سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
قطار مهاجرت
دانش آموخته‌ی ایران باشی و میلیون‌ها تومان هم خرج آموزش تو شده باشد اما دست آخر بدون آن که شرایط حاکم بر کشور اجازه دهد برای کشورت کارساز و مفید باشی ناگزیر به سرزمین انیران و بیگانگان که دشمن انگاشته می‌شوند کوچ کنی! چنین روند تأسف‌باری سال‌هاست که به چشم اسفندیار آموزش و پرورش و همچنین آموزش عالی تبدیل گردیده و اداره‌کنندگان امور هم بدون اعتنا به خسارت‌های جبران‌ناپذیری که به ذخایر نیروی انسانی کشور وارد می‌شود در دایره‌ی قدرت می‌چرخند. نه برنامه‌ای برای خروج از این وضعیت تأثرانگیز دارند و نه می‌توانند تمامی نیروهای فارغ‌التحصیل نخبه را به کار گمارند. ناگفته پیداست که مدیران ما به تنبلی ناشی از تکیه بر درآمدهای نفتی خو گرفته‌اند. نفتی که روزگار مردم را سیاه کرده و تنها خاصیت آن پروار کردن بدنه‌ی دولت‌هایی است که اگر نفت را از آنها بگیرند قادر به تأمین مایحتاج مردم برای مدت شش ماه هم نیستند. در کشورهای عربی نفت‌خیز نیز تقریباً چنین وضعیتی حاکم است با این تفاوت که آنها ترجیح می‌دهند بخشی از درآمدهای نفتی را به ژاندارم‌های جهانی هدیه کنند تا در سایه‌ی امنیتی شکننده بتوانند نفت صادر کنند و از رهگذر درآمدهای نفتی به دنبال رفاه باشند اگر چه چند ده سالی است که با بهره‌گیری از انفعال ایران، سواحل جنوبی خلیج فارس را به مهمترین باراندازهای منطقه‌ای و همچنین توریسم تبدیل کرده‌اند و با برگزاری تورنمنت‌های ورزشی و فستیوال‌های هنری درآمدهای جنبی هم برای خود دست و پا کرده‌اند تا جایی که به زور پول فدراسیون جهانی فوتبال را برای برگزاری مسابقات جهانی در قطر متقاعد نموده‌اند! (ادامه…)