مردم تصویری واقع بینانه از آینده داشته باشند خود را برای بدترین شرایط هم آماده می کنند ولی اگر از یک سو همه ی شعارها امیدوار کننده باشد اما اوضاع اقتصادی در عمل روز به روز وخیم تر شود نباید از مردم انتظار تاب آوری داشت. در پیش گرفتن سیاست کج دار و مریز در تعاملات اجتماعی و فرهنگی نیز به اینگونه بلاتکلیفی ها دامن می زند و برخی سنت گرایان متنفذ تمام قد در برابر مطالبات عمومی در بحث حقوق شهروندی ایستادگی می کنند و کاری هم از دست متولیان فرهنگ کشور برنمی آید!
عامل دیگری که روی تاب آوری مردم تأثیر منفی دارد عدم تناسب بین هزینه ها ی مادی و معنوی و نتایج به دست آمده است. به این معنا که مردم انتظار دارند در برابر مجاهدت ها و تلاش ها و همراهی ها شاهد بهبود تدریجی اوضاع باشند و اگر بار سنگینی هم وجود دارد بر دوش همه طبقات جامعه باشد؛ در حالی که عملاً اینگونه نیست و به راحتی می توان به تفاوت فاحش بین شرایط زندگی اکثریت بازیگران عرصه ی قدرت و خویشاوندان آنها با مردم عادی پی برد! سالهاست که اشرافیگری به بدنه ی مدیریت کشور، گردانندگان احزاب، بسیاری از نمایندگان مجلس و کسانی که به اسم خصوصی سازی اموال عمومی را تصاحب کرده اند رسوخ کرده و افکار عمومی را برآشفته است! قانون در این مورد ساکت است و توصیه و نصیحت هم راه به جایی نمی برد!
نباید از نظر دور داشت که شفافیت و صداقت در امر اطلاع رسانی و همچنین آزادی مطبوعات و رسانه ها و برخورد جدی با مفاسد اقتصادی و قانونمندی برای همگان و حذف استثناءها و رانت ها و مبارزه با باندهای مافیایی تاثیر زیادی روی افزایش تاب آوری مردم دارد.
این روزها مردم به صورت جدی مشغول چرتکه انداختن هستند و محاسبه می کنند که در برابر آن همه هزینه هایی که پرداخته اند به کجا رسیده اند و چه دستاوردهایی داشته اند. دستاوردهایی که در زندگی آنها نمود عینی داشته و شاخص های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را بهبود بخشیده و به احساس امنیت روحی و روانی آحاد مردم انجامیده است. وقتی ما از دستاورد سخن می گوییم منظورمان نقدینگی هاست نه نسیه ها و وعده ها و ترسیم دورنماهای مبهم که به اما و اگرهای زیادی بستگی دارد!
اینجاست که باید گفت: تاب آوری تنها و تنها در سایه ی احساس هم سرنوشتی بالا می رود و احساس هم سرنوشتی مانند ملیت که چتر گسترده ای دارد می تواند همگان را زیر پر و بال خود بگیرد اما احساس هم سرنوشتی الزامات و شرایطی دارد که مهمترین آنها رفع تبعیض و احترام به حقوق انسانی و شهروندی و پرهیز از بی عدالتی است. در جنگ شهرها زمانی بمب می آمد و چون معلوم نبود روی سر کدام خانه فرود می آید، همه ایستادگی می کردند و تاب می آوردند چون بمب گزینش نمی کرد و استثناء قایل نمی شد ولی اکنون مردم سئوال می کنند که چرا باید وام های آنچنانی تنها به جیب عده ی خاصی برود و کارخانجات دولتی به اسم خصوصی سازی به افراد معلوم الحالی واگذار شود؟ مردم می گویند مگر آقازاده ها خونشان از مردم رنگین تر است که این گونه در همه جا جولان می دهند و با رانت و سفته بازی، بانک و بازار و معیشت مردم را به بازی می گیرند.
در چنین شرایطی که کشور در حال عبور از باریکترین گذرگاه تاریخ است هیچ چیز مانند احساس هم سرنوشتی نمی تواند مردم را زیر یک چتر متحد و یکپارچه نگه دارد. لذا همه باید به دنبال اقداماتی باشند که نتیجه ی آن احساس هم سرنوشتی است. اگر چنین شد تاب آوری مردم در هر شرایطی که از آن بدتر نباشد تضمین می شود و در غیر این صورت پیداست کز این میان چه خیزد!

Comments are closed.