• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۵ دی ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
عبور از دوران کودکی فضای مجازی
بدون رودربایستی و گریز از واقعیت باید اعتراف کنیم در دنیایی زندگی می‌کنیم که گردانندگان آن قادر به همگرایی زیر سایه‌ی گفت‌وگو در راستای تأمین منافع امروز و فردای بشریت نیستند. شاید اگر ما در زمانه‌ای به سر می‌بردیم که از این همه وسایل ارتباط جمعی خبری نبود چنین رویدادهای تأسف‌برانگیزی ما را شگفت‌زده نمی‌کرد اما ما امروزه از امکاناتی برخورداریم که روزگاری در رؤیاهای خود آرزوی آن را داشتیم. چه بسا به ذهن بسیاری از ما خطور کرده باشد که اگر همین وسایل ارتباطی در سده هفتم در اختیار خوارزمشاهیان بود و می‌دانستند که چنگیز چه امکاناتی تدارک دیده و سیاحان غربی چگونه به تحریک این قوم نیمه وحشی برای حمله به ایران همت گماشته‌اند با قتل چند تاجر مغول در شهر اترار بهانه به دست آنها نمی‌دادند و آن همه ویرانی به وقوع نمی‌پیوست یا اگر همین امکانات در اختیار سپاهیان داریوش سوم بود ایران شکست نمی‌خورد و تخت جمشید به آتش کشیده نمی‌شد و خیلی اگرهای دیگر… اما اکنون با وجود این همه وسایل ارتباطی که می‌تواند امکان واکاوی انگیزه‌ی صاحبان قدرت را فراهم کند و از فریب افکار عمومی و تقدیس جنگ و خونریزی جلوگیری نماید شاهد کشتارها و نبردهای نفرت‌انگیزی هستیم که به نام حقوق بشر و دین هزاران نفر را به مسلخ می‌فرستند و مثل همیشه تاریخ هم توسط کسانی نوشته می‌شود که بر اریکه‌ی قدرت نشسته‌اند. جالب اینجاست که اداره‌کنندگان کشورهایی که با یکدیگر می‌جنگند می‌دانند بازی خورده‌اند و جنگ تنها و تنها به نفع کشورهای تولیدکننده‌ی سلاح است و ویران شدن زیرساخت کشورهای درگیر جنگ نیز موجب رونق کارخانه‌های متعدد در کشورهای توسعه یافته می‌شود ولی در عین حال حاضر نیستند برای حل اختلافات مذهبی و سوءتفاهم‌های تاریخی که بعضاً چندان اهمیت و عمقی هم ندارند و در طول تاریخ به آنها دامن زده شده با یکدیگر گفتگو کنند!
هم اکنون بشریت با مشکلات متعدد زیست‌محیطی، سرکشی طبیعت و تغییرات آب و هوایی، بحران غذا و حوادث ناشی از تغییر آب و هوا روبه‌رو است و نیازمند همگرایی نظام‌مند تمامی انسان‌هاست تا نخبگان بین‌المللی رفتاری شبیه پزشکان بی‌مرز از خود به نمایش بگذارند و بدون احساس وابستگی نسبت به ملیت و مذهبی خاص ضمن برنامه‌ریزی برای تأمین آب، غذا، مسکن و امنیت جمعیت ۷ میلیاردی، مقابله با آلودگی هوا و حراست از منابع تجدیدناپذیر را سرلوحه‌ی کار خود قرار دهند و لازم است دنیا با سیاستی واحد اداره شود اما نه با محوریت منافع کشورهایی خاص زیرا در شرایط فعلی کشورهای قدرتمندی که مدیریت نهادهای بین‌المللی را با اهرم‌های اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی در دست گرفته‌اند به دنبال نجات بشریت نیستند بلکه آنها کماکان مأموریت خود را در خوشبینانه‌ترین وضعیت، تأمین منافع کشور خودشان می‌دانند و مصیبت‌بارترین خبر برای اداره‌کنندگان چنین کشورهایی صلح جهانی و برچیده شدن سلاح‌های کشتارجمعی در اقصی نقاط دنیاست لذا در نهایت تأسف باید گفت: بشریت تاکنون بارها نتایج تلخ ناشی از جنگ‌های دینی و مذهبی، ناسیونالیسم افراطی و آنارشیسم و توتالتاریسم را تجربه کرده و نه تنها از آن طرفی نبسته بلکه بیش از پیش به سمت ویرانی و سنگدلی روزافزون قدم برداشته است. چه کسی باور می‌کند در پشت جنایاتی که اروپای قرون وسطی را به تاریکی مطلق فرو برد شخصیت‌هایی قرار داشتند که بخش عمده‌ای از اوقاتشان به دعا و عشای ربانی می‌گذشت و یا این که هوشمندترین دانشمندان آلمانی، مخترع مدرن‌ترین شیوه‌های نسل‌کشی بودند و هم اکنون نیز بسیاری از نخبگان بی‌آنکه خود بخواهند مستقیم و غیرمستقیم در خدمت توسعه‌ی نفرت و تبلیغ خشونت و ساخت سلاح‌های ویرانگر در جهان هستند. همه‌ی اینها نشان‌دهنده‌ی آسیب‌پذیری متعالی‌ترین اندیشه‌هایی که مهر معنویت و دانش را بر پیشانی دارند تحت تأثیر قدرت و ثروت است. ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که اداره کنندگان کشورهای جهان از فضائلی دم می‌زنند که خود اعتقادی به آن ندارند به طوری که از یک سو به درستی یکدیگر را به نقض حقوق بشر متهم می‌کنند و از سویی دیگر خود گلوی بشریت را می‌فشارند و هیچ اتفاقی هم نمی‌افتد. اما دور نخواهد بود که نسل در راه با از سر گذراندن دوران طفولیت فضای مجازی به صاحبان وجدان‌های بیدار تبدیل شوند و زیر سایه‌ی گونه‌ای همگرایی فطری با بهره‌گیری از امکانات ارتباطی در فضای مجازی یکدیگر را پیدا کنند و بدون وابستگی به قدرت‌ها و جریان‌های سیاسی و اقتصادی و مافیایی که با عناوین فریبنده مشغول میدانداری هستند به تنویر افکار جهانیان و موج‌آفرینی دست بزنند و تمایل خود را برای همزیستی مسالمت‌آمیز فارغ از ملیت و نژاد و رنگ و باورها و خرده فرهنگ‌ها ابراز دارند و برای یکدیگر پیام دوستی و محبت بفرستند و خواهان جهانی عاری از جنگ و خونریزی باشند و با صدای بلند بگویند ما با یکدیگر نمی‌جنگیم و به تدریج صف خود را از ماجراجویانی که خود را شهروندان درجه یک می‌دانند و شهروندان درجه سه را قربانی مطامع خویش می‌کنند، جدا سازند. هر چند بسیاری بر این باورند که چنین آرزوی شاعرانه‌ای قابل تحقق نیست چرا که مناسبات اقتصادی در جهان بر جنگ بنا نهاده شده و برنامه‌ریزی برای رشد و توسعه‌ی اقتصادی در کشورهای پیشرفته بر اساس جنگ‌هایی که در پیش است صورت می‌گیرد و برای اثبات ادعای خود می‌گویند کافی است حتی برای یک روز تصور کنیم که جنگی نباشد در چنین روزی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از کار بیکار می‌شوند چرا که شغل و پیشه‌ی آنها یا ساخت جنگ‌افزار است و یا جنگیدن و یا تبلیغ خشونت و دمیدن در شیپور اختلافات موهوم مذهبی و نژادی و قبیله‌ای و در واقع پر رونق‌ترین بازار کار جهان زیان‌بخش‌ترین و بی‌خاصیت‌ترین آن است. با همه‌ی این حرف‌ها و واقعیت‌ها دورنمای مناسبات بشری روشن و امیدوارکننده است. تنها باید شکیبایی به خرج داد و منتظر ماند تا دوران طفولیت فضای مجازی و دلمشغولی‌های کودکانه‌ی آن سپری شود و جوانان طعم و حلاوت گفت و گو با همنوعان خود را در سراسر جهان بچشند و این حقیقت را دریابند که تمامی ادیان و پیامبران هدفی مشترک را دنبال می‌کنند آنگاه به تدریج شاهد باز شدن زنجیر بندگی از پای آنها خواهیم بود بی‌گمان با گسستن این زنجیر بسیاری از دکان‌ها بسته می‌شود و تنها یک راه منطقی که تضمین‌کننده‌ی بقای نوع انسان است پیش پای بشریت خودنمایی می‌کند راهی فارغ از تفاخرهای موهوم، اسطوره‌سازی‌ها و صف‌کشی‌ها و مرزبندی‌های بی‌اساس و آن راه همزیستی حقیقی با بهره‌گیری از فضای مجازی است.

Comments are closed.