سرمقاله
محمد عسلی
استانداران فارس و اما و اگرها
از سال ۱۲۹۹ تاکنون استان فارس ۳۴ استاندار به خود دیده است که میانگین مدت مسئولیت آنها در فارس ظرف ۹۸ سال دو سال و سه ماه است در دو دوره ریاست جمهوری فقط دو استاندار به مدت پنج سال توانستهاند در کرسی استانداری بمانند. علی دانش منفرد دو نوبت و مجید جهرمی «علی نقی» در یک دوره که نسبت به دیگر استاندارها بیشترین مدت ریاست را داشتهاند.
و اما بعد:
در طول ۹۸ سال گذشته حتی یک کارنامه خدمتی از ۳۴ استاندار منتشر نشده و یا در دسترس نیست.
نمیدانیم آیا هر استاندار جدیدی که آمده کارنامه خدمتی و عملکردی سلف خود را مطالعه کرده یا نه.
به نظر میرسد بیشترین وقت استانداران صرف مسایل امنیتی و حفظ موقعیتهای شغلی شده تا صرف توسعه عمران شهری و روستایی.
یکی از دلایل کوتاهی عمر استانداران فارس را میتوان نارضایتی نمایندگان از عملکرد آنان دانست و عقبماندگی استان فارس از توسعه و عمران شهری و روستایی نسبت به استانهای اصفهان، تبریز، خراسان و کرمان
ویژگیهای جغرافیایی و تفاوتهای آب و هوایی به علت گستردگی و بزرگی استان و همجواری با استانهای محرومی چون بوشهر، بندرعباس، کرمان، یزد و کهگیلویه و بویراحمد که اگر تنها استان توسعه یافته صنعتی را اصفهان همسایه در نظر بگیریم بقیه همسایگان بنا به دلایل مهاجرت جمعیت آنها به فارس بیشتر برای فارس بار بودهاند تا بال.
زیرا مرز بین فارس و کرمان گلوگاه قاچاق مواد مخدر است.
مرز بندرعباس، بوشهر گلوگاه قاچاق کالاهای آب آورده از آن طرف مرزهای آبی است.
از طرفی شیراز که مرکز فارس است قطب مهاجرپذیری جمعیت استانهای همجوار برای کار، خدمات و تجارت است. به ویژه در طول جنگ تحمیلی ۸ ساله و بعد از آن سیل مهاجرت مردم جنوب که در تیررس حملات دشمن بعثی بودهاند روانه شهرهای فارس به ویژه شیراز شدهاند که اسکان آنها و ماندگاریشان حتی بعد از جنگ فرهنگ بومی فارس و گویشهای کلامی و زبانی آن را تحت تأثیر قرار داده است به نحوی که اگر کارنامه نمایندگان فارس از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون بررسی شود بیشترشان متولد شهرها و روستاهای فارس بودهاند و کمتر متولد شهر شیرازند.
در واقع فارس علاوه بر تهاجم فرهنگی بیگانگان با یک تهاجم فرهنگی مهاجرتی هم مواجه بوده است.
پراکندگی جمعیت فارس به لحاظ باورها، تعلقات قومی قبیلهای از یک سو و از دیگر سوی وجود اقلیتهای دینی مذهبی و حتی اقلیتهای بهایی در نقاطی مانند آباده، سروستان، نیریز و شیراز، مسایل و مشکلاتی به همراه داشته و اختلافات را دامن زده است. هر چند اقلیتهای دینی و مذهبی زرتشتی، یهودی و مسیحی در طول قرنها در کنار مسلمانان با مسالمت در فارس زنگی کرده و حتی در یک کوچه مسجد، کلیسا، کنیسا و کنشت وجود دارد و مراسم دعا، نماز و نیایش همگان برپاست متأسفانه فعالیتهای سیاسی و مذهبی جناحها به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در فارس به علت بینشهای سیاسی و اختلاف سلیقهها به جای آنکه موجب رشد سیاسی مذهبی مردم فارس شود، بعضاً موجب اختلافاتی شد که بخش عمدهای از وقت استانداران و ائمه جمعه استان به رتق و فتق اختلافات گذشت و بسیاری از استانداران قادر نبودند بودجههای عمرانی را مصرف کنند و در حفظ کارخانجات موفق باشند. کمتر به یاد دارم استانداری در فارس بعد از اتمام خدمت کارنامهای عمرانی را رسانهای کند.
به یاد ندارم استانداری یک مصاحبه رسانهای و مطبوعاتی تأثیرگذار داشته باشد.
به یاد ندارم استانداری اساتید دانشگاهها و حوزهها را در حوزههای علمی و پژوهشی به نقد و بررسی عملکرد خود دعوت کند و از آنها در خصوص رفع مشکلات و معضلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نظرخواهی کند.
در خصوص ویژگیهای اقلیمی و توانایی مردم در بخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات کمتر کار کارشناسی شده است. با توجه به توانمندی استان در بخش گردشگری که میراثهای دیدنی و گرانبهایی از دورانهای مختلف تاریخی را در خود جای داده امکانات رفاهی درخور شأن فارس برای پذیرش و خدماترسانی به گردشگران داخلی و خارجی نداریم.
گردشگرانی که برای بازدید از تخت جمشید و پاسارگاد عازم سفر میشدند تا مدتی برای نیازهای اولیه بهداشتی با مشکل مواجه بودهاند.
سالنهای پذیرش مسافری فرودگاهی شیراز هم در شأن شیراز جنت طراز نیست.
۹۸ سال است در خصوص اصلاح، بازسازی، اتوبانسازی و بزرگراهها بحثهای طولانی میشود هر چند ظرف ۴۰ سال گذشته تحولات شگرفی در راهسازی و احداث و تعریض راههای دور و نزدیک ایجاد شد، اما هنوزا هنوز شاهد مرگ و میرهای عدیدهای در راههای فارس هستیم.
بسیاری از نمایندگان فارس شناخت دقیقی از نیازمندیهای اساسی فارس ندارند و بعضا برای رضایت موکلان خود به دنبال بودجههای ناچیز برای ساخت مسجد، حمام، راه روستایی، مدرسه و کارهای کوچک بودهاند.
علل عمده بالا بودن نرخ بیکاری در فارس که اعتیاد، طلاق و ولنگاری محصول آن است نبود برنامهریزیهای عمرانی و توسعه صنعتی و کشاورزی برای ایجاد اشتغال در فارس است که به جز چند کارخانه پتروشیمی و توسعه صنایع نفت و گاز نتوانستهایم از پتانسیلهای معدنی، نیروی انسانی و موقعیتهای آب و هوایی بهرههای وافری به منظور ایجاد اشتغال ببریم.
علیرغم آنکه هم اینک استانداری فارس با سرپرستی اداره میشود هنوز نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی برای انتخاب یک استاندار بومی توانمند به نتیجه نرسیدهاند و هر کدام ساز خود را میزنند.
اغلب بر سر قوم و قبیله دعوا دارند اما بر سر فارس دعوا ندارند.
و اما بعدتر:
راستی فارس با این گستردگی آب و خاک و موقعیتهای ترانزیتی و گردشگری و داشتن مخازن گازی و معادن گونهگون مستوجب داشتن بیشترین نرخ بیکاری است؟
آیا این وضعیت حاکی از ضعف در مدیریت کلان استان نبوده است؟
این اما و اگرها و انتظارات طولانی برای بهبودی وضعیت کارگاهها، کارخانجات، مزارع و کسب و کارها تا کی مطرح است؟
آیا وقت آن نرسیده که جدای از خواست و اراده این و آن که بیشتر به دنبال منافع سیاسی و شخصی خود برای انتخابات آیندهاند یک استاندار فراجناحی آشنا به امور و دردمند به فارس بیاید و با برنامه کارش را پیش برد؟
یادم به این شعر معروف حافظ افتاد که:
شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند
والسلام
- شنبه ۱ دی ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی ” ۱ دی ۱۳۹۷