• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲ تیر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
باغ شهرهای زخمی سیاخ در تب کم آبی
درختان سی ساله باغ شهرهای سه فاز سیاخ که هر یک از آنها به اندازه برگ‌هایمان عرق جبین مشتاقان و کد یمین بازنشستگان را به چشم دیده و به جان پذیرا شده‌اند و با رفت و آمدهای پرهزینه ۵۰ کیلومتری و به بهای میلیاردها تومانی که برای حفظشان صرف هزینه سموم آفات، کود، هرس و نگهداری شده است مانند بچه‌هایی می‌مانند که هم سالمند و سرحال و هم علیلند و بی‌حال.
هزاران هکتار باغی که با نیت کمربند سبز دور شهر شیراز برای ایجاد هوای سالم به ریه شهر معروف شده‌اند و باعث دل مشغولی حداقل ۵ هزار باغدار، کارمند، بازنشسته، جانباز و بعضاً خانواده‌های شهید، اینک زیر چشم مسئولان شده‌اند در طول این سی سال حملات و هجوم‌های پی‌درپی متولیان جهاد کشاورزی به بهانه حفظ منابع طبیعی در دامنه‌های سنگلاخی که اینک به فضای سبز ستبری تبدیل شده‌اند از یک طرف و از طرف دیگر فشارهای پی‌درپی منابع طبیعی برای تخریب آنها به هر بهانه ناصواب موجب شده تعدادی از باغداران درختانی را که با دست خود کاشته و بعضاً با آفتابه آب داده‌اند را به حال خود رها کنند تا به خارستان تبدیل شود اما اکثریت باغداران باغ‌هایشان را به چنگ و دندان حفظ کرده‌اند درد فقط به این موارد ادامه نیافته بلکه از هر سو سازی کوک می‌شود به گونه‌ای که چون درختان تنومند و ثمری شده‌اند و انیک زمان حفظ و بهره‌برداری آنهاست به آب بیشتری نیاز دارند و خشکسالی‌ها چاه‌های آب را کم‌حجم و یا بی‌آب کرده نیاز به کف‌شکنی دارند که اجازه به آنها داده نشده و یا اگر اجازه گرفته‌اند در کف‌شکنی بموقع کوتاهی شده و باغبانان را مجبور به خرید آب تانکر کرده‌اند گویا از سازمان آب دستور آمده که تانکرها حق ندارند از آب رودخانه قره قاج و یا چاه‌های در دست زارعین که الی ماشاءا… تعدادشان هم کم نیست در حاشیه رودخانه آب بردارند و به درختان برسانند.
این وضعیت آدم را به یاد صحرای کربلا می‌اندازد که آب را بر روی شهدای کربلا بستند تا با دهان تشنه به جنگ یزیدیان بروند.
غافل از آنکه درختان پای جا‌به‌جایی ندارند و مانند انسان‌ها نیستند تا تحمل آب یا بی‌آبی کنند.
اینک باغداران در تب و تاب تهیه آب برای فرزندان درخت خود هستند و به هر دری می‌زنند.
به قول سعدی:
«من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود…»
راستی اگر یکی از این مسئولین بی‌مسئولیت درختی را سی سال مراقبت کند حاضر است از آن چشم بر بندند و بی‌خیال شاهد خشک شدن آن باشند.
چگونه اینکه در حرف و شعار مدام مردم تشویق می‌شوند به درختکاری و در روز درختکاری صدا و سیما و رسانه‌ها را دعوت می‌کنند به کاشتن درخت توسط مسئولان!
مگر نه اینکه درخت حافظ خاک و هزاران فایده دیگر است برای انسان که اگر نباشد نه میوه‌ای می‌ماند نه میزی نه قلمی و نه قدمی.
مگر نه اینکه درخت تغذیه کننده اکسیژن هوا به ریه‌هاست که اگر تشنگی و گرسنگی را بتوانیم چند روزی دوام آوریم بی نفسی را دقیقه‌ای کمتر تاب می‌آوریم؟ حال جای یک سؤال باقی است و آن اینکه به جای باغات قصردشت که در تهاجم خانه‌سازی‌ها نابود شده‌اند و دیگر در اطراف شهر فضایی برای ایجاد فضای سبز نمانده، نمی‌توان برای حفظ این درختان کاری کرد؟
حداقل اینکه اگر خیری نمی‌رسانند شری به پا نکنند و این سرمایه‌های آسیب‌پذیر را آسیب‌پذیرتر نکنند.
گرما بیداد می‌کند و هوا روز به روز گرم و گرم‌تر می‌شود برای رساندن آب تانکر به درختان سنگ‌اندازی نکنند و فروشندگان آب تانکر و باغداران را در مضیقه و تهدید قرار ندهند. آب چاه‌های باغات سیاخ کفاف آبیاری درختان را نمی‌دهد. همه باید برای حفظ درختان و باغ‌ها مهربان باشند.
آب و گل و سبزه و درخت روح مهربانی می‌طلبد متأسفانه گویی آنقدر زندگی ماشینی ما را در تنگنا قرار داده که ارتباط خود را با طبیعت قطع کرده‌ایم و همه به گل‌ها و درختان مصنوعی روی آورده‌ایم تا زحمت پرورش گل و درخت را به خود ندهیم. غافل از اینکه ارتباط با خدا بدون ارتباط با طبیعت و بهره‌گیری از زیبایی‌های طبیعی میسر نیست نشستن در آپارتمان و چمباتمه زدن مقابل تلویزیون تقدیر ما نیست و سلامتی ما را تضمین نمی‌کند.
همه باید با درختان مهربان باشیم درخت دوست ماست. آب ماده اولیه حیات است و ما حاصل درخت و آب و آینه‌ایم.
و اما بعد
راستی چه شد مجوز برق‌کشی که چند ماه پیش همه را به ثبت‌نام تشویق کردند و پول ثبت‌نام اولیه را هم گرفتند و قرار بود در اردیبهشت ماه عملی شود؟ چه شد آن همه قول و قرارها و توافقات؟ رضایت مردم در خوش‌قولی مسئولان است و عدم رضایت آنها از مدیران بی‌عمل است.
رضایت حداقل ۵ هزار باغدار سیاخی که با خانواده‌هایشان به ۲۵۰۰۰ نفر می‌رسند برای برقی که می‌تواند ایجاد امنیت کند و در حفظ باغات مؤثر باشد نه چندان تلاشی لازم دارد و نه هزینه کلانی می‌طلبد گویی نوعی لج و لجبازی بعضی غیرمسئول که برای باغات حاشیه‌سازی کرده‌اند و مؤسسه احیاگران را به ضعف و ناتوانی کشانده‌اند تا در برابر باغداران مدام مورد سؤال و پرسش باشند کار را به جایی رسانده که تخم ناامیدی بر دل همگان بپاشند. چرا که نه گفتن عادت شده و حذف صورت مسأله راه خلاصی از کار است.
و اما بعدتر:
درست یا غلط، خوب یا بد، بجا یا نا بجا، زمین‌های دامنه‌های سنگلاخی پر از خار و خس که حتی برای مرتع هم مناسب نبوده‌اند به زور بیل و کلنگ و سرمایه‌گذاری کلان تبدیل شده‌اند به باغات سرسبز که اینکه از پس سالیان ثمری شده‌اند. درختان بادام، انجیر، انار، انگور، سیب، هلو و امثالهم و سایه‌بان‌هایی که سرپناه و سایه‌سار مردان و زنان و خانواده‌های خسته از هوای آلوده شهر اینک در تهاجم بی‌تفاوتی‌ها و ناباوری بعضی از مسئولان در حال نابودی و خشکیدن است چه استدلالی است که نباید به آنها آب داد. مگر آب رودخانه آب خوراکی است که در حال هرز رفتن است؟
امام جمعه محترمی به قصد آبادی و آبادانی و سرسبزی سالیانی هم و غم خود را صرف تشویق مردم کرد که باغ‌ها را احداث و آباد کنند. آن خدا بیامرز رفت اینک حق است امام جمعه محترم جدید شیراز که متولی فعلی نظارت بر مؤسسه احیاگران و باغ شهرهاست در حفظ و نگهداری آن دستوراتی صادر فرماید تا شوقی باشد برای باغداران امید که چنین شود و این باقیات و الصالحات حفظ شود. زیرا امام علی(ع) علی‌رغم آن همه مسئولیت در ۱۴۰۰ سال قبل که اسلام جانی تازه داشت هم و غم خود را در ایجاد باغ‌های نخل گذاشت و خود به دست خود این درختان را می‌کاشت تا روزی ثمری شوند و خیری به ایتام و دیگر مسلمانان برسانند.
این سنت حسنه باید حفظ شود.
اگر مقام معظم رهبری فرمودند:
جنگل‌ها را تخریب نکنند تا در آن ویلا بسازند نفرمودند کسانی که سنگستان‌ها را به باغ تبدیل کرده‌اند آنها را تخریب کنند. بلکه ایشان و تمامی دوستداران طبیعت همگان را به درختکاری و حفظ فضای سبز تشویق می‌کنند.
برای حفظ درختان و باغات همت عالی لازم است و عقل و فهم سلیم.
منیت‌ها را کنار گذاریم، وضعیت موجود را دریابیم و به آینده فکر کنیم زیرا دیگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم دیگران بخورند.
والسلام

Comments are closed.