سرمقاله
محمد عسلی
درباره مطبوعات
روزنامه رکن اساسی و تأثیرگذار مطبوعات است که روزانه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد آنچه بیش از دیگر مطالب برای خواننده روزنامه اولویت دارد به نسبت سایر موضوعات دیگر خبر است. از آنجا که رسانههای دیداری و شنیداری در انتقال اخبار سرعت بیشری دارند تصور عموم این است که جنبه خبری روزنامه چندان مهم نیست غافل از آنکه اخباری که در روزنامهها چاپ میشوند قابل استنادترند و برای ارائه سند در دسترستر. مهمتر آنکه اخبار روزنامهها به علت دروازهبانی شدن موثقترند و منابع خبری آنها هم ذکر میشود به ویژه در مقایسه با اخباری که از طرف کاربران غیر مسئول از طریق فضاهای مجازی منتشر میشوند.
و اما بعد:
روزنامهها به علت تنوع موضوعات و مطالب گوناگون و روزآمد مجموعهای از مطالب خبری، علمی ادبی، فرهنگی و تحلیلی را دربردارند که حاصل تلاشهای خبرنگاران و گزارشگران و پژوهشگران حوزههای مختلف است اما آنچه امروز مردم از روزنامهها انتطار دارند توجه و تکیه بر رسالتی است که اهم آن تنویر افکار عمومی است هر چند تنویر افکار عمومی کلیتی است که موضوعات مختلفی را در بر میگیرد که مهمترین آنها خبر است خبری که شفاف، راست و بدون کم و کسر یا دخل و تصرف باشد اینجاست که رسالت هر روزنامه و یا نشریه روشن میشود در شرایط کنونی که بمباران اطلاعاتی لحظه به لحظه از طریق رسانههای مجازی و موازی در جریان است و کانالهای خبری هر حادثهای را بدون فوت وقت رسانهای میکنند نباید انتظار داشت که خبرها کامل بدون نقص و همیشه موثق باشد نمونه خبرهای روزهای اخیر در خصوص قتل خاشقچی روزنامهنگار منتقد سعودی یکی از مهمترین آنهاست که روز به روز در حال تغییر و تکامل بوده است، مسلماً اگر مصلحتطلبیهای اعمال شده در انعکاس اخبار از طریق منابع خبری لحاظ نشود بالطبع اخبار صحیح و شفافتری رسانهای میشوند.
و اما بعدتر:
پرواضح است که وقتی مهمترین سایتها و منابع تهیه و پخش خبر در اختیار کمپانیهای قدرتمند خبری از جمله سرمایهداران یهودی است تأنی و تعلل و سانسور در پخش اخبار بر حسب منافع آنها اعمال میشود که خواص از آن آگاهند.
به هر تقدیر آنچه در خصوص روزنامههای ما قابل بحث است در وهله نخست توجه و رعایت قانون مطبوعات است که بر حسب مصالح ملی و حفظ حرمت اشخاص خط قرمزهایی در آن تدوین شده که همه روزنامهنگاران ملزم به رعایت آنند. لیکن این موضوع مجوزی برای خودسانسوری نیست. عمده مشکلی که اینک روزنامهها با آن مواجهند خودسانسوری است و مصلحتطلبیهای مدیران و سردبیران برای حفظ موقعیت شغلی است که با روش (آهسته بیا آهسته برو که گربه شاخت نزنه) دنبال میشود. مورد دیگر رفع نیازهای مالی و تدارکاتی روزنامهها به ویژه در شرایط سخت مالی کنونی است که باب نقد و نقادی بر عملکرد بعضی ادارات و شهرداریها که آگهیدهنده هستند را بسته است لذا بخشی از رسالت مطبوعاتی روزنامهنگاران از این طریق مغفول میماند.
متأسفانه شرایط فعلی و حتی گذشته کشور مانند تحریم و جنگ و تهدید هم به نحوی در خودسانسوری مؤثر بودهاند زیرا بعضی افشاگریها وسیلهای برای تبلیغات سوء شده و دشمن آنها را بزرگنمایی میکند.
نکته مهمتر آنکه امروز که جنگ رسانهای همه جانبهای بر علیه کشور ملت و مسئولان نظام از جانب آمریکا اعمال میشود روزنامهنگاران را نباید با دغدغه تدارکات و مشکلات مالی در سنگر دفاع بیسلاح بگذاریم.
متأسفانه آنچه کمتر به آن توجه میشود، دو رکن مهم آموزش و تربیت است که از دو طریق حاصل میشود یکم آموزش و پرورش و دوم فرهنگ و ارشاد که در شرایط فعلی هر دو با مشکلات مالی مواجهند و بسیاری از معضلات اجتماعی ما ناشی از همین کم توجهی است مدیران روزنامهها و سایر نشریات نباید وقت اندیشیدن و نوشتن و به کار بستن را صرف جستجوی راهی برای تدارکات مواد چاپ و کسب درآمد برای رفع مشکلات مالی کنند که فعلاً چنین گرفتاریهایی آنها را از رسالت اصلی باز داشته است امید که در این سنگر سلاح کارآمد برای دفاع بیابیم.
والسلام
- شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۹ مهر ۱۳۹۷