• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۰ تیر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
از ماست که بر ماست
محافل خصوصی و محفل‌های فضاهای مجازی از شرح حال گرفته تا بیان قال همه سیاسی شده‌اند. همه از سیاست حرف می‌زنند. همه شکوه دارند. همه دردمندند. همه از همه چیز می‌نالند و هر روز بهانه‌ای برای نالیدن، اعتراض، ترویج ناامیدی و نهایتاً اندکی از تسلیم در برابر زور حرف می‌زنند زیرا مهمترین رکن نارضایتی‌ها، افزایش نرخ دلار، سکه، طلا و بسیاری کالاهایی است که هر چند مصرف روزانه و ضروری ندارد اما تأثیر خود را بر نان، آب، برق، گاز و نهایتاً کاهش ارزش پول ملی گذاشته است. گویی که ناف همه به دلار بسته است نه فقط برای آنان که چشم بر ارز مسافرتی دوخته‌اند بلکه برای قصاب محل هم که گوسفند را نفسی می‌خرد مهم شده است که به هر نفسی که فرو می‌رود افزایشی است و چون بازگردد افزایشی دیگر.
و اما بعد:
از زمان شروع انقلاب اسلامی تا پیروزی و بعد از آن و تا به اینک شاهد کاهش ارزش پول ملی بوده‌ایم، پولی که تکیه بر ارز خارجی داشته و وابستگی آن به دلار از دل نفت درآمده است گویی پشتوانه صنعت، معدن، تولیدات کشاورزی و خدماتی و صادراتی کالاها و مواد غیرنفتی هیچ تأثیری بر ثبات ارزش پول ملی نداشته‌اند و فقط درآمدهای نفتی و روابط حسنه با آمریکا بوده است که چون کشور ایران را همانند کشورهای عربی نفت‌خیر زمانی جزو لاینفک خود می‌دانسته ارزش پول ملی ما را نیز حفظ کرده است.
درست به خاطر دارم وقتی صدام به کویت حمله کرد و آنجا را تسخیر نمود عده‌ای از کویتی‌های مهاجر راهی شیراز شدند و در هتل‌های شیراز رحل اقامت افکندند. هتل‌ها در آن زمان از آنان پول کویتی قبول نمی‌کردند و می‌گفتند کویت دیگر موجودیتی ندارد. یکی از دوستان در شیراز به من گفت بیا پول کویتی که الان مفت شده بخریم که فردا پس از آزادی کویت گران خواهد شد.
من به این حرف باور نداشتم و علاقه‌ای هم به این کار از آغاز تاکنون نداشته‌ام بالاخره آمریکا به عراق حمله کرده کویت را آزاد نمود امیر آن کشور را که به عربستان گریخته بود دوباره برگرداند ۵۰ درصد نفت کویت را طی قراردادی به رایگان برد و دستمزد آزادی کویت را از آن روز تاکنون از طریق نفت رایگان گرفت و ارزش پول ملی آن را به حالت اول درآورد.
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی که منافع خود را در خطر دید نخست ریال را شناور اعلام کرد و سپس با تصویب تحریم‌ها روند نزولی ارزش پول ملی ما را سرعت بخشید و جنگ نظامی و رسانه‌ای را دنبال کرد تا به اینک که مصراً دنبال می‌کند تا به قول خودش صادرات نفت ما را به صفر برساند.
در تمامی این مدت دولت‌ها اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب سرگرم مقابله و مبارزه و دفاع در برابر تحریم‌ها، تحریکات و جنگ نظامی و رسانه‌ای بوده و با گماردن افرادی که هیچ تضمینی بر امانتداری آنان نبوده توانسته تحریم‌ها را دور بزند و کشور را از تجاوزات نظامی و حفظ حدود و ثغور محفوظ دارد.
اما غافل از آنکه دشمن قصد داشته و دارد که بر افکار عمومی مدیریت کند و باورهای اسلامی و انقلابی ما را خدشه‌دار نماید تا بدانجا که بسیاری در پی خبرگیری از کانال‌های ماهواره‌ای خارجی‌اند و خبرهای رسانه ملی را با آن خبرها مقایسه می‌کنند. به هر دلیلی که بحث آن این نوشتار را مطول می‌کند نوعی سانسور و خودسانسوری در انعکاس اخبار در رسانه‌ها از جمله رسانه ملی نهادینه شده و به عرف درآمده که مبادا دشمن‌شاد شویم و دشمن از آن سوءاستفاده کند. غافل از آنکه دشمن از این خلأ استفاده کرده و فرصت نفوذ در افکار عمومی را یافته است.
و اما بعدتر:
اینک که شاهدیم در محافل عمومی و خصوصی و نیز در فضاهای مجازی کشور ما را با ژاپن، کره جنوبی و بعضی کشورهای عربی که در اقتصاد و تجارت دست بالایی دارند مقایسه می‌کنند و احساس می‌کنند مردم ایران مغبون شده‌اند که دولتمردان آنان با آمریکا سر سازش ندارند و اگر می‌داشتند ما گرفتار اقتصاد بیماری که ارزش پول ملی را به شدت کاهش داده نمی‌شدیم.
اول اینکه کشور ما در زمان سلطنت پهلوی دربست در اختیار آمریکا بود به نحوی که بعضی از دانشجویان در شعارهای ضد سلطنتی روی در و دیوار می‌نوشتند ایران ایالت پنجاه و دومی آمریکاست و در آن زمان هر چند پول ملی ارزش خود را حفظ کرده بود اما کشور استقلال نداشت. استقلال به این معنی که حتی برای انتخاب نخست وزیر و بعضی از وزرا، شاه می‌باید با سفارت آمریکا مشورت کند و نظر آنان را جلب نماید این وضعیت در خاطرات رجال عصر پهلوی هم آمده و به آن اشاره شده است به عنوان مثال مگر عربستان، کویت، امارات و بعضی کشورهای متحد آمریکا استقلال رأی دارند؟
به همین ترکیه فعلی که عضو ناتو هم هست نگاه کنیم چه وضعیتی پیدا کرده که از دست‌بوس میل به پابوس کرده است.
این مطالب ضعف مدیران اقتصاد ما در برنامه‌ریزی اقتصادی و نظارت بر صرف بودجه‌های کلان را نمی‌پوشاند. دزدی‌ها، اختلاس‌ها، رشوه‌گیری‌ها، رانت‌ها، و توصیه‌های این و آن همه ناشی از یک سیستم اقتصادی بیمار و بی‌ناظر است. آنچه مردم ما را کلافه کرده اخبار روزانه‌ای است که حکایت از دزدی، سوءاستفاده و رانت‌خواری دارد و متأسفانه تمام شدنی هم نیست. گویی کافی است که این جرایم کشف شوند و قوه قضاییه به دستگیری و محاکمه و مجازات بپردازد و ما خوشحال باشیم که مقابله می‌کنیم.
خبری از پیشگیری و اصلاح و ساختارشکنی سازمانی نیست گویی آب گندیده فساد همانند ریختن آن در ظروف مرتبطه به همه جا سرایت کرده است و آنتی بیوتیک‌های بخشنامه‌ای هم جواب نمی‌دهد.
مشکل عمده فقط دولت و نیروهای حاکمیتی نیستند مردم ما هم در برابر این وضعیت همانند کشورهایی مانند ژاپن، کره و یا کشورهای اروپایی عمل نمی‌کنند.
متأسفانه امر به معروف و نهی از منکر حتی نامی از آن نمانده چه رسد به آنکه کسی خود را ناظر بر اعمال دولتیان بداند. گویی انتظار ما از امر به معروف فقط مقابله با بدحجابی است که آن هم به درستی و با روش مسالمت‌آمیز اجرایی نمی‌شود.
مشکل اینجاست که اگر در ژاپن ارز خارجی گران شود و یا به چند برابر قیمت برسد همه صف نمی‌کشند برای خرید آن بلکه برعکس با خرید آن عملاً مقابله می‌کنند و به صورت خودجوش آن را از رونق می‌اندازند. نمونه‌های بسیاری از این رفتار را در طول تاریخ در ژاپنی‌ها سراغ داریم پس نباید خود را با آنها مقایسه کنیم.
مگر قانون‌گریزی، قانون‌ستیزی، تخلفات عدیده رانندگی را که در میان مردم ما رواج دارد و یا دروغ و یا ریاکاری را از آنها تا بدین حد سراغ دارید که می‌گوییم ما از ژاپن، کره و فلان و فلان کشور عقب افتاده‌ایم؟
همین مدیران نالایق و خطاکاری که توانسته‌اند با رانت و توصیه وام‌های کلان بگیرند و فرار را بر قرار ترجیح دهند در جلوی چشم ما به منصب رسیده و گاه در انتخابات به آنها رأی داده‌ایم بدون آنکه در پی شناسایی دقیق سوابق کاری آنها برآییم.
کسانی که کفش پای بعضی از مدیران ارشد را پاک می‌کردند امروز از آنها بدگویی می‌کنند. برای اصلاح امور همه باید اول ذهن، باور و فکر خود را اصلاح کنیم صرف مسلمان بودن کافی نیست. مسلمانی به حرف و داغ مهر و ظاهرسازی نیست مسلمانی را باید از پیامبر و ائمه بیاموزیم. مسلمانی که مدام دروغ می‌گوید، ریا می‌کند و در اندیشه کلاهبرداری است مسلمان نیست. ما همه این مطالب را می‌دانیم. در این نوشتار حرف جدیدی نیست فقط یادآوری است.
این نگاه که همه چیز و همه فرمان‌ها و اصلاحات باید از مرکز برسد و چشم ما به دست دولتمردان باشد نگاه اشتباه سنت شده ۲۵۰۰ ساله است. روح انقلاب اسلامی نگاه به مردم است به همان عملکردی که موجب انقلاب شد.
آنچه از جانب دولتمردان به صورت قانون و یا بخشنامه صادر می‌شود قدرت اجرایی آن به دست مردم است و گرنه آدم را به یاد آن لطیفه معروف می‌اندازد که نوجوانی خطاب به رفقایش گفت پدر من با ۵ تومان با قانونی که پدر تو تصویب کرده و پدر فلان اعلام نموده کاری می‌کند که گویی اصلاً نبوده «با اصلاحات مؤدبانه‌ای در اصل»
متأسفانه بسیاری از قیاس‌ها و به قاضی رفتن‌ها اشتباه است و حکایت همان داستان شعر معروف ناصرخسرو است در باب عقاب که در نتیجه‌گیری خوبی قصه دل خود را بیان کرده است.
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
————————-
منابع:
خاطرات علم وزیر دربار محمدرضا پهلوی
دخترم فرح نوشته مادر فرح
خاطرات هایزر ژنرال چهار ستاره آمریکا اعزامی به ایران
کتاب از کاخ شاه تا زندان اوین نوشته احسان نراقی

Comments are closed.