سرمقاله
محمد عسلی
آمریکا و تحریمهایش
تحریمهای آمریکا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، علمی و اجتماعی بر کشورمان سایه افکنده است. این تحریمهای ظالمانه، بیسابقه و قاطعانه در مورد هر کشوری اعمال میشد بیشک آن کشور را از پای درمیآورد. اگر آمریکا تا حدودی غیرقال تصور نتوانسته ملت ما را از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی جدا کند به علت آن است که، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون کم و بیش با آن روبهرو بوده و به نوعی در برابر تورم و فشار اقتصادی ضربهناپذیر شده و مصونیت پیدا کردهایم اما این مصونیت موجب خسارات مالی و روانی هم شده و مانند روزه برای اقشار کم درآمد و متوسط به پایین لاغری ایجاد کرده است به نوعی که بعضی از خوراکیها و داروها را از سفره آنان حذف نموده است.
در بعد سیاسی مسئولین نیز کشور را مجبور به تغییر در بعضی رفتارها و روشهای دیپلماسی کرده و وقت بیشتری را از آنان گرفته تا با برنامهریزیها و رایزنیهای دیپلماتیک با همسایگان و دیگر کشورها از جمله کشورهای اروپایی به گفتگو و رایزنی بپردازند و در مقابل جوسازیهای مسموم سیاسی موضعگیری کرده و شرایط به وجود آمده را برای مردم تشریح و شفافسازی نمایند.
آمریکا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، انقلاب، رژیم جمهوری اسلامی، دولتمردان و مردم ایران را با انواع روشهای مخرب مورد تهاجم قرار داده و سعی بر آن داشته دولت را در موضع دفاعی، ملت را در موضع انفعالی و کشور را در موضع ضعف قرار دهد لذا اتهامهای گوناگون از جمله اتهامهای تروریستی یکی بعد از دیگری به دولت و ملت ایران روا داشته است.
اتهام دخالت در کشورهای منطقه به ویژه کشورهای اسلامی
اتهام دشمنی با سران عرب و دولتهای مرتجع و وابسته منطقه
اتهام صدور انقلاب اسلامی
اتهام غفلت از رفع مشکلات اقتصادی و نیازهای ضروری مردم به منظور اختلافافکنی بین مردم و نظام و کارگزاران آن
اتهام مخالفت و دشمنی با اقلیتهای دینی و مذهبی
اتهام گریز از قوانین و سنتهای اسلامی
و نهایتاً اتهام دزدی، سرقت اموال عمومی توسط مسئولان جهت انحراف اذهان عمومی از جمله اتهامهایی است که در تمام عمر نظام جمهوری اسلامی مدام از طرف دولتهای دموکرات و جمهوریخواه به ایران و مسئولان آن زده شده و لحظهای از اعمال فشارها غفلت نشده است.
در بعد اقتصادی به موازات تخریبهای سیاسی، تحریم قبل از هر چیز در دستور کار دولتهای آمریکا بوده است.
سیاست استکبارستیزی نظام جمهوری اسلامی ایران از یک طرف و از طرف دیگر اهداف جهان شمولی انقلاب ایران و تأثیراتی که بر جهان اسلام گذاشته بیشک آمریکا را برای ادامه سیاستهای تجاوزگرانه و استعمار و استثمار ملتهای مظلوم با مشکل مواجه کرده است لذا تجربهای که دولتهای آمریکا از انقلاب اسلامی ایران آموختند آنها را بر آن داشت تا دست به انقلابهای زودرس فیسبوکی بزنند و روی موج اعتراضات مردمی در کشورهای لیبی، سوریه، یمن، مصر، تونس، عراق و افغانستان سوار شوند و به انحای مختلف آنها را عقیم نمایند. به عنوان مثال اشتباه فاحش رهبر انقلاب مصر آن بود که به پیکره ارتش دست نزد و آنها توانستند با حمایت و برنامهریزی آمریکا و اسرائیل دست به کودتای نظامی بزنند و انقلابیون مصر را بازداشت و زندانی کنند و افکار عمومی را به سمت دو قطبی شدن بکشانند در تونس هم همین اتفاق افتاد.
در لیبی وضع بدتر شد و برادرکشی هنوز ادامه دارد و مردم لیبی بیش از سایر کشورهای مسلمان در مسیر تغییر سختی زیادی کشیدند و اکثراً تمایل به مهاجرت دارند.
در سوریه با جنگ تحمیلی که با تحریک مردم به منظور براندازی رژیم بشاراسد همراه بود داعش توانست بسیاری از نقاط آن کشور را اشغال کند و وقتی مردم سوریه متوجه شدند که کار از کار گذشته بود و کار به جایی رسید که سوریه برای نجات کشور دست به دامان ایران و روسیه شد و نهایتاً آمریکا و ترکیه هم مستقیماً به دخالت نظامی در سوریه دست زدند که تبعات این جنگ خانمانسوز هنوز دامن سوریه را رها نکرده هر چند بسیاری از نقاط اشغال شده آزاد شده است.
در افغانستان جنگافروزی ارتش آمریکا سالیانی است ادامه دارد و کشتار مردم بیدفاع جوی خون راه انداخته است.
صهیونیستها با حمایت آمریکا در سرزمین اشغال شده فلسطین به آدمکشی و تجاوز به حریم و خانه فلسطینیان ادامه میدهند و روزی نیست که مردم بیدفاع فلسطین را مورد ضرب و شتم و کشتار بیرحمانه قرار ندهند.
آمریکاییها و دولتهای مرتجع و متحد آمریکا مدام در رسانههای خود تبلیغ میکنند که مشکلات اقصادی و سیاسی ایران به علت حاکمیت نظام جمهوری و دخالت غیرمسئولانه و نابخرانه آخوندهاست.
سؤال:
آیا شرایطی که کشورهای مسلمان دیگر از جمله ترکیه، افغانستان، مصر، لیبی، سوریه و امثالهم با آن مواجهند ناشی از حکومت آخوندهاست؟
آیا ناشی از دخالت ایران است؟
اگر چنین است پس داستان خاورمیانه جدید که مبدع آن دولتهای اسبق آمریکا هستند و دولت فعلی اهداف آن را پیش میبرد چیست؟
آیا ایران در ایجاد خاورمیانه جدید دخالت دارد؟
از تفسیرها و اخبار تحلیلی رسانهها چنین برمیآید که اندیشه تأسیس خاورمیانه جدید قبل از ظهور انقلاب اسلامی ایران در سازمان سیا شکل گرفته است و چون امریکا در عرصه شطرنجی انقلاب ایران آچمز شد از انقلاب ایران و از سرعت تغییر در ساختار نظام شاهنشاهی عقب ماند لیکن تجربهای برای عقیم کردن انقلاب کشورهای اسلامی و مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی ایران به دست آورد و با آنها مقابله نمود.
به هر تقدیر امروز ایران در تأثیرگذاری بر جوامع اسلامی و انتقال روحیه استقلال یکه تاز میدان است و فشاری که آمریکا به لحاظ سیاسی و اقتصادی بر ملت و دولت ما وارد میکند ترس از این تأثیرگذاریهاست.
و اما بعد:
نتیجهای که از این بحث میگیریم این است که دولتهای آمریکا و اروپا بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون با اعمال سیاستهای زیر بر کشورهای اسلامی و کشورهای نوپایی که از زیر یوغ استعمار کشورهای اروپایی بیرون آمدهاند سلطه خود را برای حفظ و یا ایجاد منافع خود اعمال کردهاند.
۱- به نام عمران و توسعه و پیشرفت کشورهای عقبمانده از صنعت و مدرنیزه، آنها را استعمار و از کارگزاران آنها بهرهکشی کردهاند.
۲- با اعمال سیاست تفرقه بیانداز و حکومتکن سعی در ایجاد جامعه دوقطبی یا چندقطبی کرده پیوسته یکی را حمایت نموده و دیگری را تحریک به جنگ داخلی کردهاند.
۳- نفوذ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را چنان گسترش دادهاند که خروج از آنها و بازگشت به فرهنگ و اصالت بومی چندان آسان نیست هر چند تضاد سنت و مدرنیته پیوسته در کشورهای اسلامی مسألهساز بوده است.
و اما بعدتر:
امروز همه مردم شریف و شجاع و باورمند ایران میدانند که نه تنها دولت آمریکا حامی و پشتیبان آنان نیست بلکه برعکس قصد دارد مردم ما ر ا از استقلالطلبی و عدم وابستگی به دور دارند و در شرایطی قرار دهد که از انقلاب خود پشیمان شوند و نیروهای نظامی و انتظامی و قدرت مردمی ما را تجزیهپذیر کرده مقابل هم قرار دهند تا نقش امنیتی آنها تضعیف شود و اتحاد مردم ما ضربهپذیر گردد تا در آن زمان بار دیگر با کودتای نظامی و یا کودتای خزنده نقشه خود را در کشور ما اجرایی کند. این یک تجربه تاریخی است که گریز از آن با هوشمندی، اتحاد، فهم مسایل سیاسی و تبعیت از رهبری واحد امکانپذیر است.
در پایان ذکر این مهم ضروری است که اگر ظرف این چهل سال دولتهای نظام جمهوری اسلامی نتوانستهاند به خوبی از پس خواستهها و نیازهای مردم برآیند بخشی از آنها برمیگردد به دخالتهای آمریکا در ایجاد جنگ تحمیلی ۸ ساله، تحریمهای مستمر و طاقتفرسا و دل مشغول کردن مسئولان به مقابله با دخالتهای آمریکا و متحدان آن هر چند به علت عدم تجربه سیاسی و حکومتی از همان آغاز انقلاب اسلامی و بکارگیری بعضی مسئولان هوشیارانه و کارشناسانه عمل نشده و تعدادی از مسئولان کلیدی کشور شایسته مدیریت پستهای کلیدی نبودهاند که میطلبد زین پس به این مهم توجه شود و به صرف اینکه بعضیها با ریاکاری و مسلماننمایی توانستهاند پلکان ترقی را طی کنند، سوابق خدمتی آنان موجب نشود با توصیه این و آن در سمتهای حساس قرار گیرند.
مرم ما هم به خوبی میدانند که با یک برنامه اقتصادی حساب شده برای مقابله با تحریمهای اقتصادی و سیاسی آمریکا میتوانند از پس تحریمها برآیند و جز به ضرورت در خرید کالاها و دیگر اقلام اقدامی نکنند.
- دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ آبان ۱۳۹۷