طنزواره
اسماعیل عسلی- سردبیر
آن طرح و این کشف
آدم خل وضع مجهولالهویهای که سیاست را ریاضت تلفظ میکرد و از فوتبال تنها و تنها آب معدنی خوردنش را بلد بود و دوران کودکیاش را در قله قاف گذرانده و ایام شباب در منطقهی سیبری با گرگها همنشین بوده و کمی تا قسمتی با انگلوساکسونها احساس خویشاوندی داشت با اعتماد به نفسی ستودنی مدعی حل و رفع معضلات جهانی شده بود و میگفت: من میتوانم در کمتر از ۲۴ ساعت بر مشکل خاورمیانه و رژیمهای دیکتاتوری، اختلاف تجاری چین و آمریکا، معضل کمبود بودجه اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، بحران شبه جزیرهی کره، کسر بودجه ایتالیا، پدیدهی نامیمون تروریسم، مافیای مواد مخدر و اختلاف نظر سران کشورها پیرامون موضوعات گوناگون خط بطلان بکشم. ابتدا تصور کردم تحت تأثیر وارونگی هوا دچار هذیانگویی ناشی از گرسنگی و تحریمهای ظالمانه شده و به پرت و پلاگویی افتاده اما همین که دیدم یک نفس به مقدسات سوگند یاد میکند به او گفتم: خدا وکیلی بیا کج بنشین و راست بگو ببینم تو چگونه میخواهی این کلاف در هم پیچیده جهانی را با سرانگشت تدبیر باز کنی و برای این که او را به رمزگشایی از این معمای مکتوم تحریض و تشویق نمایم موکداً به او یادآوری کردم که تو با همهی کم عقلی قابل اعتماد هستی چرا که نه درس سیاست خواندهای و نه با انگلیسیها سر و سری داری و نه حقوقت را به دلار میگیری و نه پول مردم را به کانادا منتقل میکنی و خلاصه کلام این که میتوان به تو امید بست. به قول سعدی علیهالرحمه:
گاه از صد هزار دانشمند
بر نیاید درست تدبیری
گاه باشد که کودکی مسکین
به غلط بر هدف زند تیری
سخن که به اینجا رسید مثل این که دم گرم من در آهن سردش اثر کرده باشد گفت: به نظر من اگر همهی جهانیان با این شرط که هیچ کس بیسرپناه و گرسنه نماند و جنگی نباشد، دونالد ترامپ را به عنوان پیشوای جهانیان انتخاب کنند و ریش و قیچی را به دست او بدهند، تمامی این مسائل حل خواهد شد. چون ما سر رشتهی هر جنگ و خونریزی و مشکل و معضلی را دنبال میکنیم به آمریکا میرسیم که مدعی رهبری جهان است. لذا باید بهانه را از آمریکا بگیریم و بگوییم اگر راست میگویی بفرما بر تخت آقایی جهان تکیه بزن و دنیا را اداره کن. وقتی همهی دنیا به یک کشور تبدیل شود و گردانندگان آن کشور هم وظیفه سیر کردن شکم، ساخت مسکن برای همهی انسانها و تأمین امنیت آنها را بر عهده داشته باشند دیگر مشکلی نخواهد بود چرا که آمریکاییها باید با توجه به منابع معدنی و نعمتهای طبیعی و جمعیت جهان برنامهریزی کنند و چون کسی هم نیست که با آنها دشمنی کند دیگر نیازی به اسلحه نخواهند داشت. با رخت بربستن غم و غصه مشکل اعتیاد هم حل میشود و دیگر موضوعی تحت عنوان کسر بودجه اعضای ناتو هم وجود نخواهد داشت و دیگر کسی انگیزهای برای ترور ندارد و داعش هم خود به خود نابود میشود.
گفتم راه حل تو همین بود؟ گفت: مگر این راه حل ایرادی دارد؟ گفتم: ظاهراً که هیچ ایرادی ندارد ولی تنها مشکلش این است که بر سر این که آیا اختیار دنیا را به دست ترامپ بدهیم یا ندهیم اختلاف پیش میآید و انگلیسیها و فرانسویها و روسها و چینیها و ژاپنیها و خیلی از مدعیان ادارهی دنیا میگویند چرا اختیار دنیا را به دست ما نمیدهید. آن وقت یک جنگ دیگر هم به جنگهای دنیا اضافه میشود! با تعجب گفت: به خدا قسم تنها راه نابودی آمریکا همین است که دشمنانش را از او بگیرند چون این آمریکاییها از همان روز اول با سر هم کردن دشمن به مقام اولی اقتصاد جهان رسیدهاند! گفتم آخر این چیزی که تو میگویی شدنی نیست. گفت: اتفاقا خیلی هم شدنی است چون در حال حاضر اغلب مردم دنیا با آمریکا مشکل دارند و آمریکا هم روی موج مشکلات جهان و دشمنیها سوار شده و میتازد ولی اگر جهانیان متفقالقول شوند و بگویند ای آمریکای جهانخوار فکر کن که همهی دنیا آمریکاست و ما هم همه شهروندان آمریکایی هستیم حالا بیا و دنیا را اداره کن!
ابتدا تصور میکردم که طرف حسابی از مرحله پرت است اما وقتی خوب فکر کردم دیدم پر بیراه هم نمیگوید. به او گفتم من با این طرح تو که دنیا را دو دستی به آمریکاییها تقدیم کنیم موافق نیستم چون در این صورت مسئلهی زبان بینالمللی، تنوع فرهنگی، ثروتهای معنوی و خیلی چیزهای دیگر لاینحل میماند؛ اما به نظرم بد نیست این موضوع در سازمان ملل متحد مطرح شود که هر کشوری برای حل مسائل جهان که الی ماشاء الله یکی دو تا هم نیست طرحی ارائه کند و اعضای سازمان ملل به بهترین طرح رأی بدهند. با عصبانیت به من گفت: تو داری ایدهی مرا خراب میکنی! دهها سال طول میکشد تا صدها طرح و برنامه مورد نقد و بررسی قرار گیرد و ظرف این دهها سال ادارهی دنیا بلاتکلیف میماند و دست آخر طرحهای خوب هم وتو میشود! با شکیبایی به او گفتم قربان آن ایدهی پا در هوایت بروم فرض کن که میخواهی طرح و برنامهات را با جهانیان در میان بگذاری! تو که به رسانههای پر مخاطب جهان دسترسی نداری! گفت پس روزنامهی شما چیست؟ گفتم بندهی خدا ما این روزنامه را با هزار مشقت درمیآوریم و با وجود این که نصف بیشتر مطالبش هم فرمایشات مسئولین است حتی فرماندار و استاندار خودمان هم آن را نمیخوانند آن وقت تو چطور انتظار داری که چنین ادعایی از طریق این روزنامه بازتاب جهانی داشته باشد؟ از همهی این ها گذشته تو این طرح هشت الهفت را از کجا آوردهای؟ گفت از دل تاریخ بیرون کشیدهام! گفتم چگونه؟ گفت: من کتابهای تاریخی زیادی مطالعه کردهام و به این نتیجه رسیدهام که اشخاص مدعی ادارهی دنیا تا زمانی که دستشان از قدرت کوتاه است به زمین و زمان ایراد میگیرند و میگویند اگر ما اختیار داشتیم که ایدههای خود را عملی کنیم دنیا گلستان میشد در حالی که خانه خودشان را هم نمیتوانند اداره کنند مثل همین آمریکاییها که نمیتوانند آتش سوزی کالیفرنیا را خاموش کنند. بنابراین اگر قدرت را دو دستی به آنها هدیه کنیم و بگوییم بفرما این گوی و این هم میدان آن وقت معلوم میشود که این مدعیان از همان اول هم چیزی بارشان نبوده است! اگر همهی مردم دنیا آمریکایی محسوب شوند دیگر دشمنی برای آمریکا باقی نمیماند و تمام کارخانههای اسلحهسازی در سراسر دنیا تعطیل میشود و بیماریهای ناشی از گرسنگی و سوء تغذیه و ضعف اعصاب هم از جهان رخت برمیبندد و دیگر نیازی به ماشین ضد گلوله هم نیست و … همین طور داشت با سرعتی مهارناپذیر دنیا را اصلاح میکرد که جلو دهانش را گرفتم و گفتم این طرح منحوس را فراموش کن زیرا شدنی نیست و خیلی از دکانها را تخته میکنی و مشتی مفتخور از کار بیکار میشوند ولی این که گفتی با میدان دادن به آدمهای بیسواد و پرمدعا میتوان آنها را رسوا کرد کشف بزرگی است که باید با خط طلایی بر دروازهی جهان بنویسی.
- جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
- سرمقاله

طنزواره “اسماعیل عسلی” ۲۴ آبان ۱۳۹۷