سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دستاورد برنامهها و راهکارها
اگر فهرستی از برنامهها و اقدامات، مراسم، طرحها، قوانین و بخشنامهها تهیه کنیم و دستاوردهای آن را با توجه به اهداف اولیه پیشبینی شده برای هر کدام مورد بررسی قرار دهیم درمییابیم که برخی از برنامههای پرهزینه که بودجه، نیروی انسانی، زمان و مقدمات آن فراهم گردیده به اهدافی که برای آن تعریف کردهایم نرسیده یا نخواهد رسید. شاید یکی از اشکالات وارده به برخی برنامهها عدم تعیین حد نصاب زمانی برای نتیجهگیری از آنهاست به این معنا که قانونگذار یا ارائهدهنده طرح یا لایحه باید زمانی را برای تجدیدنظر و اعتراف به اشتباه در صورت عدم توفیق در اجرای قانون یا طرح و لایحه مشخص کنند تا بودجه و سرمایههای انسانی و وجاهت دولتها و توانمندی مجلس و صلاحیت ادارهکنندگان کشور زیر سئوال نرود و به سلب اعتماد عمومی منجر نشود.
متأسفانه موضوعاتی نظیر بلبشوهای حاکم بر کشور در ابتدای انقلاب، تسخیر لانهی جاسوسی، جنگ و تحریمهای سریالی که از تمامی آنها میتوان به عنوان چالشهای پرهزینه یاد کرد، به دستاویزی تبدیل گردیده که عدم توفیق در اجرای برخی قوانین اشتباه و برنامههای غلط و طرحهای غیرکارشناسانه را به چنین مسایلی ربط میدهند و با چشم بستن بر عدم توفیق در دستیابی به اهداف و یا نتیجهگیریهای معکوس در برخی زمینه ها، زحمت بازبینی و تجدیدنظر در قوانین و طرحها و برنامههای غیرکارشناسی را بر خود هموار نمیکنند. البته شکی نیست که حمله به لانهی جاسوسی و به تبع آن جنگ و تداوم هشت سالهی آن، صدمات جبرانناپذیری بر پیکر اقتصاد ایران وارد کرد و تحریمهای کمرشکن هم منجر به وارد شدن شوکهای روانی گیجکنندهای شد، اما نمیتوان برخی بیتدبیریها و ندانمکاریها و خودسریها را پشت چنین رویدادهایی که بعضاً زاییدهی پروسهی غیرقابل مهار انقلاب است، پنهان کرد.
این که گزارش عملکردها اغلب معطوف به ارزیابیهای کمی است و از گزارشهای کیفی که نشان دهد برای اجرای یک قانون چقدر هزینه کردهایم و به چه نتایجی رسیدهایم خبری نیست یک معضل است! این که بگوییم چه کردهایم و بودجه و نیروی مورد نیاز آن چقدر بوده چندان اهمیتی ندارد مهم این است که بگوییم از این اقدامات به چه نتایجی رسیدهایم! باید بپذیریم که از برخی جهات ما برای کشور خودمان کاری نکردهایم. این که فارغالتحصیلان بهترین مدارس و پرهزینهترین دانشگاههای ما هم اکنون در آمریکا و کانادا و اروپا مشغول کار و فعالیت هستند نمیتواند به عنوان عملکرد آموزش و پرورش و وزارت علوم مطرح باشد به همین قیاس اگر برخی کشورهای همسایه از چالشهای منطقهای که ما در آن ورود کردهایم سود بردهاند را نمیتوان به حساب عملکرد مثبت دستگاه دیپلماسی گذاشت. مثل این که بگوییم فلان نمایندهی مجلس در طول سه دوره نمایندگی مجلس موفق شده مجوز حفر دو هزار چاه عمیق را برای موکلان خود بگیرد و خشکسالی و فرونشست زمین و مهاجرت را به ارمغان بیاورد یا این که فلان مسئول با پیگیری احداث یک سد و توفیق در اجرای آن بدون توجه به اکولوژی پیرامونی رودخانه و جنس خاک، خسارات جبرانناپذیری به محیط زیست وارد کرده است. البته چنین شخصی زحمت کشیده، وقت گذاشته و با دلسوزی کار کرده اما این کاره نبوده و معضل اصلی جامعهی ما کسانی هستند که این کاره نیستند یعنی در جای خود مستقر نشدهاند. در نتیجه کسی که میتوانست یک مقنی و نجار خوب باشد به دلیل این که پسر فلان و یا فرزند بهمان بوده و پتهای به دستش دادهاند و برای خودش مدرکی جور کرده و عنوانی به هم زده و صاحب صلاحیت تشخیص داده شده تدریجاً تبدیل شده به همه کارهی مردم و در یک مقطع زمانی به صندلی مجلس تکیه زده و کار خودش را کرده و زحمت خودش را هم کشیده و رفته اما ای کاش چندین برابر حقوق و امتیازی که دریافت کرده به او داده بودند اما مسئولیتهای خطیر را بر عهدهاش نمیگذاشتند. چنین آدمهایی اگر چه از این جهت که میل به خدمتگزاری دارند درخور احترام هستند اما شایسته تصدی امور نیستند کما این که پیامبر هیچ مسئولیت خطیری که نیازمند دانش ویژه بود به ابوذر واگذار نکرد ولی به نظر سلمان بها میداد چون او را آگاه به جزئیات امور میدانست! ما اگر بخواهیم گزارشی از عملکرد مسئولین در زمینههای گوناگون ارائه کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ میشود ولی وظیفهی رسانهها صرفاً گزارش کارهای صورت گرفته نیست بلکه تحلیل آثار و نتایج حاصل از اقدامات مسئولین است که حائز اهمیت است. نقش نهادهای نظارتی هم صرفاً این نیست که مطمئن شوند فلان مسئول متناسب با بودجه در اختیار چه کرده بلکه آنها نیز باید نتایج کیفی تلاشها را مورد ارزیابی قرار دهند و تأثیر درازمدت آن را روی رضایتمندی عمومی، اقتصاد و فرهنگ کشور پیگیری نمایند. هر چند به نظر میرسد منتقدین دولتها و جناحهای سیاسی چنین رویکردی داشته باشند اما آنچه از خلوص تحلیلهای جناحی میکاهد، جانبدارانه بودن آن است که گونهای خیانت به کشور است. اینجاست که دانشگاهها باید به میدان بیایند و عملکردها را تحلیل علمی کنند و بدون آغشتن سخنان خود به شعارهای صد من یک غاز و تجلیل از برخی تلاشهای بیفایده و غیرضروری و ساخت و سازهای خسارتبار و … با منها کردن هزینهها و سودها، نگاه ارزیابانهی خودشان را به سودبخشی اقدامات معطوف کنند.
اصولاً با رصد کردن علائم حیاتی اقتصاد و فرهنگ کشور میتوان دورنمای نشاط اجتماعی را ترسیم کرد و به میزان رضایتمندی مردم وقوف پیدا کرد که مهمترین معیار سنجش عملکرد مسئولین است. برخی همین که سخن از نشاط اجتماعی به میان میآید به فکر رقص و آواز و پایکوبی و آزادیهای اجتماعی میافتند که بر منکرش لعنت اما کیست که نداند سرچشمهی نشاط اجتماعی رضایتمندی عمومی است پیامبر اکرم(ص) می فرماید: کسی که مردم را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند خداوند را خوشحال کرده است.
هر چند متأسفانه گاهی کسانی پیدا میشوند که بین خدا و مردم فرسنگها فاصله میاندازند و رأی آنها را به هیچ میگیرند و متوهمانه تصور میکنند که خیلی میفهمند اما رشتهای که مشروعیت هر حکومتی به آن بند است رضایت مردم است و بقیهی حرفها باد هواست و محلی از اعراب ندارد. باورمندی به وجود شکاف بین راه خدا و مردم که تعدادی انگشتشمار بر آن تأکید میکنند سر در آبشخور خطایی تاریخی دارد که شرح و بسط آن مجالی دیگر میطلبد و تنها باید به این نکته بسنده کرد که چنین رویکرد مرتجعانهای هیچ سنخیتی با مردمسالاری از هر نوع آن ندارد. سرچشمهی اصلی مشروعیت هر نظامی رضایتمندی مردم است و بس و کسانی که مردم دوستشان میدارند نیز بر این حقیقت صحه میگذارند و به دنبال آن هستند.
- چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ اسفند ۱۳۹۷