• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی/ سردبیر” ۲۴ مرداد ۱۳۹۷

سرمقاله اسماعیل عسلی/ سردبیر

باران رحمت

زمانی بود افرادی که از دور و نزدیک با حجم چرخش وجوه مربوط به اوقاف آشنایی داشتند معتقد بودند با درآمد حاصل از اوقاف میتوان کشور را اداره کرد ولی شاید به دلیل پراکندگی درآمدها و هزینهها اوقاف از جمله سازمانهایی است که نمیتوان با صراحت در بارهی هزینهکرد و همچنین درآمد و گردش مالی آن سخن گفت. علت آن هم این است که هیأتهای امنا و مدیران چند لایه از وحدت رویه برخوردار نیستند. به هر تقدیر هر چند رفتار نیکوکارانه و بذل مال با هدف پر کردن شکافهای طبقاتی و رفاه عمومی در تمامی ادیان و مذاهب و جوامع انسانی رفتاری پسندیده به شمار میرود اما مردم ایران پررنگتر از بسیاری ملیتها در گذشته بر اساس باورهای دینی و رویکردهای انسانی در صورت برخورداری از بضاعت و یا به منظور ادای نذر بخشی از دارایی و اموال منقول و غیر منقول خود را وقف میکردند آن هم با موضوعات مختلف؛ از ساخت مسجد و حسینه و زینبیه و تکیه و بیمارستان و درمانگاه و مدرسه گرفته تا آب انبار و زمین ویژه قبرستان یا کشاورزی و یا باغ و بوستان و پل و راه و سایبان و سکوهای زیر سایبان و ادوات و ابزار عزاداری و تعزیه یا کمک به برگزاری جشن و نصب چلچراغ و علم و کتل و طبق و حتی اختصاص منزل مسکونی برای گردهمایی بانوان جهت برگزاری مراسم دعا و نیایش و خلاصه این که حتی برای کودکان کوزه شکسته که ممکن بود در اثر بازیگوشی یا لغزیدگی در سراشیبی آب انبار کوزه را بشکنند مبالغی اختصاص داده میشد که البته همهی این اقدامات غیر از خمس و زکات و رد مظالم و انفاق بود به طوری که مردم پس از تنظیم وقفنامه پول یا خانه و زمین وقفی را به افرادی میسپردند که باور داشتند آنها برای تشخیص مصادیق هزینه کرد مال وقفی آگاهتر و پرهیزگارتر از دیگران هستند. بعدها که سازمان اوقاف و امور خیریه بنیاد گذاشته شد زمینه ادارهی موقوفات به صورت برنامهریزی شده و سازمان یافته و قابل حسابرسی و بازبینی فراهم گردید به طوری که هم اکنون هیچ نوع کار و خدماتی نیست که نتوان از طریق وقف ارائه کرد. از وقف کتاب برای خواندن گرفته تا وقف زمین برای احداث آپارتمان و احداث ورزشگاه و وقف پول برای ازدواج جوانان بیبضاعت و راهاندازی کارخانه و گاوداری و جوجهکشی و … در واقع به همان میزان که مردم به سبب آگاهی به برخی رفتارهای بینتیجه که بازخورد اجتماعی ندارد تن نمیدهند و وجوهات و طلای خود را صرف کارهایی که در آموزههای دینی و قرآن و سنت پیامبر رد و اثری از آن پیدا نمیشود و عملاً هم بیهوده است نمیکنند مایل اند موضوع وقف را متناسب با نیاز زمانه تعیین نمایند. هر چند هنوز هم برخی راه خود را میروند. گاهی دیده میشود در یک روستا که سرجمع ساکنان آن به ۳۰۰۰ نفر
نمیرسد چندین مسجد با ظرفیتهای بالای ۵۰۰۰ نفر می سازند تا طرفداران فلان شخص یا بهمان شخص در آن نماز بخوانند در حالی که همان روستا خانه بهداشت یا دبیرستان دخترانه و آب بهداشتی و ورزشگاه و حمام عمومی ندارد. حال اگر شرایط به گونهای بود که افراد نیکوکار میتوانستند آمادگی خود را برای کار خیر در مجمعی متشکل از واقفین شهر و یا روستا اعلام کنند و آن جمع نیز بر اساس نیازسنجیها پیشنهاد خود را متناسب با مبلغی که بناست صرف امور خیریه شود مطرح میکردند میتوانستند با برنامهریزی ضمن جلوگیری از اقدامات موازی و بیثمر و یا حتی در مواردی مضر، خدماتی نتیجهبخش به مردم ارائه کنند. دیروز در خبری از قول یکی از مسئولین میخواندم که گفته بود زمانی عدهای نافهم ابراز نگرانی کارشناسان محیط زیست را به سخره میگرفتند و امروز همانها با فراخوان و سخنرانی و تشکیل جلسات و تصویب قانون در به در به دنبال راهکاری برای مقابله با کمآبی هستند در حالی که در آموزههای دینی غرس و کاشت درخت و حراست از منابع آبی و پرهیز از آلوده کردن آن گونهای صدقهی جاریه تلقی میشود. یکی از آسیبهای آلودگی باورهای ریشهدار به سیاسی کاری لوث شدن رفتارهای خودجوشی نظیر وقف است که با هدف ارتقای سطح رفاه عمومی دنبال میشود و از آثار زیانبار دیگر آن تملک زحمات دیگران به نام جریانهای غیر مرتبط است. غافل از این که چنین جریاناتی به رمندگی مردم از ورود به وقف میانجامد.
وقف مفهومی فراگیر دارد و اصولاً بسیاری از چیزهایی که وقف میشود نیازی به ثبت ندارد لذا گاه فردی که وقت و نیروی خود را وقف پاکسازی طبیعت از زبالههای پلاستیکی میکند هم یک واقف است به همین قیاس معلمی که با دانشآموزی دیرفهم بیش از سایر دانشآموزان کار میکند و حتی در اوقات فراغت نیز از او غافل نیست نیز واقف است. کسی که کتابی را پس از خواندن به کتابخانه میسپارد یا در پارک رها میکند تا دیگران هم از آن بهره ببرند هم واقف است. وقف از جنس عبادت و گونهای معامله با خداست و ریشه در کنشهای فردی دارد که بازخوردهای اجتماعی آن زیاد است به همین دلیل از جنسی دیگر است و با تغییر شرایط تغییر ماهیت نمیدهد زیرا هیچ شخصی به دلیل تعلقات مادی یا رویکردهای سیاسی مبادرت به وقف اموال خود نمیکند که اگر چنین باشد به جایی نخواهد رسید!
ناگفته نماند که وقف از دیرباز بستری مناسب برای رشد تشکلهای مردمنهاد بوده و چون تلقی عمومی از وقف حاصل راز و رمزی است که بین بنده و خدا رد و بدل شده هر گونه دخل و تصرف و تغییر اسم و کاربری و مکان و زمان با حساسیت افکار عمومی مواجه می شود از این رو میتوان گفت: برخی از مشکلات به وجود آمده در جریان پارهای دگرگونیها ناشی از عدم درک ماهیت وقف است که اسمی بامسما دارد و شناسنامهی جوامع باورمند محسوب میشود. وقف را در ایران میتوان به باران رحمتی تشبیه کرد که بخشی از آن به صورت سیل جاری میشود و بخشی دیگر به دلیل به روز نبودن اجاره بها و مسایلی از این قبیل تبخیر میگردد و مقدار کمی از آن جذب زمین میشود و به مصارف کشاورزی و آشامیدن اختصاص مییابد.

Comments are closed.