طنزواره
اسماعیل عسلی- سردبیر
ریش جنبانی در چالشی ناموسی
پیشنهاد برگزاری رفراندوم برای تعیین تکلیف حجاب آن هم از سوی یکی از شخصیتهای منسوب به طیف اصولگرا در گرماگرم مباحث اقتصادی، چالشهای بودجهای و بدعهدی اروپاییها برای راهاندازی حساب ویژهای جهت دور زدن تحریمها چندان به چشم نیامد. البته این آقای علی مطهری که بسیاری او را در صدر فهرست اصولگرایان عاقل جای میدهند از زمانی که احمدینژاد با هدف اعلام موجودیت یک بمب نوترونی را به قصد تخریب صدر تا ذیل اصحاب قدرت برای عبرت مورخین در جمع آبادگران آزمایش کرد مشغول خالی کردن کشتی آب گرفتهای است که پرشماری روزنههایش آن را به غربال تبدیل کرده است. ناگفته نماند که جریان اصولگرایی از بدو ظهور و خودنمایی تاکنون چندین بار دچار انشعاب و جرح و تعدیل و قبض و بسط شده و رنگینکمانی از جریانهای کنشگر در دایرهی قدرت را در خود تعبیه نموده به طوری که در هر مقطع انتخاباتی و بزنگاه سیاسی با فوجی از توابین روبهرو میشود که نفس لوامهی آنها دچار بیش فعالی گردیده و میخواهند با یک دست چندین هندوانه را بلند کنند و به موازات حراست تمام قد و ششدانگ از نظام هوای اخلاق را هم داشته باشند و نشستن گرد و غبار بر چهرهی دلربای ارزشها را نیز برنمیتابند و از قوم و خویش بازی هم بدشان نمیآید اما در عین حال با آفتاب مهتاب کردن به شیوهای کجدار و مریز سخنانی بر زبان میآورند که برای فهم درست آن باید به لغتنامههای نسخهبرداری شده در عصر یخبندان مراجعه کرد. این طیف تشنهی خدمت برعکس اصلاحطلبان که سالهاست آب در هاون میکوبند و مشت بر سندان میزنند و با بهرهگیری از خیزابههای سونامی افکار عمومی مبادرت به جابهجاییهای هدفمند میکنند و گاه به دل دریا میزنند و گاه در ساحل حمام آفتاب میگیرند و حرفهای مردمپسند میزنند، دائما مشغول کفگیرگردانی در آش شلم شوربایی هستند که تنها بخاری از آن بلند میشود و دیگر هیچ.
برخی از این ارزشمداران محاسن سفید کرده در آسیاب سیاست در جریان ایاب و ذهابهای ناگزیری که به بلاد کفر داشتهاند و گاه و بیگاه بدون آن که قصد قربت کرده باشند از قضای روزگار چشمشان به جمال نظم و ترتیب و حساب و کتاب و قانون و قاعده افتاده، افاضاتی از خود بروز میدهند و سخنانی مرتکب میشوند که نعوذبالله بوی اقرار به اشتباه از آن به مشام هر جنبندهای میرسد و هی میخواهند راست بگویند اما پدر این شرم حضور بسوزد که روزگار صداقت را سیاه کرده است. داشتم خدمت باهیبت شما عرض میکردم که گویا قرار است حجاب را به رفراندوم بگذارند البته این پیشنهاد فعلاً دوران طفولیت خود را سپری میکند و نیازمند تر و خشک کردن و پوشک و دست و دهن کردن و این جور چیزهاست. حالا بلانسبت شما چه چیزش را میخواهند به رفراندوم بگذارند درست معلوم نیست. فرض محال که استبعادی ندارد؛ فرض کنیم چشمم کور، زبانم لال و برای محکمکاری قلم پایم هم خرد اکثریت مردم گفتند حجاب نمیخواهیم. این نمیخواهیم خیلی معنی میدهد و تازه باید رفراندومی برگزار کنیم که پس چه میخواهید. حداقل میزان حجابی را که میخواهید تعیین بفرمایید اما به شرطی که دنبال صرفهجویی در پارچه و فاصله انداختن بین تار و پود منسوجات نباشید. تکلیف حجاب مردها که روشن است بنابراین چنین انتخاباتی قاعدتاً باید زنانه باشد چون اگر قرار باشد مردها برای زنها تعیین تکلیف کنند که حکم تقلب در انتخابات را پیدا میکند و آن وقت خر بیار و باقالی بار کن. اهل سیاست هم باید خودشان را کنار بکشند چون همهی آتشها از گور همینها بلند میشود. همینها بودند که حجاب را سیاسی کردند و در گزینشها دخالت دادند و عدهای را به تظاهر و ریاکاری واداشتند و ارزشهای بخشنامهای را به دیوار ادارات آویختند و حالا بچههایشان در بلاد فرنگ به دنبال شناسنامهی جدید میگردند! داشتیم از رفراندوم میگفتیم. تازه حتی اگر اکثریت نسوان هم به کشف حجاب رأی بدهند تازه باید مشخص شود که منظورشان چیست. لذا به نظر میرسد که انتخابات مثل مسابقههای پیامکی باید چند گزینهای باشد و اگر حجاب رأی آورد که به قول آقای مطهری حتماً میآورد باید در راستای حمایت از تولید داخلی قانونی در مجلس بگذرانند که پارچهها مشکی و خارجی نباشد و رنگ آن را هم بر اساس مستندات تاریخی مشخص کنند. به حال ما که قرار است چند صد میلیارد تومان خرج رفراندوم کنیم بد نیست تکلیف رنگ و جنس و اندازه و سن و سال هم مشخص شود. چون این طور که ما شنیدهایم پیران و کودکان مستثنی هستند. مگر این که برخی بانوان بخواهند برخلاف عرف متداول و عادت مالوف برای مستثنی شدن از این قاعدهای که پشتوانهی رفراندومی دارد سن خودشان را بالا ببرند و بگویند از کار افتادهایم که حکم غش در معامله را پیدا میکند و نیازمند تشکیل کرسیهای آزاداندیشی و راهاندازی تحقیق و تفحص و چند لایه کردن امر نظارت است که صد البته مثل همیشه به جایی نمیرسد و بهترین گزینه همراه داشتن شناسنامه است و مسایلی از این قبیل و البته راه دیگری هم قابل تصور است و آن این که چون هرگز از رفراندوم طرفی نمیبندیم و هر طرف پیروز شود طرف مقابل میتواند دبه کند همان بهتر که به مردم اعتماد کنیم و آنها را به حال خود واگذاریم شاید اوضاع به وضع سابق برگردد و بهتر شود و اگر وضعیت حجاب بهتر شد کارهای باقیمانده را نیز به مردم واگذار کنیم چرا که در این عالم وانفسا که مجلس و دولت برای پرداخت حقوق به درآمد حاصل از جریمهی خودروها دل بستهاند و تا خلافی صورت نگیرد حقوقی در کار نخواهد بود برگزاری رفراندوم آن هم برای حجاب که تنها رسوبی تهنشین شده از سیل ارزش محسوب میشود و صحت و سقم آن هم محل تردید است چه ضرورتی دارد اوضاع مملکت گل سنبلی را قاراشمیشتر از این که هست بکنند. از همهی اینها گذشته جناب مطهری بهتر است بیش از این سطح انتظارات مردم را بالا نبرند و آنها را بد عادت نکنند از کجا معلوم شاید مردم فردا گفتند برای آزادی هم رفراندوم بگذارید یا برای شایستهسالاری و اختلاس و… چرا سر بیدرد خودتان را دستمال میبندید و مردم را هوایی میکنید ؟ به زعم حقیر که سالها در راه تنظیم راست و دروغ مسئولین استخوان خرد کرده و مهر تنویر افکار عمومی بر پیشانی دارم در این شرایط شکننده اصلاً به صلاح نیست. به قول معروف آنقدر داریم غم توشه که حجابمان فراموشه و جناب مطهری هم قصهی رفراندوم را خیلی جدی نگیرد که آنچه در مشتمان است برای هفتاد پشتمان است. نه حجاب بخشنامه ای دردی را دوا میکند و نه حجاب رفراندومی. شما اگر از همان روز اول به مردم اعتماد کرده بودید وضع حجاب خیلی بهتر از الان بود. کسی که میداند نمیداند راه خودش را پیدا میکند امان از دست کسانی که فکر میکنند خیلی میدانند. این یادداشت را هم مثل حرفهای آقای مطهری جدی نگیرید چون امثال مرا نرسد که بخواهند در این چالش ناموسی ریش بجنبانند. عزت زیاد
- چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷
- سرمقاله

طنزواره “اسماعیل عسلی” ۲۰ دی ۱۳۹۷