سرمقاله
محمد عسلی
اگر صادرات نفت ایران به صفر برسد
سیاست اعلام شده دولت آمریکا و غوغاسالاریهای رسانهای در خصوص تشدید تحریمهای جدید علیه ایران در راستای به صفر رساندن صادرات نفت ایران است.
این سیاست احساساتی و هیجانی بدون واقعبینی تهدیدی است که عملی نیست زیرا اگر ترامپ بتواند با تهدید و تحریک شرکای منطقهای خود به جنگی نظامی علیه ایران دست زند با ناامن شدن آبراه خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز و در تیررس قرار گرفتن کشتیهای نفتکش کدام کشور منطقه قادر است نفت خود را صادر کند؟
در چنین شرایطی تمامی تأسیسات نفتی، پالایشگاهها و کلاً کشورهای منطقه نابود میشوند و اگر آمریکا به قول ترامپ بمبهای اتمی خود را از انبارها بیرون آورد قادر نخواهد بود به منافعی در خاورمیانه دست یابد جز آنکه به یک جنگ جهانی دامن میزند. آمریکا تجربه اسفبار و خونین حمله به عراق، افغانستان، سوریه، یمن، کره، ژاپن و ویتنام را در کارنامه تجاوزگرانه خود دارد.
قبرستانهای آباد در گوشه گوشه ایالات متحده آمریکا که پر است از سربازان و افسران آمریکایی کشته شده در جنگهای مذکور حکایت تلخ تجاوز، خودکامی، کبر و خودبزرگ بینی آمریکاست.
جنگ اقتصادی که اخیراً بر علیه کشورهای اروپا، چین، ژاپن و روسیه راه انداخته و دشمنیهای آشکاری را دامن زده است نشانهای از جهالت و خودکامی ترامپ است که با این اشتلم بازیها حمایت اروپا را نیز از دست داده است و گویی با همه دنیا جنگ دارد.
و اما بعد:
وضعیت کنونی جهان به لحاظ اقتصادی، فرهنگی و تصمیمات عجولانه و بیتأمل سیاسی دولت آمریکا از یک طرف و از طرف دیگر آوارگی قابل توجه جمع وسیعی از مردمان کشورهای جنگ زده در حاشیه مرز و عبور از دریاها برای رسیدن به کشورهای اروپایی نه فقط ناامنی را بیش از پیش در سراسر دنیا تشدید کرده بلکه احساسات ملی و میهنی آوارگان را برای جذب به تشکیلات و سازمانهای تروریستی تحریک کرده است.
امروز دیگر هیچ نقطهای در جهان امن نیست، حتی در آمریکا که مدعی است برای رفاه مردمش تلاش میکند.
سرزمین حجاز که قبلهگاه دوم مسلمین را در خود جای داده است نیز دیگر اعتبار سیاسی و دینی سابق را ندارد زیرا تسلیم شدن پادشاه و ولیعهد کجفهم سعودی در مقابل خواستههای آمریکا هویت دینی و مذهبی و سیاسی این کشور را در بین مسلمانان از بین برده است. خادمان حرمین شریفین که دست در دست شیطان بزرگ و کوچک گذاشتهاند و برای حفظ موقعیت پادشاهی به هر قماری دست زدهاند دیگر آبرو و اعتباری در میان کشورهای اسلامی ندارند و فقط پوستهای از آنها مانده است که آن هم روز به روز نازک و شکنندهتر میشود.
به قول ترامپ آنها برای امنیت خود باید به سربازان آمریکایی پول پرداخت کنند زیرا از شکمهای چاق برآمده مردان زنباره و در فساد افتاده کاری برنمیآید.
چماق حقوق بشر هم بالای سر آنها حکم به گشایش رقاصخانهها و میکدهها کرده است تا عربستان برای کسب درآمد توریستی راه امارات و تایلند را در پیش گیرد.
و اما بعدتر:
عربستان، امارات و دیگر کشورهای متحدی که از پس یمن برنمیآیند و در سوریه و لبنان طعم شکست تلخی را چشیدهاند با کدام بضاعت، ایران را تهدید میکنند؟
هم آمریکا، هم کشورهای عربی منطقه و هم سران کشورهای اروپایی میدانند که قادر به مقابله با ایران از طریق نظامی نیستند.
جنگ رسانهای که تاکنون قریب به ۴۰ سال است بر علیه ایران راه انداختهاند تا مردم را بر علیه حکومت بشورانند جز آنکه به لحاظ امنیتی به جمهوری اسلامی مصونیت بخشیده حاصلی نداشته است.
مردم شریف و قهرمان ایران دو دشمن دارند. دشمن خارجی و دشمن داخلی. دشمنان داخلی که توانستهاند موقعیتهای شغلی خود را با سوءاستفادههای مالی و سیاسی قوت بخشند و به اختلاس و مفاسد اداری دامن بزنند در حال رسوا شدن هستند و مردم و حاکمیت حساب آنها را خواهند رسید.
اما دشمنان خارجی که سابقهای تاریخی در خیانت و تهدید و نظامیگری و راهاندازی جنگ و استعمار و استثمار دارند دستشان برای مردم ایران رو شده و رفتار روبهصفتانه آنها نمیتواند مردم ما را فریب دهد.
ترامپ و وزیر خارجه وی که اخیراً دم از حمایت مردم ما میزنند، دقیقاً تمامی اقدامات سیاسی و اقتصادی آنها نان و آب و شغل و امنیت مردم ما را نشانه رفته است.
مگر نه اینکه ترامپ گفت: مردم تروریست ایران! مگر نه اینکه ترامپ گفت: «مردم ایران هنوز شعار مرگ بر آمریکا میدهند…؟» مگر تحریمهای اقتصادی جز آنکه به مردم ما و معیشت آنها لطمه وارد کند هدف دیگری دارد؟ مگر دلسوزیهای دولتهای قبلی آمریکا برای مردم افغانستان، لیبی، سوریه و امثالهم بعد از جنگهای داخلی وضع و حال مردم آنها را بهتر کرد؟
هر آدم با فهم و عاقلی که دستی از دور هم بر آتش دارد به خوبی تشخیص میدهد که هدف آمریکا از دشمنی با ایران چیست.
آنها برای استثمار و استعماری دیگر در ایران و ضایع کردن استقلال ما تلاش میکنند. آنها حیف و دریغ منافع از دست داده پس از انقلاب ایران را میخورند.
آمریکایی که نمیخواهد حقوق بشر را در کشور خود رعایت کند چگونه به ما وعده حمایت از حقوق بشر میدهد؟
این مطالب را همه میدانیم. همه میدانیم که باید مقابل دشمنان خارجی متحد باشیم همه میدانیم که جنگ دولت آمریکا با ما جنگ صرفاً با دولت ما نیست. بلکه آنها اندیشهی انتقام از مردمی را در سر میپرورانند که انقلاب کرده و آمریکا را از ایران رانده است.
دولتهای آمریکا چهل سال است به تروریستهای فراری وعده حکومت در ایران میدهند بسیاری از سران آنها مردند و این آرزو را به گور بردند.
این سناریویی است که هر روز تکرار میشود.
در پایان نظر تمامی مسئولین را به این نکته مهم جلب میکنم.
چه آقایان روحانی و چه سخنوران و مدیران، حرفی نزنید که با عقل و منطق و دین و مذهب همخوانی ندارد. نقطه ضعفهای بعضی از مداحان و وعاظ در بیان مطالبی که عقلاً محال است بهانه به دست رسانههای دشمن داده است تا با طنز و مسخرهگی افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند.
چه ضرورتی دارد وقتی عدهای در حال سخنرانی کم میآورند از خود مطلب ببافند و مطالب سخیف به ائمه نسبت دهند؟
چه کسانی بر این گفتار و مطالب نظارت دارند؟
کدام منبری را از بیان چنین مطالبی منع کردهایم؟
نکته دیگر اینکه هر کس به خود اجازه ندهد در تریبونها و رسانههای ملی و حتی در مجلس نظری را مطرح کند که با سیاستهای داخلی و خارجی زمین تا آسمان منافات دارد و نام آن را نقد بگذارد.
نقد عملکرد هر مدیر و یا حتی حاکمیت با اطلاع و آگاهی از عملکردها امکانپذیر است.
جناحها و احزاب در برابر تهاجمات و تحریمها متحد باشند و از تفرقه پرهیز کنند. دشمنان اگر تشخیص دادند ما دچار تفرقه شدهایم برای حملات بیشتر شیر میشوند. مردم فهیم ما به آن درجه از بلوغ سیاسی و عقلانی رسیدهاند که دست دشمنان را بخوانند و بهانه به دست آنها ندهند. مطالبهگری و افشاگری مفاسد حق همه ماست و درخواستهای منطقی ما از هر مقام با قانون اساسی مطابقت دارد اما نباید به گونهای باشد که امنیت ما را مخدوش کند و ما را دشمنشاد نماید.
نخست وزیر اسرائیل دیروز با بهانه قرار دادن توانمندیهای فوتبال ایران برای مردم ما پیام میفرستد که چنین کنید و چنان او تصور میکند بازاریان مقابل نظام ایستادهاند. غافل از آنکه بازاریان شریف استوانههای نظامند. آنها به عملکرد مسئولین اقتصادی که منجر به تورم و گرانی و کاهش ارزش پول ملی شده است اعتراض دارند.
این اعتراضها حق قانونی مردم ماست و در قانون اساسی هم پیشبینی شده است. دیده شده افرادی سوءاستفادهچی که تحت تأثیر القائات دشمنان قرار گرفتهاند در این جمعیتها نفوذ کرده و دست به تخریب اموال عمومی میزنند و شعارهایی میدهند که نتیجهای جز بهانه به دست دشمن دادن ندارد.
امروز اصلاح ساختار اقتصادی و تصمیماتی جهت آرام کردن و به تعادل رسانیدن بازار یک ضرورت است.
خشکسالیهای مداوم، کمآبی و بیآبی بعضی از استانها و مناطق، فشارهای اقتصادی به اقشار ضعیف، فاصلههای طبقاتی، بالا رفتن نرخ طلاق و کاهش نرخ ازدواج، مشکلات ناشی از افول ساخت و ساز و بیکاری کارگران و مسایل دیگر غیرقابل انکار است. اما میتوان به مرور آنها را سر و سامان داد. متأسفانه ما دچار انقطاع فرهنگی و سنتی شدهایم.
ما تاریخ گذشته را به فراموشی بردهایم. ما نابسامانیهای دوران پادشاهی را از یاد بردهایم و به رؤیاها و آرزوهای دور و دراز بسنده کردهایم.
ما با داشتهها و کاشتههای خود آشنایی نداریم. فرهنگسازی فراموش شده و تمامی نگاهها به مسایل مالی و اقتصادی دوخته شده است.
اشکال در اینجاست که در برابر فشارهای اقتصادی و مسایل فرهنگی وظیفه مردمی خود را نادیده میگیریم و همه تقاضاها را به عادت از دولت داریم و نگاهها به سوی مرکز است. دولت انقلاب نکرد، مردم انقلاب کردند. مردم اشتباه نکردند پس مردم هم برای حفظ هر آنچه خواستهاند و میخواهند مصمم به میدان میآیند.
والسلام
- جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۹ تیر ۱۳۹۷