• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۳ تیر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
اگر دردم یکی بودی! چه بودی!
بر آنم که به بهانه روز قلم دلنوشته‌ای را تقدیم دارم به معترضین، منتقدین، مخالفین، به داراها و ندارها، به اجتماعات و منفردین، به سیاستمداران و متقاضیان و خلاصه به همه کسانی که به علت فقر و دارایی و سلامت و بیماری خواسته‌هایی دارند و فریادهایی از سر شور و شعور می‌زنند و به مقامات و مسئولان مملکت و همه کسانی که کنار گود ایستاده و به دولت می‌گویند “لنگش کن” و هم می‌دانند میدانداری و کشتی گرفتن با زورمندان چه قدر سخت و جانفرساست و هم نمی‌دانند زیرا کشتی نگرفته‌اند.
و اما بعد:
امروز فشارهای خارجی از تهدید و تحریم گرفته تا جنگ نظامی و رسانه‌ای در عملیاتی ناجوانمردانه که گندم می‌نمایند و جو می‌فروشند از جوانی و فشارهای داخلی که از کمبود آب گرفته تا تقاضای کباب و ارائه آمارهایی از جدایی پرشتاب و طلاق، از دست شدن توان و طاق همه بر سر دولتی است که به علت خیانت و پشت کردن ترامپ به رزمگاهی آورده شده که هم از درون ضربه می‌خورد و هم از بیرون.
مرسوم است وقتی در جامعه مورچگان و موریانه‌ها و زنبوران، ملکه مورد تهاجم قرار می‌گیرد زنبوران سرباز و کارگر بالاصاله و تحت تأثیر غریزه در برابر نیروهای خارجی گارد می‌گیرند و چه بسا خود را به کشتن می‌دهند تا ملکه زنبورها از هر گزندی سالم بماند. زیرا هویت و وجود زنبورها به حیات ملکه بستگی دارد.
در گذشته‌های دور و نزدیک و در عرصه حیات، انسان‌ها نیز برای حفظ موجودیت نظام حاکم و زادگاه و وطن در برابر تهاجمات خارجی مقاومت کرده مقابل دشمنان سینه سپر کرده‌اند تا در یک یا چند رزم پایدار و ناپایدار بمانند و پرچم عزت و شرف خود را در اهتزاز نگه دارند.
هر چند هر کشور و ملتی برای تقویت بنیه دفاعی و نظامی خود هزینه‌های گزافی صرف می‌کند اما امروز مقابله با نفوذ و تهاجمات بیگانگان صرفاً به زور و پهلوانی و جنگ‌های نظامی میسر نیست. بلکه روح ملی، همگان را در هم سرنوشتی متحد می‌خواهد تا بتواند راه فریب و حیله را ببندد.
اگر امروز کشوری مانند آمریکا بر علیه ما هم و غم خود و هم‌پیمانانش را به کار می‌گیرد و علناً وارد گود مبارزه شده یعنی ما را همسنگ خود می‌داند. این عمل آمریکا نشانه‌ای از قدرت ماست. نه قدرت نظامی که آن بسیار بیش و بیشتر قوی‌تر است. بلکه قدرت نفوذ و ایستادگی است که دشمن را تا ورود و در میان گذاشتن آبرو به مخالفت کشانده است. پس ما تا با هم هستیم ضعیف نیستیم و چون شمشیر به روی هم کشیم دروازه‌ها را به روی دشمنان گشاده‌ایم.
بی‌آبی، خشکسالی، بیکاری، تورم و گرانی و بسیاری معضلات دیگر که اینک مردم، دولت و کشور ما با آن مواجه است هم می‌تواند نشانه‌هایی از ضعف مدیریت باشد و هم عدم توجه مردم به نقش خود در کاهش ناخواسته‌ها و معضلات زیرا موقعیت هر کشوری صرفاً به توانایی دولت آن کشور مربوط نمی‌شود. توانایی مردم مهم‌تر است. اعتراض و انتقاد و آگاهی از علت‌ها و ندانم‌کاری‌ها حق مردم است ولی باید به حسب اختیاراتی که به مسئولین داده‌اند از آنها مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی بخواهند. اما یادمان باشد که امروز دولت، حاکمیت و هر سه قوای مملکت در فضای تهاجمی، جنگ روانی و جنگ رسانه‌ای دشمنان خارجی قرار گرفته‌اند و نیاز به حمایت و مقاومت دارند.
اگر دولت در شرایط عادی و بدون فشارهای سیاسی و اقتصادی و تهاجمات فرهنگی و نظامی از نوع عملیات تروریستی دست‌پرورده‌های استعمارگران می‌بود بر ما فرض بود که با تمام قوا مقابلش باشیم و مطالبه‌گری کنیم. اما یادمان باشد دست دولت در بسیاری جهات بسته است. دردش یکی و دو تا و سه تا نیست. ما غم نان داریم و بیم جان دولت در غم جهان است. اول نعمت برای هر ملتی امنیت است و دوم صحت و سلامتی است که به فرموده مولا علی(ع) “النعمتان مجهولتان الصحت والامان” و مردم کمتر قدرشناس آنند.
عمده مقوله امنیت رهایی از به هم ریختگی نظم عمومی و احساس آزادی کردن در تعاملات اجتماعی است.
هر چند امنیت شغلی، امنیت جانی، امنیت بهداشتی، امنیت تحصیلی، امنیت گردشگری و مسافرت، امنیت رانندگی و سفر، امنیت باورمندی و بیان و رسانه و دیگر امنیت‌ها هم در یک حکومت مردم‌سالار ضرورت زندگی است اما در شرایط فعلی که گرسنگی و فشارهای اقتصادی یک مقوله جهانی است و کوتوله‌ها بر مسند قدرت‌های استعمارگر تکیه زده‌اند حفظ امنیت موجود یک تدبیر عاقلانه است برای تحقق آرمان‌های ملی و انقلابی.
به بیانی دیگر حفظ دستاوردها کم یا زیاد، حفظ انسجام و اتحاد ملی، حفظ باورها و نهایتاً حفظ حرکت‌های انقلابی که در حکم ستون و بنیان نظام ماست به تدبیری دولتی و مردمی نیاز دارد. زیرا هرگونه اصلاحات برای رسیدن به اهداف و تقاضاهای مردمی نخست می‌باید به پشتوانه دانسته‌هایمان توجه کنیم نه آنکه هر آنچه داریم را بسوزانیم و تصور کنیم وقت، امنیت، پول و تدبیر برای از نو ساختن روی سرزمین سوخته داریم نگاهمان به رسانه‌های فریبکار خارجی نباشد. حرص دلار و سکه و طلا و ارز و از رونق انداختن بازار به گونه‌ای که ارزش ملی را به ارز خارجی پیوند زدن امروز قفل بسته‌ای است که کلیدی برای گشایش آن نیست و اگر باشد هدر دادن دفاتر ارزی و پشتوانه‌های پول ملی است تا عده‌ای سودجو سرمایه‌های پولی و ملی خود را به ارز تبدیل کنند و راهی خارج شوند.
راستی چه میزان از ارزهای وارداتی و ارزهایی که دولت به جیب پولداران می‌ریزد در زندگی توده مردم که بیشتر کارگران، کارمندان و نهایتاً طبقات ضعیف یا متوسط جامعه هستند تأثیرگذار است؟ جز آنکه سوداگران مرگ سرمایه‌های ملی را می‌بلعند و ارز دولتی را به بهای ارز آزاد که خود در گرانی آن دخیلند تبدیل می‌کنند؟
بهترین راه مقابله با اینگونه خیانت‌ها و نامردمی‌های سودجویان، نخریدن است. داشتن آب و نان و مواد غذایی، لباس و پوشاک در حد نیاز، درمان و دارو و مواد بهداشتی برای همگان یک ضرورت است و هر کس به نسبت نیاز راهی جز تأمین آنها ندارد. اما مقابله با گرانی اجناسی که در اولویت نیستند کار دشواری هست. برای آنکه آب، برق، دارو، نان و غذا به همه برسد همه باید در مصرف آن صرفه‌جویی کنیم متأسفانه به شهادت آمارها ما مردمی مسرف و مبتذر هستیم قناعت را از یاد برده‌ایم. ثروتمندان برای حفظ سرمایه و امنیت‌شان باید دست بیچارگان را بگیرند. هر کس دستش به دهانش می‌رسد لقمه‌ای هم به دهان گرسنه‌ای بگذارد. حمیت، غیرت، سنت و باورهای دینی، فرهنگی و ملی ما در طول تاریخ همه حکایت از نوعدوستی، تعاون و دستگیری بیکاران و بیچارگان دارد.
فرهنگ غنی ما را آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ندارند. ما ملتی هستیم که از ابتدای تأسیس کشورمان در بین کشورهای دیگر در ادب، فرهنگ و تمدن زبانزدیم. در این عالم وانفسا و جهانی که به سمت ماشینیسم و آنارشیسم پیش می‌رود هنوز خردک شرری برای گرمی اجاق محبت و نوعدوستی داریم. در کشور ما ۳ میلیون مهاجر پذیرایی می‌شوند. کمک‌های ما به مردم عراق، سوریه، لبنان، یمن، افغانستان و فلسطین بیش از توان ماست که بیشتر بر باور اسلامی‌مان تکیه دارد. راه‌های زیادی طی کرده‌ایم و راه‌های نرفته بسیاری پیش رو داریم. ما زنده‌ایم و سربلند هر چند دشمنان نخواهند.
والسلام

Comments are closed.