سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
روز توافق و هم افزایی
انسان موجود پیچیدهای است و زمانی که این پیچیدگی در رفتار او نمود پیدا میکند شاهد تناقضهایی عینی هستیم که کنار آمدن با آنها چندان آسان نیست. تصور این که تلفیق رفتارهای پیچیده انسانها در جریان مناسبات اجتماعی و تعاملات سیاسی و اقتصادی منجر به شکلگیری معجونی درهم تنیده شود و در قالب باورها، نمادها، فرهنگها و آیینها و رویدادها و خلاقیتها و ساخت و سازها و حتی ویرانگریها و جنگها خود را نشان دهد، دشواری گذران زندگی که برآیند رفتارهای بعضاً نامتجانس است آشکار میگردد. اینجاست که نمیتوان با اطمینان کامل به انگیزهها و اهداف اولیه شکلگیری نظامهای خانوادگی و حکومتی و تشکلهای منطقهای و نهایتاً سازمانهای برآمده از دل جامعهی جهانی اعتماد کرد زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که بنیاد یک جامعه، نهاد و سازمان تحت تأثیر رفتارهای متناقض دچار فروپاشی و استحاله نشود و هزینهها و نیروهای صرف شده برای رسیدن به یک مقصود یکدیگر را خنثی نکنند. همین سازمان ملل متحد را در نظر بگیرید که از ابتدا با هدف جلوگیری از جنگ و جنایتهای غیرانسانی و نسلکشی و نقض حقوق بشر و نژادپرستی با عزمی بینالمللی شکل گرفت اما به تدریج دستخوش سهمخواهی کشورهای قدرتمند شد به طوری که هم اکنون حتی پیشگامان شکلگیری این نهاد نیز به ناکارآمدی آن برای حل مسائل جهانی و منطقهای اذعان دارند. وقتی از حال به گذشته برمیگردیم درمییابیم که محصول تلاشهای هدفمند مصلحان جهانی و شخصیتهای آسمانی نیز به مرور زمان تحت تأثیر گرایشهای قومی و قبیلهای و منافع فردی و گروهی و خرده فرهنگها و قدرتطلبیها و تحریفها و بدعتها در معرض آسیبهای فراوان قرار گرفته و به تجزیه و شکلگیری مذاهب و فرقهسازیها منجر شده است به طوری که هیچ مذهب و زیرشاخهی وابسته به ادیان گوناگون از افراط و تفریط در امان نیست و از اغلب آموزهها و معیارهای دینی تنها نامی برجای مانده و اکثریت قریب به اتفاق پیروان ادیان آسمانی از دستاوردهای معنوی دین و ارمغانی که باید برای آنها داشته باشد سهم چندانی ندارند و در خوشبینانهترین حالت رد پای حقیقت را باید در آثار مکتوب و روایات تاریخی آن هم در صورتی که به اغراق آغشته نشده باشد جستجو کرد در نتیجه مدعیان تبعیت از پیامبرانی که عمر عزیز خود را صرف بسترسازی برای همزیستی مسالمتآمیز انسانها کردند هم اکنون باید شاهد جنگ و خونریزی زیر سایه پرچمهای گوناگون باشند. به طور کلی میتوان گفت چالشهای رنگارنگی که ساکنان کرهی خاکی هم اکنون با آن دست و پنجه نرم میکنند سر در آبشخور تضادها و تناقضهایی دارد که بین انگیزهها و رفتارها، شعارها و عملکردها، آرمانها و واقعیتها خودنمایی میکند. لذا نباید شگفتزده شویم اگر عملکرد برخی بنگاههای اقتصادی و نهادها و سازمانهایی که تحت عناوین مقدس و یا انسانی و خیرخواهانه فعالیت میکنند با انگیزهی اولیهی شکلگیری آنها همخوانی نداشته باشد. اینجاست که میتوانیم از خودمان بپرسیم اگر ما به دام نامها نیفتادهایم پس چرا بسیاری از عنوانها و نامها از معنی تهی شدهاند و چرا زندانها اثر تربیتی لازم را از خود بروز نمیدهند و تشویقها و تنبیهها از قدرت برانگیزانندگی و بازدارندگی لازم برخوردارنیستند؟ چرا حقوق بشر ابزار کار تمامی سیاستمداران و مدعیان دروغین برپایی عدالت است و چرا نهادهای متولی برقراری صلح، آلت دست جنگافروزاناند و از ته دل به ریش ملتهایی که مخارج ادارهی چنین نهادهایی را میپردازند میخندند؟ برخی دلیل این همه کاستی را در توسعهی نامتوازن جستجو میکنند و برخی دیگر عدم تناسب شعارها و آرمانها با ظرفیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را موجب عقیم ماندن بسیاری از ایدهها و طرحها میدانند. عدهای دیگر از منظری متفاوت به این گونه ناهمخوانیها مینگرند و فقدان شایستهسالاری که مصادیق گوناگونی میتواند داشته باشد را دلیل بسیاری از بیتوفیقیها قلمداد میکنند و با قاطعیت میگویند که اغلب کارها در دست افراد کاردان و متخصص نیست. شاید توسل به چنین فرمولهایی برای تحلیل شرایط حاکم بر جامعهی خودمان کارساز باشد اما با چنین فرمولهایی نمیتوان در مورد معضلات جهانی نظیر آنچه در سازمان ملل میگذرد به تحلیل و ارزیابی پرداخت از این رو برای درک بهتر معضلات جهانی باید به تفاوت ساز و کارها، ناهمگونی فرهنگها و همچنین تضاد منافع ملتها توجه کرد. بیگمان تا زمانی که هر نظام حکومتی به دنبال حل معضلات جهانی با نسخههای خودساخته است جامعهی جهانی راه به جایی نخواهد برد زیرا عبور از دغدغههای مشترک نیازمند راهکارهایی مبتنی بر پذیرش حقوق اولیه تمامی انسانهاست. تمهیداتی عاری از نقطه نظرهای نژادپرستانه و ناسیونالیسم افراطی و تعصبات فرقهای و باجخواهیهای معطوف به قلدری که صد البته به نظر نمیرسد که شرایط پذیرش آن در نهادهای بینالمللی آلوده به انواع بازیهای پشت پرده فراهم باشد. ما در دنیایی به سر میبریم که هیچ کشوری نمیتواند مدعی رعایت حقوق بشر از جهات گوناگون آن باشد هر چند نمیتوان همه را به یک چوب راند و تخطئه کرد. زیرا گاهی اختلاف نظر بر سر تعریفی که از حقوق بشر ارائه میشود به تفاوت در عملکردها میانجامد. روزگاری مکرون اردوغان را به خویشتنداری دعوت میکند و زمانی دیگر اردوغان دموکراسی غربی را به سخره میگیرد اما وقتی از بالا به دنیا نگاه میکنی میبینی دنیا هر چه زیر سایهی تکنولوژی کوچکتر میشود ناگزیر است با مشکلات بزرگتری دست و پنجه نرم کند بیگمان اگر روزی برسد که همه بپذیرند نمیتوان برای دنیای بیمار نسخههای متفاوت پیچید آن روز، روز توافق و همافزایی است و گام برداشتن در جهت حل معضلات جهانی است.
- دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۰ آذر ۱۳۹۷