• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۲ اسفند ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
نگاهی از جنس افسوس
جشنواره‌ها نبض فرهنگ و نشانه‌ی حیات و سرزندگی و کنشگری در حوزه‌ی مطبوعات هستند. در این جشنواره‌ها معیارهایی توسط داوران و پیشکسوتان برای ارزیابی آثار مطمح نظر قرار می‌گیرد و به گزینش و معرفی آثار برتر می‌انجامد که درک جایگاه نویسندگان و خبرنگاران را آسان‌تر می‌کند و زمینه‌ساز شناخت آسیب‌ها، نقاط قوت و پتانسیل‌های نهفته است؛ ضمن این که همایش‌هایی از این دست زمینه‌ساز تعامل راه‌یافتگان به آیین اختتامیه با یکدیگر است به طوری که می‌توانند در بازه‌ی زمانی حضورشان در جشنواره پیرامون چگونگی عبور از چالش‌ها و تنگناهایی که با آن روبه‌رو هستند تبادل‌نظر کنند. صرف‌نظر از چنین دستاوردهایی که به جای خود ارزشمند است، استان‌های برگزارکننده‌ی جشنواره از فرصت ایجاد شده برای معرفی قابلیت‌ها، جاذبه‌ها و طرح مشکلات و پیشنهادهای خود بهره می‌گیرند. از طرفی وقتی که یک هنرمند، خبرنگار و فعال رسانه‌ای، جشنواره‌ای را پیش روی خود می‌بیند، تلاش می‌کند اثر و کارش قابل رقابت و نزدیک به استانداردهای شناخته شده باشد، چرا که همواره نگاه نقادانه و موشکافانه‌ی داوران را بالای سر اثر خود احساس می‌کند. از منظری دیگر جشنواره‌ها که برگزاری مطلوب آنها در گرو هماهنگی مسئولین استانی است، معیار ارزیابی میزان هماهنگی و همداستانی مسئولین ادارات و سازمان‌های مختلف برای برگزاری آبرومند یک رویداد فرهنگی است و عمق دغدغه‌ی آنها را برای تعالی جایگاه استانشان به نمایش می‌گذارد. رسم شایسته‌ای که در برخی جشنواره‌های مطبوعاتی رعایت می‌شود در نظر گرفتن بخشی ویژه برای پرداختن به شخصیت‌ها، آثار فرهنگی و باستانی و یا قابلیت‌های گردشگری، صنعتی و ممیزه‌هایی است که شناسنامه‌ی استان برگزارکننده جشنواره است که از این رهگذر ضمن تجلیل از بزرگان یک استان، قابلیت‌های آن نیز معرفی می‌شود. روز پنجشنبه دهم اسفند ماه اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد میزبان جشنواره‌ای بود که چهارمین دوره‌ی خود را تجربه می‌کرد. آنچه در این جشنواره بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آمد هم‌عنانی سازمان‌ها و ادارات و نهادهای مختلف برای برگزاری آبرومند یک رویداد فرهنگی بود تا جایی که حتی برخی از نهادها هم که در بسیاری از استان‌ها حریمی غیر قابل نفوذ برای خود تعریف کرده‌اند و همواره از بالا به هنرمندان و اصحاب قلم می‌نگرند و موضعی آمرانه دارند، ساختمانی را برای میزبانی از برگزیدگان فارس و کرمان در نظر گرفته بودند و غیر از سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی که فلسفه‌ی وجودی آنها اقتضا می کرد پیشگام در تخصیص بودجه‌ای هر چند محدود و در اختیار گذاشتن امکانات برای برگزاری آبرومندانه یک جشنواره‌ی مطبوعاتی باشند حتی آب منطقه‌ای استان یزد و هلال احمر این استان هم ایفای نقش می‌کردند و مجموعاً همسویی درخور تحسینی را به نمایش گذاشته بودند و خوشبختانه همه چیز خوب بود و من شخصاً شاهد اظهار استیصال برگزارکنندگان این جشنواره در خصوص کمبود بودجه و زنجموره‌های ترحم‌آمیزی از این دست نبودم. یک نکته‌ی حائز اهمیت دیگر که نقطه قوت این جشنواره محسوب می‌شد حضور نماینده‌ی هیأت داوران در جمع خبرنگاران بود که با پرهیز از بالانشینی‌های متعارف، تمامی وقت خود را حتی در حین صرف غذا به هم صحبتی با خبرنگاران و اصحاب رسانه اختصاص داد و علی‌رغم سالمندی با تکیه بر حافظه‌ای که سر در آبشخور عشق به اعتلای روزافزون رسانه‌های استانی داشت با شنیدن نام هر کسی به تحلیل ویژگی اثرش و برجستگی‌ها و نقصان‌های کار او می‌پرداخت و با توجه به ظرفیت‌ها و محدودیت‌های موجود راهکار ارائه می‌کرد و در مواردی با خبرنگاران همدردی می‌نمود و با اشاره به برخی ملاحظات اجتناب‌ناپذیر که بر جشنواره‌ها تحمیل می‌شود لحن پوزش‌آمیز خود را با تبسمی پدرانه می‌آمیخت.
ویژگی دیگر چهارمین جشنواره مطبوعات منطقه‌ای یزد که می‌توان از آن به عنوان یک امتیاز یاد کرد این که علی‌رغم سنت غیرحسنه‌ی رایج در بسیاری از آیین‌ها، هیچ مسئولی در مراسم مذکور به دنبال بهره‌مندی از جمعیت فراهم آمده برای اجیر کردن گوش حضار و اظهار فضل و به درازا کشانیدن جلسه و خسته کردن حاضران نبود و اغلب با بزرگواری به خوشامدگویی و با فروتنی به پوزش از کاستی‌هایی که به چشم هم نیامد بسنده کردند و بیشترین زمان را به طریق اولی در اختیار اهل فن و نماینده هیأت داوران گذاشتند و با پرداختن به متن که تجلیل از برگزیدگان بود از حاشیه‌هایی نظیر ارائه‌ی بیلان کاری دوری جستند و همه چیز به خوبی سپری شد.
ناگفته پیداست که فارس نیز منهای همگرایی و هماهنگی مسئولین که حلقه‌ی مفقوده‌ی اتفاقات خوب در این استان است از تمامی امکانات و نیروهای انسانی لازم برای برگزاری رویدادهای فرهنگی و جشنواره‌های آبرومند مطبوعاتی برخوردار است. از طرفی جایگاه شهروندان فارسی در موقوفات و پیشگامی در نیکوکاری و پرداخت زکات و راه‌اندازی مدارس و بیمارستان‌های خیرساز بیانگر این واقعیت است که اگر مسئولین فرهنگی بخواهند از وجاهت و اعتبار خود نزد مردم برای جلب همکاری آنها در امر تأمین بودجه‌ی برگزاری جشنواره‌ها مایه بگذارند حتی می‌توانیم سالانه شاهد برگزاری چندین جشنواره‌ی استانی و منطقه‌ای و کشوری در این کهن دیار فرهنگی باشیم که گامی اساسی در راستای تبدیل فارس به کانون رویداهای فرهنگی تلقی می‌شود. آنچه می‌توانستی در چهره‌ی دریغ‌آلود بچه‌های راه یافته به این جشنواره از فارس به تماشا بنشینی نگاهی از جنس افسوس بود که تمنای رونق‌بخشی به جشنواره‌های فرهنگی را بازتاب می‌داد. در عین حال گاه برخی حرکت‌های انگیزه‌بخش گونه‌ای همراهی با اصحاب رسانه تلقی می‌شود. نظیر کاری که توسط صدا و سیمای مرکز فارس صورت گرفت و از برگزیدگان جشنواره‌ای تولیدات استانی مجدداً تجلیل شد، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برداشتن چنین گام کوچکی ناتوان نیست کما این که اختصاص خودرویی مناسب جهت رفت و برگشت بچه‌های راه یافته به آیین پایانی جشنواره مطبوعات یزد و همراهی معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد فارس با آنها در این سفر و تبریک مدیر کل را نباید نادیده گرفت.

Comments are closed.