• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ تیر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
گر حکم شود که مست گیرند …
گفته‌اند: تخم مرغ دزد، شتر دزد می‌شود. دزدی مطلقاً در شرع اسلام و در قوانین بین‌المللی و نیز در ادیان و مکاتب دینی و مذهبی ملی زشت، ناپسند، مذموم و همگان از آن منع شده‌اند…
در عرف قبیله‌ای ممکن است بعضی از دزدی‌ها مانند دزدی گوسفند، اسب و استر نشانه‌ای از شجاعت و دلیری محسوب شود. اما در عرف اداری و تجاری نه… نفس دزدی زشت و ناپسند است خواه دزدی یک دانه گردو باشد و یا چند میلیارد تومان.
متأسفانه نوع زندگی امروزی و تحولاتی که در تعاملات اجتماعی به وجود آمده بعضی از دزدی‌ها، اختلاس‌ها، دستبردها و کف زدن‌ها را رواج داده تا آنجا که بسیاری از اینکه دست به دزدی نزده‌اند خود را مغبون می‌بینند.
حکم قرآنی عمل دزدی قطع دست است. «السارق و السارقه فقطع ایدیهما…»
اسلام برای جنسبت استثناء قائل نشده مرد و زن اگر دزدی کنند مجازات می‌شوند.
و اما بعد:
متأسفانه روزانه شاهد خبرهای ناگواری از دزدی، اختلاس، کف‌زنی و تقلباتی هستیم که دولت و یا مردم از آن متضرر می‌شوند. این ضررها دو جنبه دارند. یکی جنبه‌های مالی و دوم جنبه‌های روانی و امنیتی.
آنچه افکار عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار داده اختلاس‌های کلان بعضی از مسئولان خیانتکار، بانکداران و رابطین و واسطه‌هایی است که بعضاً به علت تحریم‌ها سوءاستفاده‌هایی کرده‌اند و به اصطلاح سر دولت کلاه گذشته‌اند.
و اما بعد:
اولین سؤال این است که چرا و چگونه سر دولت کلاه گذاشته می‌شود؟
اگر یک مدیریت علمی در ارکان مختلف وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای حکومتی اجرایی شده باشد.
دولت می‌باید برای هر یک از وزارتخانه‌ها و یا سازمان‌های دولتی به گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که نظارت یکی از شاخصه‌های مهم و قابل توجه مسئولان باشد تا شرایط و انگیزه برای دزدی و اختلاس فراهم نشود.
مشکل عمده‌ای که از ابتدای انقلاب اسامی تاکنون کشور با آن مواجه بوده است ضوابط و شرایط سازماندهی است.
و آن به نیروهای انتخابی و استخدامی برمی‌گردد که صرف جلب اعتماد و سوابق فرد اعم از مدیر یا سایر کارمندان حجتی کافی برای استخدام نباشد. بلکه میزان هوش، تخصص، توانمندی، علایق نیز مطمح نظر قرار گیرد.
اینکه با توجیه این و آن وزیر و مدیران کلیدی به صرف سوابق سیاسی باورهای دینی و انقلابی انتخاب بشوند و توانمندی آنها لحاظ نشود انحراف از معیارهای سازمانی است.
به تجربه ثابت شده افراد باهوش، زیرک و زرنگ سر بسیاری از مدیران کلاه گذاشته با واسطه‌گری و ایجاد رانت دست به سرقت، اختلاس و کلاهبرداری زده‌اند.
این اصطلاح و ضرب‌المثل قدیمی که:
«سر دیزی باز است حیای گربه کجا رفته» دیگر کاربرد ندارد. زیرا در مدیریت علمی سر دیزی نباید باز باشد.
و اگر باز می‌ماند ناظر یا ناظرهایی صادق و کارشناس و کارآمد باید بر آن نظارت کنند.
مگر نه اینکه هر آدم مسلمان مؤمن نباید از یک سوراخ، بیش از یکبار گزیده شود؟
چرا مدام شاهد این گزیدگی هستیم؟
گزیدگی‌های لاعلاجی که بعضاً جان و حیات اقتصادی ما را به خطر می‌اندازد و مسأله مرگ و زندگی را اشاعه می‌دهند.
وقتی خبر اختلاس‌های میلیاردی رسانه‌ای می‌شود بعضی‌ها که کم نیستند احساس غبن می‌کنند که چرا حالا که دزدی مد روز شده ما هم دزدی نکنیم.
در چنین شرایطی است که باب تقلب، رشوه، سندسازی و توقعات غیراخلاقی در ادارات باز می‌شود.
و اما بعدتر:
اگر همان دزد خیانتکار اولی فوراً با نام و نشان به جامعه معرفی و مجازات می‌شد، دزدان دیگری فرصت و انگیزه دزدی پیدا نمی‌کردند.
اگر بین مسئولان به لحاظ موقعیت‌های شغلی و فامیلی تفاوت قائل نمی‌شدیم، آقازاده‌های سوءاستفاده‌چی نمی‌داشتیم.
اگر کارکنان و مدیران وزارتخانه‌ها از بازرسان حساب ببرند و هراسی از دقت نظر آنان در دلشان باشد شاهد این همه فسادهای اقتصادی و اداری نخواهیم بود.
ملت شریف و مسلمان ایران از مکتب و مذهبی برخوردارند که اگر در تعاملات اداری و اجرایی رعایت عدالت شود و اخلاق اسلامی به باور مردم و دولتیان درآید هر مسلمانی خود پلیس و ناظر بر اعمال خود است.
شوربختانه ریاکاری عمومیت پیدا کرده و باورها کم شده است.
ما در حال نوعی خانه تکانی فرهنگی هستیم و خلأ ایجاد شده از ناباوری‌ها حکم به خلاف و خشونت می‌دهند.
اعتراضات بعضی از اقشار مردم به ناتوانی‌های مدیران در مسایل اقتصادی نمونه‌ای از این نارضایتی‌هاست که دولت می‌باید به جای اقدامات شکلی و مسکّن به ریشه‌‌ها و عوامل پدیده‌ها توجه کند. ساختارشکنی اداری، تقسیم مسئولیت‌ها، واگذاری کارهای خدماتی به بخش خصوصی و سبک کردن بار مالی و حقوقی دولت می‌باید در اولویت قرار گیرد.
جمهوری اسلامی بحران‌های سیاسی و اقتصادی بسیاری را پشت سر گذاشته و مردم ما صبورانه و داوطلبانه در جهت رفع بحران‌ها با جان و دل در عرصه‌های مختلف به میدان آمده‌اند. این مردم انتظار دارند مسئولان برای اصلاح امور با جدیت برخورد کنند و دست خائنان را از بیت‌المال کوتاه نمایند.
مردم انتظار دارند تبعیض، رانت‌خواری، پارتی بازی، توصیه‌طلبی، حاشیه‌پردازی و توجیه غیر عقلانی در عملکرد بعضی مسئولان نهادینه نشود و در اولین تخلف دیده شود. به قول سعدی:
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
و در پایان سخنی با مردم
و آن اینکه در هر حکومت مردم‌سالار و دموکرات قانونمندی و نظارت مردمی حرف اول را می‌زند، ما هستیم که باید چشم و گوشمان را باز کنیم و راه‌های خطا و جرایم را ببندیم. به قانون‌ستیز کمک نکنیم، راه را برای سوءاستفاده‌چی‌ها باز نکنیم. پیشنهاد رشوه ندهیم، افشاگر باشیم و آمر به معروف و ناهی از منکر. این احساس که امنیت هر فرد امنیت جامعه است باید در ما به صورت یک باور درآید و در عمل دیده شود. ما خیلی مسایل را می‌دانیم خوب را از بد تشخیص می‌دهیم اما این‌ها شرط لازمند اما شرط کافی نیستند.
هر وقت باورها و دانش‌های ما به مرحله عمل درآیند و نسبت به آنها حساسیت داشته باشیم آنگاه هم جامعه و هم دولت که از جامعه جدا نیست راه اصلاح را به طور خودکار و طبیعی پیدا می‌کند و مسیرهای مستقیم پیش روی ما قرار می‌گیرند.
همانکه در هر رکعت از نماز در سوره حمد آن را مدام بر زبان می‌آوریم و از خدا می‌خواهیم ما را به راه راست هدایت کند.
کسی که خود کج است و نیت خیر ندارد نمی‌تواند از دیگری راه راست بخواهد و اگر بخواهد پاسخ مثبت نمی‌شنود. باری که بر دوش ملت در این شرایط سخت است باری بسیار سنگین‌تر از بار دولت است اگر آن بار سلامت به مقصد برسد.
بار اخلاق‌مداری، بار اصلاح‌محوری، بار خداترسی و بار همنوع‌دوستی و اینکه بپذیریم و باور کنیم که هیچ دولتی قادر نیست بدون کمک مردم کاری از پیش ببرد.
لیاقت ما در خواسته‌های ماست و خواسته‌ها با اراده‌ها تحقق می‌یابد.
والسلام

Comments are closed.