• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۸ مرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
برای وطن فروش‌های جاهل مجازی
نسیم شمال نشریه‌ای بود در عصر مشروطیت که توسط سید اشرف‌الدین حسینی گیلانی منتشر شد. اشعار اجتماعی- سیاسی این روزنامه را سید اشرف‌الدین می‌سرود.
بعد از آنکه وی مغضوب شاهان و امیران شد و به طرز فلاکت‌باری به دیار باقی شتافت اشعار طنز و شیرین وی که شمّه‌ای از وضعیت آن زمان را به تصویر کشیده است به صورت کتاب در آمد که برای همه عصرها و نسل‌ها هنوزا هنوز هم خواندنی و جذاب است. بعضی از اشعار وی که بیان شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان است گویی اوضاع و احوال این زمان را حکایت می‌کند.
به عنوان مثال:
«دزد آن نبود که مال مردم ببرد
یا موش شود برنج و گندم ببرد
آنکس که نسیم را بدزدد دزد است
قرآن کریم را بدزدد دزد است…»
یا یا این شعر:
مردم همگی مست و ملنگند به بازار
از دین شده بی‌زار
انصاف و مروت، شرف و مهر و وفا کو
گوش شنوا کو
و اما بعد:
گذشته از اختلاس‌های کلان و دزدی‌های معمول ریز و درشت که در تمامی ادارات و سازمان‌ها از یک خودکار گرفته تا کاغذ و استفاده خصوصی از تلفن و اتومبیل و نهایتاً بعضی از خدا بی‌خبران برای دریافت رشوه که بعضاً نام آنرا سوبسید، شیرینی، پورسانت و … می‌گذارند بسیاری از وطن فروش‌ها مثل موریانه به جان باورها و اعتقادات دینی و فرهنگی مردم افتاده‌اند و کار را به جایی رسانده‌اند که نام سایت جعلی خود را ایرانارشیسم گذاشته و به مردم آموزش می‌دهند که چگونه مراکز حساس را به آتش بکشند و یا شعارهای ضد حکومتی و ضد مردمی را در چه زمان و در کجا و چگونه بنویسند.
این عمله‌های مظلمه که مدام آب به آسیاب دشمن می‌ریزند هم جاهلند و هم خائن زیرا هنوز آمریکا کاری نکرده و تحریم‌ها شروع نشده آنها در تخریب افکار عمومی چنان مشتاقانه کار می‌کنند که گویی همه چیز تمام است و انقلاب اسلامی در حال احتضار و حاکمیت در حال سقوط است!
هر چند نمی‌توان و نباید منکر خیانت‌های اقتصادی بعضی از مدیران و دست‌اندرکاران شد و باید آنها را دستگیر، محاکمه و به اشد مجازات محکوم کرد و تردیدها را از اذهان عمومی پاک نمود اما همه مدیران، کارگزاران و دست‌اندرکاران را به یک چشم دیدن گناهی نابخشودنی است و به نوعی خودزنی عمومی را به دنبال دارد.
و اما بعد:
کشور عزیز و مانای ایران که از چم و خم‌های حوادث بسیار تاریخی گذشته و گرداب‌ها و باتلاق‌های زیادی را درنوردیده و دشمنان سخت‌جانی را از میان برداشته است بیدی نیست که به این بادها بلرزد و استقلال و آزادی خود را از دست بدهد. در اقصی نقاط و گوشه گوشه این سرزمین پهناور شهدایی خفته‌اند که برای حفظ حدود و ثغور، امنیت و باورها و اعتقادات این مردم شریف خون‌ها داده و جان‌ها فدا کرده‌اند.
برای حفظ حرمت این شهدا و خانواده‌های آنان نباید تمامی دستاودردهای انقلاب را با راست و دروغ‌های رنگارنگ و کینه‌توزانه پایمال کنیم.
نقد و افشاگری و حق‌نویسی و حق‌گویی گذشته از آنکه وظیفه و رسالت هر نویسنده و هنرمندی است در واقع یک هنر هم هست تا حق مطلب ادا شود. آن ۴ میلیارد دلاری که همه ساله دولت‌های آمریکا برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی هزینه کرده و می‌کنند و علناً هم در رسانه‌های خود اعلام می‌کنند یک دلار آن هم نصیب بسیاری از کاربرانی که با دروغ مردم قهرمان ما را مخاطب قرار می‌دهند نمی‌شود. بلکه آنها را به صورت عمله رایگان مظلمه در می‌آورد تا گرگ‌های وحشی خودفروخته تغییر ذائقه مردم را به حساب خود بگذارند و از دولتمردان آمریکا دلارها را طلب کنند به عنوان مثال وقتی صحنه‌های یک فیلم در حال ساخت خیابانی را در گوشی‌های خود ضبط می‌کنند و آنها را برای رسانه‌های فارسی‌زبان دشمن ارسال می‌کنند به قصد و عمد و یا ناآگاهانه هم جاهلند و هم خائن. زیرا هر آنچه نیست را جلوه می‌دهند وقتی با پول‌های سعودی‌ها افرادی برای آتش زدن مراکز صنعتی یا خدماتی دست به جنایت و خیانت می‌زنند تا آتش انتقام سعودی‌ها را به جان مردم اندازند از اختلاسگران بدترند زیرا آنها به جان مردم آتش می‌زنند و اختلاسگران به مال مردم.
سؤال: ای کسانی که با التماس و قسم ارسال کنندگان اخبار جعلی خود را مقید به نشر مطالب سخیف و خفیف می‌کنید و تصور می‌کنید که کار درستی کرده‌اید آیا در گناه این وطن‌فروشان سهیم نیستید؟
نگارنده این سطور بیش از ۴۰ سال عمر خود را وقف فرهنگ و اعتلای هنر و سنت‌های افتخارآمیز کشور کرده و دمی از نقد عملکرد مسئولان غافل نبوده است زیرا بایگانی سرمقاله‌های روزنامه عصر مردم و بعضی نشریات دیگر این ادعا را ثابت می‌کند. بنده حاکمیت و دولت را عاری از گناه و خطا و اشتباه و در بعضی موارد ضعف و ناکارآمدی نمی‌دانم اما استقلال‌طلبی و حرمت و عدم تسلیم‌پذیری آنان در برابر آمریکا را ارج می‌نهم و به خوبی می‌دانم که نه روابط حسنه با آمریکا مشکلات اقتصادی و سیاسی ما را حل می‌کند و نه دشمنی با آمریکا.
و معتقدم بر اساس مدارک تاریخی هیچگاه دولت‌های آمریکا در خاورمیانه به ویژه در کشورهای دارای مخازن نفتی به دنبال ایجاد حکومت‌های آزاد و دموکراتیک نبوده و نیستند زیرا حاکمیت‌های مردم‌سالار اعم از دینی و سکولار حاضر نمی‌شوند منافع کشورشان را فدای مطامع زورمدارانه آمریکا بکنند حقوق بشر آمریکایی دروغ بزرگی بیش نیست که چون بزرگ است باورش ساده‌تر است. زیرا جنایت‌های آنها در ایجاد جنگ‌های داخلی و مسلح کردن جنایتکارانی چون داعش به قول خودشان در راستای حقوق بشر نیست بلکه کاملاً حقوق به شری است که خیر آنان در آن است.
اگر حکومت جمهوری اسلامی تسلیم آمریکا می‌شد کشوری بود همانند عربستان، امارات و یا بحرین که وضع و حال آنان را شاهدیم.
اولاً اعتباری در پیش خدا و خلق و دولت‌های مردمی جهان ندارند زیرا هم حرمت خود را از دست داده‌اند و هم استقلال نداشته را. آمریکا آنها را به گاو شیری شبیه کرده و مدام شیرشان را می‌دوشند. در یمن برادرکشی راه انداخته و اسرائیل غاصب را به رسمیت شناخته کمک‌های مالی خود را به سمت صهیونیست‌ها روانه کرده و می‌کنند حتی خسارت چند موشکی که صدام به هنگام جنگ خلیج فارس به سوی تل‌آویو روانه کرد را عربستان پرداخت کرد که همه می‌دانیم.
صدام هر چند در جنگ ۸ ساله تحمیلی هم به مردم و به کشور ما خیانت کرد و هم جنایت اما داعش واقعی اسرائیل بود و در بین کشورهای عربی جرأت شلیک موشک به تل‌آویو را از خود بروز داد و به هر فلسطینی که عملیات انتحاری در اسرائیل انجام می‌داد ده هزار دلار پول می‌داد. افسوس که در تله آمریکا افتاد و جنگ تحمیلی را بر علیه ما آغاز کرد و اشتباه دوم آنکه به کویت حمله کرد و همچون گاو سرکش هر آنچه دوشیده بود را لگد زد و ریخت به همین دلیل فلسطینی‌ها او را دوست می‌داشتند.
به هر حال این جهان و مردم جهان ستم‌ها و تجاوزات زیادی به خود دیده‌اند. بسیاری از کشورهای عقب مانده امروز امپراطوری‌های بزرگ تاریخ بوده‌اند. آمریکا و هر کشور استعمارگر و ستمگر امروز هم در قدرت مطلقه باقی نمی‌مانند و به قول تاریخ‌نویسان هر کدام به نوبت، زمانی برای سقوط دارند.
آمریکا به لحاظ اقتصادی در ۳۰ سال پیش در حال سقوط بوده و چین در حال رشد. این دست و پا زدن‌ها برای فرار از سقوط است. سقوطی که جبر تاریخ است و بسیار محتمل.
در آخرین صفحات کتاب دُرّ نادری نوشته استرآبادی یک دوبیتی آورده شده که سرنوشت نادرشاه را رقم زده است.
«سر شب به سر قصد تاراج داشت
سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت
به یک گردش چرخ نیلوفری
نه نادر به جا ماند و نه نادری»
نادرشاه در کتاب تاریخ برای زمانی برای ما قهرمان بود اما برای هندی‌ها یک تجاوزگر و جنایتکاری مثل چنگیز مغول.
تاریخ دو سر دارد. سری به جنایت و سری به پیشرفت و اختراعات، آنچه از روند تاریخ مانده و ارزشمند است درسی است که ما باید از آن بگیریم. مردم ما در برابر بسیاری از تحریم‌ها، فشارها، تجاوزات و جنگ‌ها سر تسلیم فرود نیاورده و نمی‌آورند. ما معصومیت تاریخی داریم و شجاعتی که بتوانیم مقابل دشمن بایستیم. مدعیان وابسته به آمریکا که آرزوی تخت و تاج شاهی ایران را در سر می‌پرورانند اگر عمرشان کفاف دهد باید در انتظار قرن‌های دیگر بمانند شاید استخوان‌های پوسیده‌شان در لحد تاج فریب را بر سر نهد زیرا انقلاب مردم ایران ارتجاع را سالیانی است پشت سر گذاشته و به عقب برنمی‌گردد.
استخوان‌های پوسیده شاهان زورگو و ظالم در موزه‌های جهان افتخارآفرین نیستند.
مردم ستمدیده و مظلوم این کشور قهرمانان واقعی هستند و این مردم امروز هم مظلوم و ستمدیده دشمنان داخلی و خارجی‌اند. مظلومند و ظالم نیستند.
قدرشناس این مردم خداباور باشیم و حق آنان را ضایع نکنیم.
والسلام

Comments are closed.