• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ بهمن ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
حکایت سنگ و شیشه
این که بازتاب رویدادهای خارجی تا چه اندازه می‌تواند به الگوسازی، مقایسه، اثبات برخی دیدگاه‌ها و همچنین افشاگری پیرامون مناسبات آلوده سیاسی در سایر کشورها یاری برساند پرسشی است که مدیران خبرگزاری‌ها و رسانه‌های پرمخاطب داخلی باید پاسخگوی آن باشند. قابل کتمان نیست که بخش قابل توجهی از حجم اخبار خارجی بازتاب داده شده عمدتاً توسط صدا و سیما، ترجمه و تولید خبرگزاری‌های بزرگ دنیاست که بسیار حساب شده است و فراتر از دیدبانی‌های متعارف مدیریت می‌شود.
به هر حال هزینه‌های میلیارد دلاری که صرف اداره‌ی خبرگزاری‌هایی نظیر رویتر و آسوشیتدپرس و بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان می‌شود حکم گونه‌ای سرمایه‌گذاری را دارد و چه بسا چندین برابر آن سودآوری نصیب گردانندگان آن می‌کند زیرا همواره این گونه نیست که درآمد یک خبرگزاری در گرو بازتاب دادن یک خبر باشد بلکه موارد زیادی اتفاق افتاده است که بی‌بی‌سی و رویتر و آسوشیتدپرس بابت خودداری از انتشار یک خبر میلیون‌ها دلار به جیب زده‌اند. کیست که نداند تلاش برخی از شبکه‌های خبری برای کسب اطلاع از جزئیات قتل خاشقچی نه برای به گوشه‌ی رینگ کشیدن بن سلمان بلکه برای باجخواهی از عربستان بوده است. بگذریم.
در برخی از کشورها از اخبار خارجی برای مدیریت افکار عمومی بهره‌برداری می‌شود و در تأثیرگذاری آن هم تردیدی نیست. برای نمونه حجم اخباری که در ایران به توفان کاترینا اختصاص داده شد حتی از برخی اخبار مهم داخلی نیز بیشتر بود با این هدف که ناتوانی آمریکا به عنوان ابرقدرتی مدعی در مهار یک رویداد طبیعی آشکار شود که البته در گرماگرم کل‌کل‌های رسانه‌ای امری طبیعی است. نمونه‌هایی دیگر از اخبار خارجی که در اولویت بازتاب و تحلیل و حاشیه‌پردازی قرار دارند عبارتند از موضوع عدم صلاحیت اخلاقی شخصیت‌های سیاسی کشورهایی که با آنها مشکل داریم، آمار خودکشی و قتل و جرم و جنایت عمدتاً در کشورهای اروپایی و آمریکایی، چالش‌های حزبی و سیاسی در آمریکا و اروپا، تغییرات آب و هوایی و حوادث غیرمترقبه خصوصاً در مواردی که با تلفات انسانی و خسارات مالی بالا همراه است و سر در آبشخور افسارگسیختگی تولیدات صنعتی دارد. گاهی حتی اختلاف نظر دو حزب سیاسی خارجی بر سر تاریخ برگزاری یک سخنرانی یا آزار جنسی یک زن توسط رئیس جمهور آمریکا و متولیان کلیساها نیز به شکل ویژه‌ای بازتاب داده می‌شود!
کسانی که ظرف نیم قرن گذشته پیگیر اخبار خارجی بوده‌اند می‌دانند که سهم رویدادهای داخلی آمریکا در تیترهای خبری به نسبت سایر کشورها بیشتر است کما این که سینمای هالیوودی که هژمونی آمریکایی را به رخ می‌کشد پربیننده‌ترین سینمای جهان است. البته طبیعی است با توجه به این که آمریکا مهاجرپذیرترین کشور و تنوع قومی و فرهنگی در آن بسیار زیاد است و هر کسی در هر گوشه‌ی دنیا خویشاوند و دوست و آشنایی در آن سوی آب‌ها دارد، بسیاری از مردم دنیا اخبار این کشور را دنبال می‌کنند تا آنجا که بورس‌های اروپایی و آسیایی نیز گاه تحت تأثیر رویدادهای داخلی آمریکا بالا و پایین می‌روند و ارزش دلار آمریکا در هر کشوری سنگ محک اعتبار واحد پولی آن کشور محسوب می‌شود. هر چند آمریکائی‌ها هم بدشان نمی‌آید که هر روز جایگاهی ویژه در تیترهای خبری داشته باشند به هر حال آنها بخشی از سیاست‌های خود را از طریق تبلیغات دنبال می‌کنند و هیچ رویدادی نیست که پیوندی با آمریکا و منافع این کشور نداشته باشد ضمن این که گوششان به خیلی از حرف و حدیث‌ها و محکومیت‌ها و ملامت‌های حقوق بشری و مواضع ضد استکباری بدهکار نیست و تنها به سودی که از چالش‌های جهانی نصیبشان می‌شود می‌اندیشند و بازارشان هم گرم است و منافع زیادی از پذیرش مهاجرین از کشورهایی که با آمریکا در تقابل هستند، دارند!
پیش از انقلاب بیشتر اخبار خارجی با هدف ترویج فرهنگ غربی در راستای تغییر سبک زندگی دنبال می‌شد اما پس از انقلاب این هرم وارونه شد و با تأکید روی اخبار منفی خارجی خصوصاً اروپا و آمریکا رونمایی از نقاط ضعف آنها به یک رویه تبدیل گردید.
به طور کلی اخبار مرتبط با سایر نقاط جهان می‌توانند تحریک‌کننده، آموزنده، الهام‌بخش، نفرت‌انگیز، عبرت‌آموز، جانبدارانه، محکوم‌کننده، هشداردهنده و امیدبخش باشند و زمانی که سهم اخبار تحریک‌کننده و نفرت‌انگیز و محکوم‌کننده در خصوص یک یا چند کشور چربش قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند باید به دنبال رد پای گونه‌ای دیدبانی هدفمند در بحث اطلاع‌رسانی بود که مختص کشور ما نیست مشروط به این که به موازات آن شاهد کم‌نگری و کمرنگی به اخبار مشابه آن در داخل کشور نباشیم!
از جمله آفات ناشی از بزرگنمایی برخی رویدادها، شوکی است که متعاقب رخدادی واقعی برخلاف انتظارات ایجاد شده به مردم وارد می‌شود که نمونه‌ی بارزش حذف ایران از جام ملت‌های آسیا بود.
اگر باور داشته باشیم منازعات رسانه‌ای جدی‌تر از منازعات اقتصادی و سیاسی در دنیا دنبال می‌شود و در عصر ارتباطات با گونه‌ای بی‌مرزی در انتشار اخبار و انحصارشکنی و عبور از خطوط قرمز در جذب مخاطب مواجه هستیم، می‌توان ضمن احترام به شعور مخاطب و ایجاد فرصت مقایسه منصفانه برای مردم، در جهت ترمیم اعتماد آسیب‌دیده‌ی آنها به رسانه‌های داخلی گام برداشت. این که گاهی بخواهیم کمبود خبرهای خوب داخلی را با انتشار اخبار منفی برخی از کشورها جبران کنیم در خوشبینانه‌ترین حالت تأثیری کوتاه‌مدت بر مهندسی رفتار مخاطبان دارد ولی نمی‌توان برای همیشه روی چنین اخباری حساب باز کرد. ممکن است کسانی بحث مقابله به مثل در غوغای جنگ رسانه‌ای را در پیوند با چنین رویکردی مطرح کنند اما باید گفت پاراپاگاندای رسانه‌ای، دستپخت غربی‌هاست که برای رسیدن به هدف از هر وسیله‌ای بهره می‌گیرند لذا ورود به این میدان مانند آن است که صاحبان خانه‌های شیشه‌ای به سوی هم سنگ پرتاب کنند. حکایت سنگ و شیشه هم که اظهر من الشمس است. از این رو برای ارزیابی تقابل‌های رسانه‌ای نیازمند جمع‌بندی خروجی چنین رویکردی هستیم. شاید بتوان گفت ما در زمینه تولیدات کمی و راه‌اندازی شبکه‌های متعدد تا حدودی جبران مافات کرده‌ایم اما در بحث کیفیت و تأثیرگذاری هنوز جای کار فراوانی وجود دارد.

Comments are closed.