• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ تیر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
امامزادگان فارس و اما و اگرها!
چندین سال قبل مردی به دفتر روزنامه آمد و خواب خود را با من در میان نهاد که در فلان روستا بوده و خواب دیده در محلی زیر درخت بلوط کهنی یک امامزاده ناشناس دفن است و مردم از آن بی‌اطلاعند… بعد از بیان این مطلب از من خواست که با وی مصاحبه‌ای داشته باشم و در ازای دریافت پول قابل توجهی تقاضا کنم که اجازه دهند آن محل خاکبرداری شود و امامزاده صاحب قبر و بارگاه شود.
من به وی گفتم چنین کاری در وظیفه و رسالت من نیست. زیرا به صرف خوابی که دیده‌ای نمی‌توان استناد به صحت کرد و چنین مطلبی را خبری کرد.
چون به تجربه ثابت شده خیلی‌ها از اینگونه خواب‌ها دیده‌اند. درست یا غلط بعد از آن امامزاده‌ای سر از خاک بیرون آورده و زیارتگاه شده است. آن فرد با ناامیدی و غضب از پیش من رفت به سراغ روزنامه دیگری و آن مطلب را در آنجا خبری کرد. چند سالی گذشت و آن محل صاحب امامزاده شد.
و اما بعد:
بر اساس آمارهای اعلام شده تاکنون بیش از چهار هزار امامزاده در اقصی نقاط استان فارس سر از خاک بیرون آورده و صاحب مقام و بارگاه شده‌اند و اداره اوقاف برای آنها شناسنامه صادر کرده و در ردیف آمار امامزادگان آورده است.
اینک تمامی امامزادگان علاوه بر اینکه زیارتگاه مورد قبول اهالی هر روستا یا بخش و شهر شده‌اند محلی هم برای درآمد و نذر و نیازند.
تا آنجا که اگر بعد از جمع‌‌آوری محصول قبل‌تر روستاییان نذر و نیازهای خود را به داخل مرقد مطهر حضرت شاهچراغ(ع) می‌ریختند اینک نذورات را صرف امامزاده‌های خود می‌کنند و کمتر به شیراز می‌آیند. گویی یک نوع حس امامزاده خودمونی آنقدر رو به افزایش و قوی است که اگر روستا یا شهری فاقد امامزاده است چیزی کم دارد و برای یافتن امامزاده عده‌ای خواب‌نما می‌شوند…
و اما بعدتر:
حرمت و تقدس ائمه معصومین(ع) برای شیعیان به یک باور قوی تبدیل شده و از این خوان نعمت ما ایرانیان توشه‌های معنوی برداشته‌ایم و افتخارمان این است که حضرت امام رضا(ع) امام هشتم شیعیان جهان در مشهد مقدس دفنند و حضرت معصومه(س) خواهر مکرم ایشان در قم و برادرشان و چند امامزاده دیگر در شیراز دفن شده‌اند و این جایگاه‌های مقدس همه مکان امنی است برای زیارت مشتاقان و جهانگردان داخلی و خارجی که جای بحث ندارد و در باور ما و تمامی شیعیان جایگاهی ویژه دارند.
لیکن وجود این همه امامزاده که بعضاً در صحت وجودی آنان باید شک کرد موجب شده اولاً قرب و منزلت جایگاه‌های مقدس برای پژوهشگران، محققان و حتی جهانگردان اعم از خارجی و داخلی مورد سؤال و تردید باشد.
ثانیاً موجب شود تخم ناباوری در مورد امامزاده‌ها در اذهان جوانان و بسیاری از اقشار مردم از طرف رسانه‌های خارجی به هر دلیلی کاشته شود و به تردیدها و تشکیک‌ها بیفزاید. عقلاً هم نمی‌توان باور کرد که در فارس بیش از چهار هزار امامزاده در یک مقطع زمانی خاص که مورد هجوم خلفای عباسی و اموی بوده‌اند به ایران آمده باشند. نکته مهم‌تر آنکه شجره‌نامه آنان و میزان قدر و کرامتشان بعضاً مشخص نیست چه بسا قبر پیری، عارفی و یا حتی یک آدم معمولی باشد وقتی هیچ سند قابل قبولی از هویت آنان در دست نیست ناگفته پیداست که ما شیعیان به لحاظ ارادتی که به خاندان پیامبر اسلام(ص) و اولاد و اولادزاده‌های ائمه معصومین(ص) داریم نباید بهانه‌ای برای سوءاستفاده دینی و مذهبی شود به گونه‌ای که حتی نام بعضی از این امامزاده‌ها با فرهنگ و قومیت آنان و باورهایشان همخوانی ندارد.
تابلو سر راه امامزاده بیژن را در فضاهای مجازی برای خنده و مسخره و طنز مدام نقش می‌زنند و کار به جایی می‌رسد که آن تابلو بشود امامزاده بی‌جن. راستی آیا در فرهنگ انقلاب اسلامی ما چنین باورها و پذیرفتن‌هایی جای قرب و منزلت و معنویت دارد؟ چرا اداره کل اوقاف و یا سازمان آن برای این مهم تدبیری نیاندیشیده که حرمت ائمه و امامزاده‌های مسجل و مسلم ما حفظ شود؟
چرا باید نسبت به کارهایی که درخور شأن شیعه و معنویت آن نیست بی‌تفاوت باشیم؟ کافی است به تانکرسازهای بعد از پلیس راه جاده بوشهر سری بزنیم و ببینیم که چگونه و تا چه حد سفارش ساخت گنبد و گلدسته آهنی و برنجی می‌گیرند و سوار تریلی می‌کنند تا به این و یا آن روستا برود و امامزاده‌ای جعلی درست شود. گویی هیچ نظارتی نیست.
چه شده است ظرف این ۴۰ سال این همه امامزاده در فارس شناسایی و صاحب بارگاه شده‌اند؟
چرا با دست خودمان باورهایمان را تضعیف می‌کنیم و باعث تردید و تشکیک در دل ارادتمندان ائمه و اولیاء الله می‌شویم؟
بجاست تا در دهه کرامت بدون ترس و واهمه روشنگری کنیم و درست‌ها را از غلط‌ها باز شناسیم و اجازه ندهیم عده‌ای با امامزاده‌های جعلی دکانداری و سودجویی کنند و باورهایمان را به سخره گیرند.
والسلام

Comments are closed.