• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۴ دی ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
بهشت نقد
امروز روز میلاد حضرت مسیح است. مناسبت‌هایی چون میلاد و بعثت پیامبران فرصتی را فراهم می‌کند تا انسان‌ها با آموزه‌های این مصلحان اجتماعی بیشتر آشنا شوند و غبار گذشت زمان و تحریف‌ها و بزرگنمایی‌ها از چهره‌ی نورانی آنها زدوده شود.
نوسان‌های اخلاقی و امواج فاجعه‌آمیز رفتارهای ویرانگر بارها جوامع انسانی را از اوج عزت به حضیض ذلت و سقوط معنوی کشانیده و به برانگیختگی شخصیت‌های آسمانی با هدف اصلاح و بهبود عملکرد افراد و جوامع انجامیده ضمن این که مصلحان اجتماعی نیز در قالب فعالیت‌های علمی و پژوهشی و تزکیه‌ی درونی در موارد بسیاری به بهبود مناسبات اجتماعی و ترغیب مردم به تبعیت از قانون و گام برداشتن در مسیر اعتدال کمک کرده‌اند. اما متأسفانه مدعیان پیروی از پیام‌آوران الهی که ادعای تولی‌گری دین را داشته‌اند با تکیه بر برداشت‌های سلیقه‌ای و تفسیر و تحلیل‌های مبتنی بر منافع فردی و گروهی از کتب آسمانی به ایجاد شعبات مذهبی و فرقه‌سازی روی آورده و با هدف جمع کردن افرادی به دور خود از بیسوادی و ضعف فرهنگی و ساده‌لوحی طبقات فرودست جامعه سوء استفاده کرده و هر کدام اثبات خود را در تکفیر و تخطئه‌ی دیگری جستجو کرده است به طوری که در طول تاریخ میلیون‌ها نفر تحت تأثیر القائات پیشوایان خود به توهم دستیابی به بهشت به جان هم افتاده و جوی خون به راه انداخته‌اند و از این همه جنگ و خونریزی نیز به جایی نرسیده‌اند.
هر چند در جوامعی که از لحاظ فرهنگی وضعیت بهتری داشته‌اند رویکرد به همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب و فرقه‌های گوناگون تا حدود زیادی عینیت پیدا کرده و تبعیت از قانون و معیارهای مشترک اخلاقی ضامن دوام و بقای امنیت و آرامش آنها گردیده و زمینه‌ی سوء استفاده از اعتقادات مذهبی یا به طور کلی از بین رفته و یا تضعیف شده است و همین امر نشانه‌هایی از آمادگی جوامع انسانی برای تکیه بر ارزش‌های مشترک اخلاقی بین ادیان گوناگون را بروز می‌دهد. خوشبختانه چنین رویکردی در عصر ارتباطات با توجه به امکان برقراری تماس فراگیر بین انسان‌ها آسان گردیده و هر کسی می‌تواند با مراجعه به اطلاعات موجود که از کتب گوناگون به فضای مجازی منتقل گردیده، ضمن آشنایی با اصول و فرامین مورد تأکید در ادیان و مذاهب مختلف آشنا شود و به این باور برسد که صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز و پرهیز از دروغ و دزدی و تهمت و قتل و غیبت و تجاوز به حقوق و حریم دیگران و این که هر چه برای خود می‌پسندیم برای دیگران هم بپسندیم مورد تأکید تمامی ادیان و مذاهب است و از این بابت تفاوتی بین آنها نیست. امروزه اثبات این که بیشتر انحرافات ایجاد شده در ادیان و مذاهب رویکردی شرک‌آمیز دارد و با هدف سرکیسه کردن اجتماعات انسانی دنبال می‌شود چندان دشوار نیست به این معنا که برخی از مدعیان دینداری که بعدها پیروان زیادی پیدا کرده‌اند آن قدر در باره پیامبران و پیشوایان دینی اغراق کرده‌اند که آنها را به عنوان موجودات فوق بشری معرفی نموده و به جای خدا نشانیده‌اند و در این میان برای خود هم جایگاهی تدارک دیده‌اند و این تصور را در مردم به وجود آورده‌اند که می‌توان به جای خداوند به آنها مراجعه کرد و واسطه‌ی این مراجعه نیز خودشان هستند. کما این که در قرون وسطی بهشت را می‌فروختند و این گونه به مردم بیچاره تفهیم کرده بودند که حضرت مسیح با پذیرش دردهای ناشی از شکنجه‌ها و تازیانه خوردن‌های فراوان و مصلوب شدن به مقامی از شفاعت رسیده که بدون تردید گناه تمامی پیروان خود را می‌بخشد و نظایر چنین دیدگاه‌هایی در برخی از ادیان و مذاهب دیگر نیز یافت می‌شود در صورتی که اگر چنین باشد دیگر عدالتی وجود نخواهد داشت و تناسب بین عمل و جزای عمل از بین می‌رود و بهشت هم به دکانی تبدیل می‌شود که کلیدش را به دست عده‌ای کلاهبردار داده‌اند تا از مردم پول بگیرند و در آن را به روی پولدارها که می‌توانند گناهانشان بخرند باز کنند. در حالی که چنین القائاتی با آموزه‌های انجیل مغایرت دارد. پیروان سایر ادیان و مذاهب نیز از چنین افراط و تفریط‌هایی در امان نبوده‌اند در قرآن کریم هم آمده که تنها خدا را بپرستید و تنها از او یاری بجویید. آیه‌ای که در طول شبانه روز ۱۷ بار آن را تکرار می‌کنیم. شاید یکی از مشکلات اساسی انسان‌ها این باشد که دلشان می‌خواهد کسی را که می‌پرستند ببینند. همین نقطه ضعف به باز شدن این همه دکان در سرتاسر عالم انجامیده در حالی که خدای یکتا نادیدنی است و هیچ کسی هم جای او را نخواهد گرفت و خدا در همه جا هست و او را نباید در جای خاصی جستجو کرد. یعنی چه در قلب شهر باشی و چه در بیابان. حتی “کعبه هم سنگ نشانی است که ره گم نشود” و جالب اینجاست که شش گوشه دارد و از هر طرف کره زمین یا حتی در آسمان می‌توان به سمت آن نماز خواند و هر مسلمانی فقط باید به این سمت توجه کند و جای دیگری را در برابر آن علم نکند. آسیبی که به دین موسی وارد شد منحصر کردن مخاطبان موسی به قوم خاص یعنی بنی‌اسرائیل بود که رنگ و بوی نژادپرستی داشت در حالی که ۱۰ فرمان موسی مورد پذیرش فطرت خداجوی همه‌ی انسان‌هاست و حضرت مسیح نیز گفت من نیامده‌ام که دین جدیدی بیاورم بلکه آمده‌ام بگویم اگر موسی گفت زنا نکنید من می‌گویم حتی فکر زنا را هم به خود راه ندهید. حضرت محمد(ص) نیز تغییری در اساس دین موسی و آموزه‌های عیسی ایجاد نکرد بلکه خط میانه‌ای را مشخص کرد تا بساط افراط و تفریط و غرق شدن در گناه از یک سو و رهبانیت از سویی دیگر را جمع کند. شرط مسلمانی نیز این است که بر حقانیت موسی و عیسی شهادت دهیم. بنابراین دیگر حرفی باقی نمی‌ماند و با این توصیف زمینه نه تنها برای نزدیکی مذاهب اسلامی بلکه برای نزدیکی ادیان توحیدی هم فراهم است اما شرط آن این است کسانی که از تفرقه بین ادیان و مذاهب سود می‌برند اجازه‌ی این نزدیکی را بدهند. در عصر کنونی فهم آموزه‌های دینی برای انسان‌ها به دلیل بالا بودن متوسط سطح سواد کار دشواری نیست. همان گونه که دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه‌های بین‌المللی که هر کدام باورهای دینی و مذهبی خاص خود را دارند به راحتی می‌توانند یکدیگر را تحمل کنند بدون این که اجازه‌ی تحریک و ناسازگاری بین خود را به وسوسه‌کنندگان بدهند. وقتی که بین پیامبران هیچ تفاوتی نیست چرا باید بین پیروان آنها جنگ و خونریزی باشد. پیامبران برای آشتی دادن و وصل کردن انسان‌ها به یکدیگر آمده‌اند و بهشت می‌تواند در همین دنیا و توسط پیروان ادیان گوناگون در سایه‌ی همزیستی مسالمت‌آمیز ساخته شود. به قول حافظ:
من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود
وعده‌ی فردای زاهد را چرا باور کنم

Comments are closed.