• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی”

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود!
این روزها به طور متوسط هر شخصی سه تا چهار کارت بانکی دارد که در هر کدام از آنها مبلغی کم یا زیاد ذخیره شده است. شاید اگر دست خود مردم باشد ترجیح بدهند تنها یک کارت بانک داشته باشند اما بانک‌ها زرنگ‌تر از آن هستند که اجازه دهند مردم به یک کارت بانکی قناعت کنند. به طور کلی شما برای هر کار مهمی نظیر اخذ وام، ضمانت کردن و یا دریافت حقوق که مراجعه می‌کنید ناگزیر از داشتن حساب بانکی و به تبع آن کارت بانکی هستید. هر چند بیشترین تراکنش به بانکی مربوط می‌شود که حقوق ماهیانه‌ی شما به آن بانک واریز می‌گردد. هر چند به دلایلی ضرورت اقتضا می‌کند که شما بیش از یک حساب بانکی داشته باشید تا اگر همسر و فرزندتان از شما پولی مطالبه کرد کارتی را به او بدهید که مبلغ کمتری در آن ذخیره دارید و به این طریق بخواهید موجودی خود را مدیریت کنید. اخیراً که بحث اتصال کارت سوخت به کارت بانکی مطرح گردیده سیل پیامک‌ها از سوی بانک‌های مختلف سرازیر می‌شود که شما را به انتخاب بانکی خاص برای پرداخت هزینه سوخت ترغیب می‌کند. اینجاست که تازه متوجه می‌شوید چند حساب بانکی دارید. چند روز پیش یکی از بانک‌ها به من پیامک داد که مبلغ پنج هزار تومان بابت ارسال پیامک از حساب شما کسر گردید و مانده حساب شما هم هشتاد و پنج هزار تومان است. ناگهان شستم خبردار شد که ۶ سال پیش ضامن یکی از دوستانی شدم که قصد خرید منزل داشت و وام هم تسویه شد و من هم پیگیر مانده حساب خود برای برداشت از آن نبودم تا این که چنین پیامکی را دریافت کردم. ناخودآگاه به این فکر افتادم که چند صد میلیارد تومان از این گونه پول‌های بی‌حساب و کتاب در بانک‌های مختلف به صورت سپرده وجود دارد که صاحبان آن نیز خبر ندارند و بانک‌ها هم از خدا خواسته هرگز به صاحب حساب برای تخلیه‌ی حسابش مراجعه نمی‌کنند و تنها هر از گاهی تولدش را به او تبریک می‌گویند و این پول‌ها می‌ماند و قطره قطره جمع می‌شود و تبدیل می‌شود به دریایی که به هنگام سونامی‌های اقتصادی امواجی چند متری به ساحل حواله می‌دهد. انصافاً باید اعتراف کنیم اغلب خدماتی که بانک‌های ما ارائه می‌دهند مردم‌محور نیست و هر بانکی مشغول دام‌گستری برای جذب و جلب سرمایه‌های سرگردان مردم است. بانک‌هایی که برخلاف رویه‌ی قدیمی برای انجام هر کاری از شما پول مطالبه می‌کنند. از انتقال پول و نقد کردن چک گرفته تا پرداخت قبوض آب و برق و گاز و تلفن و حتی استعلام موجودی و موجودی شما در کارت‌های بانکی نیز گروگانی است که در اختیار بانک‌هاست. با یک حساب سرانگشتی نیز می‌توان تخمین زد که یک بانک با توجه به تعداد شعباتی که دارد سالیانه بابت خدمات کم‌ارزشی که به مردم از طریق باجه‌های کارتخوان ارائه می‌دهد چه میزان پول کاسبی می‌کند. بی‌گمان اگر روزی برسد که هر شخصی تنها یک کارت بانکی داشته باشد که تمامی داد و ستدها و تراکنش‌های خود را به وسیله‌ی آن انجام دهد در آن صورت هر شخص سالیانه پول زیادی از این بابت صرفه‌جویی می‌کند. در نظر بگیرید اگر شخصی ۷ کارت بانکی داشته باشد و بخواهد به ازای هر کدام سالیانه مبلغ ده هزار تومان بابت پیامک بپردازد باید سالیانه ۷۰ هزار تومان هزینه کند و همین شخص برای پرداخت هزینه آب و برق و تلفن و گاز و عوارض ساختمان و خودرو و پرداخت قبض جریمه نیز به طور متوسط هر دو ماه یکبار حداقل ۳۰۰۰ تومان حق‌العمل بپردازد سالیانه ۱۸۰۰۰ تومان نیز از این طریق از دست می‌دهد و اگر در طول سال ۱۲ بار استعلام موجودی کند نیز ۱۲۰۰ تومان هم از این طریق خواهد پرداخت که سرجمع آن حتی از یکصدهزار تومان نیز بیشتر خواهد شد که اگر این مبلغ را در تعداد سرپرستان خانوار که حدوداً ۲۵ میلیون نفر هستند ضرب کنید رقم ۲۵ میلیارد ریال به دست می‌آید. با احتساب این که چنین رقمی بسیار محتاطانه به دست آمده و مواردی که مردم ناگزیر به پرداخت حق‌العمل به بانک‌ها و خودپردازها هستند بسیار بیشتر از این میزان است. اینجاست که معلوم می‌شود چرا در هر چند صد متر شاهد تأسیس یک بانک هستیم. بانک‌هایی که زیادی تعداد آنها نه شاخص توسعه‌ی اقتصادی است و نه از رواج کار و گردش سرمایه در راستای تولید ثروت مطلوب حکایت دارند. بانک‌هایی که نه مردم از آنها رضایت دارند و نه دولت می‌تواند سیاست‌های اقتصادی خود را به کمک آنها دنبال کند! بانک‌هایی که اغلب یکی از ارکان پولشویی به حساب می‌آیند و بهره‌گیری از مکانیزم‌های هوشمند پیگیری برای دسترسی به سرمنشاء پول‌های مشکوک میلیاردی در آنها رواج ندارد. بانک‌هایی که با سرمایه‌گذاری در هر بخشی از جمله بخش مسکن به تورم و افزونی قیمت‌ها دامن می‌زنند و اغلب کسانی که موفق به اخذ پروانه تأسیس بانک می‌شوند با رانت بیگانه نیستند.
بانک‌هایی که تعدادی از آنها به دلیل مغبون کردن مردم نقش پررنگی در ناراضی تراشی داشته‌اند و دارند و بعضاً ورشکست شده یا به ادغام تن داده‌اند. بانک‌هایی که با پرداخت سودهای بالا به پرداختی‌های مردم از گردش نقدینگی در راستای توسعه‌ی اقتصادی جلوگیری می‌کنند و وام‌های میلیاردی را به کسانی می‌پردازند که تضمین‌کننده‌ی حیات آنها هستند.
بانک‌هایی که با نشان دادن باغ سبز عده‌ای را به گرفتن دسته چک و سفته‌بازی ترغیب کردند و سهم قابل ملاحظه‌ای در انباشتن زندان‌ها از بدهکاران بانکی دارند. بانک‌هایی که بر خلاف توصیه علمای دینی جریمه‌های سنگینی بابت دیرکرد دریافت می‌کنند و با اصرار بر وجود ضامن حتی برای کارکنان دولت که متقاضی وام هستند موجب می‌شوند که عده‌ای در این میان کاسبی کنند. افراد زیادی که برای گرفتن وام ناگزیر به ارائه‌ی فاکتور هستند به شعبات مرکزی برخی بانک‌ها مراجعه می‌کنند و با پرداخت مبلغ قابل توجهی فاکتوری صوری و جعلی دریافت می‌کنند که حتی بابت جنسی را که خریده‌اند بیمه کنند! واقعاً چنین رفتارهای غیر استانداردی در کجای دنیا رواج دارد و کیست که به این همه اجحاف بانک‌ها پایان دهد؟ اینجاست که باید گفت:
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود .

Comments are closed.