• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ شهریور ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
اتحاد ملی و اما و اگرها
همه از گرانی افسار گسیخته صحبت می‌کنند. ترامپ و ژرژ پمپیدو هم خوشحالند که تحریم‌های آمریکا بر علیه ایران بیش از آنچه فکر می‌کردند مؤثر بوده است. رسانه‌های بیگانه به ویژه رسانه‌های فارسی زبان هم با وجد و شادمانی از آنچه بر سر اقتصاد ایران آمده سخن می‌گویند و تحلیلگران سیاسی و اقتصادی هم هر یک به زعم خود علت این گرانی‌ها را با آب و تاب توضیح می‌دهند.
گاه مدیران و برنامه‌ریزان اقتصادی ایران را کم‌سواد و بی‌تجربه می‌دانند گاه علت را تحریم‌ها تلقی می‌کنند و همزمان یک ایران گلستان بدون اشکال را بدون جمهوری اسلامی توصیف می‌کنند و جانبدارانه نیز از عملکرد محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران تعریف و تمجید می‌کنند که اگر در ایران انقلاب به سبک اسلامی آن رخ نمی‌داد حالا ایران یکی از قطب‌های اقتصادی جهان می‌بود.
بسیاری از عوام و حتی بعضاً خواص هم که تاریخ معاصر را نخوانده و از عملکرد دولت‌ها و کشورهای وابسته اطلاع ندارند حرف آنها را تأیید می‌کنند که بلی همه چیز به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری آن برمی‌گردد و دخالت افراذ ذی‌نفوذی که اجازه نمی‌دهند دولت کارش را بکند و خود تصمیم بگیرد این شرایط را به وجود آورده است.
و اما بعد:
از اینکه در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی غیرعلمی، توصیه‌طلبانه و محفلی ما نقطه ضعف‌های بسیار داریم شکی نیست و این برمی‌گردد به عدم توجه به سیستم پلکانی انتخاب مدیران که افراد بی‌تجربه یا کم تجربه‌ای را به صرف تأیید صلاحیت‌های دینی و سیاسی انتصاب می‌کنیم و در شرایط سخت و بحرانی از آنها می‌خواهیم شق‌القمر کنند که طبعاً نمی‌توانند.
هیچ کشور و دولت انقلابی را سراغ نداریم که تا این حد از ابتدای شروع تا به اینک مورد آزار و اذیت، تهدید و تحریم و فشار سیاسی و اقتصادی بوده باشد و بتواند ایستادگی کند و بماند و به همسایگان نشان دهد و به آنها کمک‌های مالی و نظامی نماید، حتی به کشور دشمن خود در جنگ تحمیلی ۸ ساله هم برای بقا و حفظ مرزهایش کمک نظامی و مشاوره‌ای دهد و مقابل آمریکا و داعش و دیگر کوفت و زهر مارها بایستد و تن به سازش ندهد و تسلیم زور نشود.
و اما بعدتر:
امروز کشور، دولت و ملت ایران در برابر تمامی فشارهای آمریکا و متحدانش ایستاده و چشم جهانیان به عاقبت او دوخته شده است. اینکه آیا ایران برنده این جنگ تمام عیار رسانه‌ای و تحریم‌های گسترده است یا نه به عملکرد مسئولین و همراهی مردم برمی‌گردد! مثالی که برای تحریم‌های اقتصادی فعلی می‌توان آورد. مثال سرایت وباست. ما بارها با این بیماری مواجه بوده‌ایم، روشنگری، شفاف‌سازی، ارشاد و هدایت بموقع و توجه دادن به این مهم که نه دولت‌های اروپایی، نه آمریکایی و نه هیچ کشور و دولت دیگر دوست مردم ما نیستند که برای این دوستی هزینه کنند و همانند ایران در لبنان، سوریه، عراق، یمن و … هزینه کنند تا مردمی را از تحت ستم نجات دهند.
بلکه همه به منافع ملی و یا موقعیت شغلی خود پای‌بندند. هر جا احساس کنند منافعشان به خطر می‌افتد فوراً موضع عوض می‌کنند و بر تمامی قراردادها و قولنامه‌ها پشت می‌کنند و ترسی هم ندارند.
پس ما باید بیشتر به منافع ملی و نیازهای مردم خودمان فکر کنیم و برای رضامندی خاطر ملت برنامه‌ریزی کنیم.
ملت هم باید به این مهم توجه کند که دولت بدون پشتوانه مردمی قادر نیست مقابل آمریکا و تحریم‌هایش بایستد.
پشتوانه مردمی به صرف شعار، تظاهرات، راهپیمایی و سخنرانی نیست.
پشتوانه مردمی یعنی حمایت عملی از حاکمیت و دولت برای تصمیمات عاقلانه و عادلانه.
حمایت مردمی یعنی صرفه‌جویی در خرید و مصرف و تلاش در جهت تولید بیشتر و بهتر.
حمایت مردمی یعنی تشخیص این واقعیت مهم که آمریکا یعنی دروغ، کلاهبرداری، جنگ‌طلبی، باجخواهی، تهدید نظامی و تحریم‌های بیشتر.
چرا که خوی امپریالیستی و استکباری چنین اقتضا می‌کند که همه چیز برای من و من برای من و نه دیگران.
اینکه در صف خرید ارز و سکه بایستیم خودمان به کاهش ارزش ریال کمک کرده‌ایم.
اینکه سرمایه‌داران و تجار ما بعضاً برای جذب سود بیشتر به احتکار کالاهای مورد نیاز مردم مبادرت کنند دشمنی با نظام و دولت و حاکمیت است که در واقع دشمنی با مردم است.
کدام نظام می‌تواند با شرایطی که دشمن به ما تحمیل کرده و خودمان هم به پیچیده شدن این وضع کمک کرده‌ایم، مملکت را اداره کند که هیچ یک از مناطق چهارگانه آن اعم از شمال و جنوب و شرق و غرب از یک موقعیت آب و هوایی برخوردار نیستند و خشکسالی‌های ممتد جان زمین‌های کشاورزی و مراتع دامپروری آن را گرفته تعداد قابل توجهی از شهرها و روستاهای کشور ما دچار بحران بی‌آبی و یا کم‌آبی شده‌اند؟
کدام نظامی می‌تواند تابع آزادی، استقلال و حکومتی جمهوری باشد و بدون تسلیم شدن در برابر زور قلدران جهانی و هویت ملی، عزت ملی و استقلال کشور را حفظ کند؟
بلی می‌توان مانند عربستان سعودی، امارات، بحرین و امثالهم چشم به دست آمریکا داشت و گوش را به حرف‌های آنان سپرد و پس‌اندازهای ارزی را به هر بهانه‌ای از جمله خرید سلاح برای کشتار برادران و خواهران دینی در جیب ترامپ و امثالهم ریخت تا آنها کاری به کارمان نداشته باشند هر چند بعد از دوشیدنشان همانند گاوهای تاریخ مصرف گذشته چشم دیدارشان را نخواهد داشت.
با این وصف آیا راهی جز اتحاد ملی برای حفظ امنیت، ثبات کشور و مقابله با کفتاران آدمخوار خواهیم داشت؟
این سخنان به منزله‌ی تأیید تمامی عملکرد دولت و حاکمیت نیست بلکه بدین معناست که ما طبق اصول قانون اساسی می‌باید از آزادی بیان، آزادی قلم، آزادی نقد و اعتراضات جمعی برخوردار باشیم تا راه را از چاه به دولت و کارگزاران نشان دهیم.
باید به گونه‌ای عمل کنیم که مردم ما رسانه‌های ملی و بخش خصوصی را تکیه‌گاهی برای انعکاس درد دل‌های خود بدانند و مطمئن شوند اخبار درست، شفاف و سریع و صریح را از رسانه‌های کشور می‌شنوند و می‌خوانند.
باید نظارت و ارزیابی از ادارات و سازمان‌ها و بانک‌ها و هم کلیه مراکز اقتصادی به گونه‌ای باشد که هیچکس جرأت نکند به بیت‌المال دست درازی کند چه رسد به آنکه شاهد اختلاس‌های چند هزار میلیارد تومانی باشیم.
متأسفانه ما هنوز در چم و خم اما و اگرها و باید و شایدهای بسیاری هستیم که گرچه نشانه‌ای از فهم ملت ماست اما نباید در این اما و اگرها بمانیم و پاسخ روشنی حاکی از بهبودی اوضاع نشنویم.
چنین به نظر می‌رسد که همه چیز در دست خودمان است و فقط با همت، پشتکار، مطالبه‌گری و اراده ملی می‌توان به یک اتحاد فراگیر رسید همین.
والسلام

Comments are closed.