سرمقاله
محمد عسلی
سخنی چند با امام جمعه جدید شیراز
اول سلام
و بعد از آن: فارس را از آن رو ایران دوم نامیدهاند که اقلیمی است وسیع با ویژگیهای کمنظیر و مردمانی هنرور. هنردوست و دارای سوابق کهن تمدن پارسی و اسلامی.
مردمانی که به لحاظ قومیتی، عشایری، مذهبی و دینی بسیار متنوعند و به لحاظ پراکندگی جمعیت در مناطق آب و هوایی متفاوتند و منحصر به فرد.
این کلیت متنازل و تراکیب متزاید که تمامی آثار برجسته دورانهای مختلف تاریخی را در خود جای داده قبل از آنکه روح اقتصادی بر آن حاکم باشد از یک آبشخور فرهنگی و تمدنی والا و جوشندهای برخوردار است که نه فقط فلاسفه، دانشمندان، نویسندگان و شاعران پرافتخاری را در دامان خود پرورش داده بلکه روحانیون مبارز، فهیم، صادق و مجاهدی را نیز در ازمنه مختلف به ویژه در دوران معاصر به ایرانیان و جهانیان شناسانده که نامشان در تاریخ مبارزات دینی و سیاسی ثبت است.
با این وصف در تضادی آشکار روح بالنده فارس در چم و خم معضل بیکاری، اعتیاد و بالا بودن نرخ طلاق نسبت به ازدواج در عذاب است.
که این نیز خود از نوعی آسیبپذیری به لحاظ موقعیت جغرافیایی و فرهنگی خبر میدهد که نیاز به توجه، تتبع و پژوهش و رسیدگی کارشناسانه برای رفع معضلات اجتماعی آن دارد.
و اما بعد؛
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شهر شیراز به لحاظ شهرت فرهنگی دستخوش توجهاتی بود که فقط در مواقعی از سال در آن جشنهایی برگزار میگردید و از تعریف و تمجید و توصیف زیباییها و باغات و آب و هوای بهاری برخوردار بود و دیگر هیچ. زیرا نه مانند اصفهان و اراک قطب صنعتی شد و نه مانند بعضی استانهای خوش آب و هوا و دارای منابع آب باران، بموقع قطب کشاورزی و نه به علت تنوع آثار باستانی و میراث فرهنگی قطب گردشگری گردید. هر چند چندین سال متوالی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تولید گندم رتبه اول را حائز گردید اما اینک یکی از استانهایی است که به علت خشکسالیهای مداوم در تأمین آب مصرفی شهروندان هم با کمبود و مشکلات فراوانی روبهرو است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی متأسفانه علیرغم اینکه از وجود علمای بنام و روحانیان مبارز، مجاهد و پرتلاشی برخوردار بود اما اختلافات سلیقهای و عدم توافق آنها در مسایل اقتصادی، فرهنگی و بعضاً سیاسی کار را به آنجا کشاند که بیشتر اوقات آنها صرف رفع اختلافات پیدا و پنهان شد و لذا از رسیدگی عمیق به وضعیت استان باز ماندند و هر کدام مدام ساز خود را زدند تا به اینک که جنابعالی به عنوان نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه چهارم شیراز میراثدار وضعیت فعلی هستید.
اینجانب که ۳۶ سال است در حوزههای فرهنگی و مطبوعاتی و رسانهای قلم میزنم و به قدومی چند مسیرهای زیادی را پیمودهام نقدهایی بر عملکرد ائمه محترم جمعه دارم که فعلاً زمان را مناسب و حال و هوای شهر را مساعد میدانم به درج آن بپردازم. زیرا در شما نیروی جوانی و بیطرفی آنچنانی میبینیم که از کنار آن بیتفاوت نخواهید گذشت.
و اما بعدتر؛
نخست اینکه شورای فرهنگ عمومی که میتواند یکی از تأثیرگذارترین نهادهای فرهنگی باشد تاکنون هیچ تصمیم عملی در اصلاح امور فرهنگی نداشته است زیرا افراد آن باری به هر جهت جلسات گفت و شنیدی تشکیل دادهاند و بس.
تشخیص فرهنگ عمومی و روند آن نیاز به کار کارشناسانه دارد که راهکار اصلاحی و ترویج آن توسط فرهنگوران، اساتید دانشگاهی و حوزوی و صاحبنظران تعلیم و تربیت و اصحاب فرهنگ و هنر امکانپذیر است.
دوم. حضور روحانیون در میان مردم به منظور تشخیص نیازها و درخواستهای آنان امروز یک ضرورت است نه به آن جهت که بیشترشان متصدی امور اداری، اجرایی و یا سیاسیاند بلکه از این جهت که همانند گذشته بتوانند سنگری باشند در جذب جوانان نه صرفاً در مساجد که آنهم چندان قابل توجه نیست. بلکه حضورشان به لحاظ ارتباطات عاطفی، اجتماعی و به نوعی دلسوزانه که کاملاً محسوس باشد به صورت غیررسمی همانند گذشته برای حفظ تقدس و اعتبار لباس و همرنگی و همنوایی با مردم چه در شهر و چه در روستا که به نظر میرسد کمرنگ است.
سوم. توجه روحانیت معظم به مسائل اخلاقی و اقتصادی مردم و پرهیز از ورود صرف سیاسی و شعارزدگی که در بسیاری مواقع برای دفاع از آنچه نباید واقعیت و حقیقت لوث میشود و بیاعتنایی و بیارتباطی را تشدید میکند. به عنوان مثال در بسیاری از مراسم بزرگداشت مردگان کمتر شاهدیم وعاظ و سخنرانان به مسایل دینی، مذهبی و اخلاقی ورود کنند و گاه و بیگاه در مسایلی ورود میکنند که در حوزه تخصصی آنان نیست هر چند ابراز باورهای اصولی یک ضرورت است اما اختصاص تمام وقت به مسایلی که از حوصله مدعوین خارج است انفعال و خستگی را سبب میشود.
چهارم. تریبون نماز جمعه فرصت و مکان مناسبی است برای طرح مسایل مهم عمومی. میتوان از دانشگاهیان، صاحبنظران اقتصادی و فرهنگی و روانشناسان و جامعهشناسان خبره و ملتزم به مبانی و اصول نظام دعوت کرد تا مردم آگاهانه و عالمانه در جریان وقایع و حوادث و رویدادهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره قرار بگیرند و از زبان صاحبنظران دیگر هم بشنوند که برای حضور بیشتر و گستردهتر مردم در رفع تنگناهای مختلف چه باید کرد.
پنجم. رسیدگی به وضعیت فقرا و زیر خط فقریها یک همت عالی و حضور همهجانبه مردمی میطلبد که بار سنگین آن صرفاً توسط کمیته امداد امام خمینی و دیگر مراکز خیریه قابل تحمل نیست. مؤسساتی قوی و راهکارهایی عملی میطلبد که با وجود ثروتمندان و سرمایهدارن بزرگ استان حمایت طبیعی از آن دور از انتظار نیست به نظر میرسد که در این راه کمتر کار فرهنگی شده است.
ششم. رسانههای خارجی هدفدار و مخالفان نظام از داخل و خارج سعی به آن دارند بر افکار عمومی مدیریت کنند و بر اتحاد و انسجام مردم خدشه وارد نمایند به نحوی که عملکرد تمامی مسئولان را زیر سؤال میبرند و بافتهها را پنبه میکنند متأسفانه به هر دلیل رسانههای ما کمتر به پاسخ شبهات و ایرادات میپردازند و گویی همه سر در زیر لحاف دارند این مسئله مردم را در نوعی تشکیک و تردید قرار میدهد که اگر در طرح سؤال و پاسخهای مناسب به آن شجاعانه و آگاهانه اقدام شود ما همان کاری را کردهایم که قرآن برای تنویر افکار عمومی و مقابله با کفار، مشرکان و بدخواهان کرده و پاسخ شبهات آنها را داده است.
و نهایتاً در پایان به این نکته مهم بسنده میکنم که قطبینگری، جناحمداری و تلاش در حفظ موقعیتهای شغلی به انقلاب مردمی ما ضربه میزند همه ملت شریف ایران در تحقق انقلاب اسلامی سهیم بوده و در حفظ و حراست از آن شریک هستند و هیچ ایرانی باغیرت و وطندوست و انقلابی اجازه نمیدهد دستاوردهای ۴۰ ساله انقلاب تحت تأثیر یاوهگوییهای بدخواهان و سهمطلبهای بیمقدار تضعیف شود. آنچه مهم است این است که در مواقع بحرانی برای مقابله با فشارها همه در یک صف متحد میایستند و مقابله میکنند اینکه مدیران و مسئولان تا چه میزان و در چه زمانی در اتحاد این صفوف اشتراک مساعی داشته باشند تعیینکننده است.
امام جمعه میتواند محور اصولی و پایگاه تأثیرگذاری باشد بدون آنکه بخواهد در امور اجرایی دخالت مستقیم داشته باشد.
اینجانب زحمات روحانیون معظم را ارج مینهم و قدر میشناسم و همه آنان را در حد بضاعت مزجاه به وحدت، همدلی و مردم یاری دعوت میکنم به عنوان کسی که ۴۰ سال در این راه قلم زده و قدم فرسودهام تا خدا چه خواهد.
و السلام
- یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ خرداد ۱۳۹۷