• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ خرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
نقش دکتر علی شریعتی در گرایش جوانان دانشگاهی به انقلاب دینی
۲۹ خرداد ۱۳۵۶ من دانشجوی سال دوم رشته حقوق قضایی دانشکده حقوق دانشگاه تهران بودم که در محوطه مسجد دانشگاه زیر یکی از درختان کاج به اتفاق تنی چند از دانشجویان مشغول بحث در خصوص امتحانات بودم. حدود ساعت یک بعدازظهر بود که تعدادی از دانشجویان با شعار شریعتی! شریعتی! شهادتت مبارک از داخل صحن مسجد دانشگاه بیرون آمده و در یکی از خیابان‌های مشرف به مقر گارد دانشگاه شروع به راهپیمایی کردند و چون تعدادشان قابل توجه نبود به زودی متفرق شدند.
این خبر به سرعت در دانشکده‌های دیگر دانشگاه‌ها پیچید و چون کلاس‌ها معمولاً دائر نبودند و پایان ترم و زمان امتحانات نزدیک بود این خبر در میان دانشجویان نتوانست منجر به یک اعتراض و یا راهپیمایی شبیه به تظاهرات ۱۶ آذر شود که بعدها با روز دانشجو نامگذاری شد.
و اما بعد؛
دکتر علی شریعتی در مثلث حسینیه، ارشاد، استاد شهید مطهری و جوانان دانشگاهی و حوزوی از چنان محبوبیتی برخوردار شد که آثار، مقالات و سخنرانی‌های ایشان به علت سانسوری که ساواک اعمال کرده بود توسط طرفدارانش دست‌نویس می‌شد و به اطلاع دیگران می‌رسید تا آنجا که من اطلاع دارم و آن زمان را به یاد می‌آورم دانشجویان و طلاب سخنرانی‌های ایشان را که معمولاً با نخستین عملکرد ائمه معصومین به ویژه حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) همراه بود و زبانی گزنده و تأثیرگذار داشت را مخفیانه ضبط و با نوارهای کاست توزیع می‌کردند. من بارها شاهد بودم با هجوم افراد گارد به همراه تنی چند از ساواکی‌های مأمور به خوابگار پسران و دختران کوی دانشگاه وسایل و کمدهای دانشجویان مورد تفتیش قرار می‌گرفت تا اگر کتابی، مقاله‌ای و یا نواری از دکتر علی شریعتی دارند ضبط و توقیف شود و یا به دستگیری آنها نیز منجر گردد. این اتفاقات که بین سال‌های ۵۲ تا ۵۶ افتاد حکایت رزمندگان تأثیرگذاری کتاب‌ها و مطالب دکتر شریعتی بر روی افکار دانشجویان داشت یکی از مهمترین این تأثیرات آشنا ساختن دانشجویان و جوانان انقلابی به علل و عوامل نهضت‌های دینی و کاربرد آنها برای مقابله با رژیم ستمگر شاهنشانی بود که در آن زمان هر صدای مخالفی در گلو خفه می‌شد.
در واقع دکتر شریعتی توانست با روشی نوین روح دینی مبارزه‌طلبی را با کلمات و جملاتی شنیدنی و خواندنی با نثری ساده و روان اما انشایی دلچسب در کالبد اندیشه‌ی جوانان بدمد و آنها را از گرایش به مکتب‌های مادی از جمله القائات و تبلیغات ایدئولوژی مارکسیستی به دور دارد و یا آنچنان تأثیرگذار باشد که دانشجویان و بسیاری از طلاب سخن مطالعه کتاب‌ها و سخنرانی‌ها با اندیشه‌های انقلابی نوین او در نحوه استفاده از دانسته‌های دینی و فرهنگی ملهم از اعتقادات و باورهای اسلامی آشنا کند.
زنده‌یاد دکتر علی شریعتی که با تحصیلات در دانشسرای مقدماتی خود را برای آموزگاری آماده کرده بود تا زمانی که توانست پس از اخذ مدرک لیسانس در زمینه ادبیات فارسی دانشگاه مشهد با درجه عالی بورسیه ورود به دانشگاه فرانسه را اخذ کند اندیشه دینی و باورهای ایمانی خود را رها کند و تمامی دستمایه‌های خود را برای تأثیرگذاری بر یک قیام ملی به کمک استاد شهید مرتضی مطهری در پایگاه حسینیه ارشاد تهران به کار گرفت.
شریعتی در یکی از سخنرانی‌های خود خطاب به امام علی(ع) گفت:
«ای شیر!
ای شیر! مرد خدا و مردم، رب‌النوع عشق و شمشیر
ما شایستگی «شناخت تو را» از دست داده‌ایم. توانایی شناخت تو را از مغزهای ما دزدیده اما عشق تو را علی‌رغم روزگار در عمق وجدان خویش، در پس پرده‌های دل خویش، همچنان محفوظ نگاه داشته‌ایم.
چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می‌کنی؟
تو ستمی را بر یک یهودی که در ذمه حکومت می‌زیست تاب نیاوردی و اکنون مسلمانان را در ذمه یهود ببین! و ببین که بر آنان چه می‌گذرد!
ای صاحب آن بازو که یک ضربه‌اش از عبادت هر دو جهان برتر است ضربه‌ای دیگر! …»
روح حرکت دهنده و جوهره این کلمات و جملات در آن زمان چنان تأثیرگذار می‌نمود که تشیع علوی را از تشیع صفوی جدا می‌کرد و مسلمانان به ویژه شیعیان را به بالندگی باورهای انقلابی‌شان تشویق می‌نمود.
اگر به مجموعه تظاهرات و راهپیمایی‌های معروف انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در اوایل انقلاب چه قبل و چه پس از پیروزی نگاهی دوباره داشته باشیم عکس‌ها و نوشته‌های انتخابی دکتر شریعتی را کم و بیش در جمع راهپیمایان می‌بینیم.
متأسفانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سهم‌خواهی بعضی گروهک‌ها و مقابله با جمهوری اسلامی آنان که با دستاویز قرار دادن بعضی از نوشته‌ها و گفته‌های دکتر شریعتی همراه می‌شد موجب گردید تا مدتی این مرد انقلابی پاکدامن و تأثیرگذار و آثار او در سایه رود و کمتر مورد استفاده دانش‌پژوهان و دانشجویان ما قرار گیرد. زیرا سوءاستفاده از نام ایشان و شهرت انقلابی‌اش توسط عده‌ای از فرصت‌طلبان موجب شد تا ناخواسته نه با اندیشه‌ها و کتاب‌های وی بلکه با مطرح شدنش به نوعی مقابله شود.
شریعتی که با توسل به نهضت امام حسین(ع) و دفاع قاطع از حماسه او توسط خواهر مکرمه‌اش حضرت زینب(س) توانست از عاشورا و عاشوراییان به روشی دیگر نام برد خطاب به حضرت امام حسین(ع) در یکی از سخنرانی‌هایش چنین گفت:
«و اما تو ای حسین!
با تو چه گویم شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل»
و تو ای چراغ راه، ای کشتی رهایی. ای قلبی که از آن نقطه صحرا جاودان می‌طپی و می‌جوشی در بستر زمان جاری هستی و بر همه ‌نسل‌ها می‌گذری و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون می‌کنی و هر بذر شایسته را در زیر خاک می‌شکافی و می‌شکوفایی و هر نهال تشنه‌ای را به برگ و بار حیات و خرمی می‌نشانی.
ای آموزگار بزرگ شهادت!
برقی از آن را بر این شبستان سیاه و نومیدها بیفکن. قطره‌ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم‌مرده ما جاری ساز و تفی از آتش آن صحرای آتش‌خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما ببخش….”
آری شریعتی با این جملات احساسی و محرک توانست روح حسینی را بار دیگر در جان شیفتگان مقابله با رژیم ستم شاهی بدمد.
ناگفته نماند که شرایط و موقعیتی که در آن زمان برای ظهور چنین پدیده¬ای فراهم بود کمک کرد تا بزرگانی چون مرحوم طالقانی، استاد شهید مطهری و مرحوم مهندس بازرگان از حمایت وی شانه خالی نکنند هر چند با بعضی از دیدگاه‌های وی نقد و انتقادهایی داشتند.
جمله معروف او که آن زمان پیوسته بر سر زبان‌ها بود و حتی بعضاً در شعارهای پیش و پس از انقلاب در راهپیمایی¬های اولیه دیده شد این بود:
” آنان که رفتند کار حسینی کردند. آنان که مانده¬اند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدیند…”
در هر صورت دکتر علی شریعتی را بر انقلاب اسلامی ایران حقی است که نباید و نمی-توان آن را نادیده گرفت همانند کسان دیگری که در این رزمگاه از جان و مال و جوانی مایه گذاشتند و امروز نیز هستند از آن جنس¬های شریف که بی¬ادعا در حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی می¬کوشند و در جهادی بزرگ سهم دارند. علی‌رغم فرصت‌طلبانی که از سفره انقلاب نان یتیمان و بیچارگان را ربودند تا انقلاب و انقلابیون را بدنام کنند هر چند گوهری که پاک است چه منتش به خاک است.
والسلام

Comments are closed.