سرمقاله
اسماعیل عسلی
دلایل سیزده گانه
از میان سه مؤلفه تأثیرگذار در اداره کشور قوه مقننه و قوه قضائیه تاکنون نتوانستهاند بروز و نمودی فراخور جایگاه و اختیارات قانونی خود داشته باشند و ورود جدی آنها به عرصههای سیاسی و اقتصادی نیز اغلب به منظور علاج واقعه بعد از وقوع بوده و قوهی مجریه نیز با وجود اندک تأثیرگذاری بیشتر نسبت به دو قوهی دیگر همواره در معرض انتقاد مردم و رسانهها قرار داشته است. اگر بنا باشد نخواهیم ضعف عملکردهای سه قوه را به پای مشکلات ساختاری و زیربنایی که ریشه در قانون اساسی دارد بگذاریم باید بگوییم دولتها خصوصاً در بخش عملکرد اقتصادی بیشترین انتقادها را متوجه خود ساختهاند. این که چرا مجلس با وجود این که قاعدتاً باید در رأس امور باشد در اغلب اوقات رفتاری منفعلانه داشته و همواره پس از شنیده شدن صدای اعتراض مردم آن هم برای توجیه و مرمت خرابیها به میدان آمده شاید به پایین بودن فرهنگ کارجمعی در جامعه ما برگردد و این که مردم این خطه از دیرباز آن قدر که به قدرت فردی و هژمونی شخصی که آنها را قهرمان تصور کردهاند امید داشتهاند هرگز به قدرت جمعی نیاندیشیدهاند و حتی اگر در مواردی هم کاری با همگرایی پیش بردهاند نهایتاً توسط تاریخسازان به افرادی خاص نسبت داده شده است!
اما این که چرا عملکرد رؤسای جمهور در یک نگاه کلی راضیکننده نیست دلایلی دارد که عبارتند از:
۱- منتقد بودن و آرمانگرایی قبل از رئیس جمهور شدن و ناگزیر شدن به واقعگرایی پس از وارد شدن به گود ریاست قوه مجریه
۲- لحاظ کردن تقدم منافع جناحی و برخی ملاحظات غیر قانونی بر منافع ملی در اکثر مواقع
۳- تشکلها و احزاب سیاسی حامی نامزدهای ریاست جمهوری معمولاً فصلی، باسمهای و بیریشه هستند و پایگاه مردمی عمیقی ندارند به همین دلیل رؤسای جمهور که اکثریت آرای خود را مدیون عملکرد بد رئیس جمهور قبلی و موجسواری هستند، تعهدی به حفظ جایگاه خاستگاه حزبی خود ندارند زیرا چه بسا احزابی که از آنها حمایت کردهاند دچار انشعاب و تلاشی شده و یا در جریان سهمخواهیها با رئیس جمهور دچار چالش شده باشند! به همین دلیل نظارتی از طرف حزبی که به آن منتسب هستند بر روی آنها صورت نمیگیرد.
۴- نامزدهای ریاست جمهوری پیش از جریان رأیگیری در دور اول در قامت یک منتقد تمام عیار ظاهر میشوند و بعضاً برای جلب توجه مردم به خطوط قرمزهم تنه میزنند و در جریان تبلیغات دور دوم مردم را از بدتر شدن شرایط میترسانند و پس از تکیه زدن بر اریکه قدرت تحقق وعدههای خود را به ایجاد شرایطی موکول میکنند که خودشان هم به فقدان زمینهی لازم برای ایجاد چنان شرایطی وقوف دارند.
۵- اغلب رؤسای جمهور در جریان تبلیغات این گونه وانمود میکنند که به دنبال تغییر شرایط و اصلاحات اساسی و یا دفاع از اصول و ارزشها هستند و پس از تکیه زدن بر اریکه قدرت مهمترین وظیفهی خود را حفظ شرایطی میدانند که عامل اساسی بسیاری از مشکلات است.
۶- بخشی از وقت رؤسای جمهور در دور اول به انتقاد از ویرانیهای بر جای مانده از رئیس جمهور قبلی میگذرد و در دور دوم به مظلومنمایی و نداشتن اختیارات و افشای دولت در سایه و مسایلی از این قبیل میپردازند.
۷- اغلب رؤسای جمهور در ابتدای کار از کاهش تصدیگری دولت دم میزنند و فعالسازی بخش خصوصی را رسالت اصلی خود توصیف میکنند اما پس از ۸ سال دولتی چاقتر و عیالوارتر را به رئیس جمهور بعدی تحویل میدهند.
۸- اغلب رؤسای جمهور قبل از تصدی پست ریاست جمهوری مدافع آزادی بیان، گسترش هنر، ارتباط فراگیر با جهان و رونق و رشد اقتصادی هستند و پس از تکیه زدن بر اریکهی قدرت، انتقاد را سیاهنمایی توصیف میکنند و شعار قبلیها را تکرار میکنند و رفتاری باندی دارند.
۹- ظرف ۴ دههی گذشته ۸۰ درصد بازیگران عرصهی قدرت افرادی ثابت و وابسته به دو جریان ظاهراً دارای اختلاف نظر بودهاند که اغلب آنها ثروت و مدرک تحصیلی و جایگاه اجتماعی خود را مدیون مسئولیت خود بودهاند نه برخورداری از شایستگیهای لازم!
۱۰- تعاملات زیر پوستی بازیگران اصلی عرصهی قدرت در قالب تأسیس شرکت، راهاندازی بانک، در انحصار گرفتن صادرات و واردات برخی کالاها، ازدواج فرزندان، راهاندازی حزب، حواله دادن فرصتها به یکدیگر و انواع رانتهای سیاسی، اطلاعاتی و مالی به گونهای بوده که ظرف این مدت طایفهای چند هزار فامیل را تشکیل دادهاند و چون به زیر و بم و نقاط ضعف یکدیگر وقوف دارند رسیدگی به انواع تخلفات مالی، اخلاقی و قانونی خودشان و آقازادهها و خانمزادههای آنها پیچیدگیهای خاص خود را دارد به طوری که با لو رفتن یک نفر شاهد افشاگریهای سریالی توسط رقبای آنها هستیم و همین امر به مسکوت ماندن برخی پروندهها میانجامد. طبیعی است که رئیس جمهور در حصار چنین جمعی تا چه اندازه اختیار و قدرت مانور دارد.
۱۱- خندهدارترین بخش داستان این است که هر رئیس جمهوری با این که بیشترین رأی خود را مدیون عملکرد بد رئیس جمهور قبلی است اما در عین حال با تملک آراء تلاش میکند خود را شخصیتی متفاوت و محبوب جلوه دهد که رسالتش ترمیم ویرانیها و نجات ملت از گرداب مشکلات است.
۱۲- تمامی رؤسای جمهور مثل همین آقای سیف با اعتماد به نفسی عجیب و غریب در پایان دورهی کاری از عملکرد خود دفاع کردهاند و به جمعی پیوستهاند که باید برای تعیین مصالح نظام طرف مشورت قرار گیرند ولی در عین حال گاهی همان اشتباهی را که یک رئیس جمهور مرتکب شده رئیس جمهور بعدی نیز تکرار کرده که نشاندهنده ضعف حافظهی تاریخی برخی از نهادهای مشورتی کلاننگر در کشور است.
۱۳- تمامی رؤسای جمهور مردم را خوب، شکیبا، فداکار و وفادار توصیف کردهاند ولی در مورد این که تا چه اندازه توانستهاند پاسخگوی خوبیهای مردم باشند اظهار نظری نکردهاند و شاید هم کسی از آنها نپرسیده است ولی همین که پس از پایان دوران ریاست جمهوری هنوز هم نیم نگاهی به قدرت دارند نشان میدهد که حداقل خودشان از خودشان راضی هستند.
دیگر چیزی به ذهنم نمیرسد مگر این که قیمت دلار از این هم بالاتر برود!!
- دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۹ مرداد ۱۳۹۷