• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۵ مهر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
اربعینی به آب دیده برآر
مثل دریا طوفانی، مثل سیل خروشان، مثل صاعقه پرنور و مثل رعد پرصداست. این گام‌های استوار در جای جای خیابان عشق که ابتدا و انتهای آن در مسیر دل‌ها اندازه‌گیری می‌شوند، همه از یک چشمه مسیریابی می‌شوند. چشمه خودجوش دل‌های باورمند.
مثل دریا طوفانی است وقتی عزایش به هر فصل یا به هر سال که نه به هر ساعت و لحظه که یادآور می‌شوند. راویان مثل سیل، خروشانند اشک‌ها و دلواپسند چشم‌ها و محتاجند دست‌ها و رهوارند پاها و می‌جوشند و می‌خروشند باورها.
مثل صاعقه مهتاب را به سخره می‌گیرند و خورشید را نیز به تماشا می‌نشانند و ابرها را می‌بارانند. ابر چشم‌های پراشک و سینه‌های پرآه را در عزای حسین(ع).
رخ به میعادگاه معنی کن
اربعینی به آب دیده برآر
راستی میعادگاه معنی کجاست، در مسجد است؟ در حسینیه است؟ در خیابان پرشتاب شتاب‌کنندگان برای وصل به معشوق است در شب‌ها و روزهای عاشقی و یا در آتشگاه دل‌هاست که آتشی به این گرمی در آن سوز سینه را اشک طلب می‌کند تا آبی بر آتش باشد؟
و اما بعد:
جهانیان از دریچه صفحه جادویی جام جهان‌بین تماشا می‌کنند، گوشه‌هایی از یک راهپیمانی خودجوش که باور به یک حماسه عظیم را برای معنی بخشیدن به ستیز در برابر ظلم و تلاش در جهت برافراشتن رایت عدالت را تماشایی کرده است.
این حماسه‌های تکرارنشدنی به هر سال در اربعین حسینی گویای خواست عدالتی است که هنوز در هیچ نقطه از زمین به درختی تنومند و بارور تبدیل نشده و هنوز یزیدها بر اریکه استبداد نشسته‌اند و آدم می‌کشند.
زنده زنده در آتش می‌سوزانند، در سفارتخانه تکه تکه می‌کنند، در خیابان ترور می‌کنند، در ملأعام گردن می‌زنند و در زیر انفجار بمب‌ها شبانگاه در خواب که نوزادان پستان مادر را برای سیری شکم به نمی به فک می‌فشارند مثله می‌کنند.
اربعین را زمانی و فصلی و سالی و قرنی و قرن‌هایی است به عمر آدم‌ها که یاد و خاطره حماسه‌های بسیاری را بازگو می‌کند برای حافظه‌های به فراموش رفته تاریخ. اما اربعین حسینی حماسه‌ای را به یاد می‌آورد که آیینه تمام نمای ظلم و بیداد است و خیانتی را یادآور می‌شود که حاصل اندیشه دشنام‌زاده‌ای به نام یزید است و عمله‌های مظلمه‌ای که ذخایر دنیایی چشم دل و چشم سرشان را کور کرده و جز به عیش و نوش و شکم بارگی و زن بارگی نمی‌اندیشند و اینک نیز بازار یزیدیان داغ است…
و اما بعدتر:
بدون حاشیه‌های نچسب، بدون تظاهرات بعضی ریاکاران و بدون راهپیمایانی که تأثیر از احساس می‌گیرند و بعد از آن فراموش می‌کنند که امام حسین(ع) که بود؟ چه کرد و چرا تسلیم نشد؟ و برای کدام هدف متعالی این همه عزیز را قربانی عدالتخواهی خود کرد؟
جدای از تمامی حاشیه‌ها اربعین نمایانگر روح متعالی شریف‌ترین و نجیب‌ترین یار و یاور خداست که به خوبی توانست فریاد جاودانه ظلم ستیزی را از پس قرن‌های آمده و نیامده در باور مسلمانان و آزادگان جهان نهادینه کند کسی که رهبر هندوستان مفتخر است از حماسه او درس گرفته و هر قلم به دست پژوهشگر و راوی تاریخ آزادگان به خود می‌بالد که توانسته از مسیرهای سخت و پرفراز و نشیب تاریخ روح عظیمی را به تصویر کشد که هیچ حاشیه و اما و اگری را در جهاد و شهادت او و یارانش نمی‌بیند. از این رو است که دلدادگان حرمش برای آستان‌بوسی درگاهی که از آن بوی عشق می‌آید از یکدیگر سبقت می‌گیرند تا عشق و باور خود را بدان جایگاه مقدس ابراز دارند.
به کسی که مرا و تو را و ما را می‌برد به راه. راهی طولانی اما هموار.
راهی مستقیم و جان‌گزا اما پرلذت و دلخواه.
آری این حسین(ع) است که رایتش از تمام مرزهای اندیشه عبور می‌کند.
از تمام مرزهای آبی و خاکی و هوایی می‌گذرد.
مثل عطری که مشام را جانی تازه می‌بخشد سوار بر ابر می‌باراند و سیراب می‌کند مزرعه دل‌ها را و می‌کارد بذر جهاد و شهادت. بذر همراهی و رشادت. بذر غیرت و حمیت و بذر وفاداری و دوستی زیبایی که در فصل فصل کتاب باورمندان می‌تراود چون مهتاب و می‌درخشد چون خورشید و می‌نماید چون نور، نور پرفروغ، نور جاودان و نور هستی‌بخش.
او که معنی و مفهوم عشق را دریافت و به آن رسید و از آن گذشت و به ابدیت پیوست و ما را در غم آن حماسه بزرگ نشاند تا بار دیگر نوری، بار دیگر شوری و بار دیگر تنوری از آن دست روی دهد و دیگ سینه را به جوش آورد.
والسلام

Comments are closed.