سرمقاله
محمد عسلی
آنچه داریم ز بیگانه تمنا نکنیم
وقتی سنگ پای چینی با بستهبندی و در قالب دلخواه وارد کشور میشود اما کوهی از سنگ پای وطنی روی دست تولیدکننده ایرانی میماند مثل این است که دکترها و مهندسین ایرانی که از کشور خارج میشوند و در کشورمای بیگانه میمانند شرایط و فرهنگ آنجا را پذیرفته تابع نظم و قانون شده بهره کاری خود را بالا برده قادر به وقتکشی، تقلب و عدم رعایت حقوق ارباب رجوع نمیشوند. اما اگر همانها بعد از مدتی وارد وطن خودشان شوند ابتدا با نظم و قانون کنار میآیند اما به مرور به بینظمی، دور زدن قانون و عدم رعایت حقوق دیگران خود را عادت میدهند.
به عنوان مثال: پزشکان ایرانی مقیم آمریکا یا آلمان در ساعت کاری روزانه تعداد محدودی بیمار را میبینند و برای هر کدام وقت مناسب گذاشته در تشخیص بیماری دقت کرده و در رفتارشان با بیماران رعایت وقت میکنند اما در ایران اکثر پزشکان هیچ یک از موارد مشابه را رعایت نمیکنند و بعضاً در هر شیفت کاری بیش از چهل بیمار را معاینه و نسخهنویسی میکنند.
و اما بعد:
یک بررسی کوتاه و فراگیر نشان میدهد که هر آنچه در خارج از کشور همگان را ملزم و مقید به رعایت قانون و تسلیم شدن در تعاملات اجتماعی میکند نظارت عمومی و دولتی است و عدم مماشات و گذشت مسئولان در برابر قانونگریزان و یا قانونشکنان…
نظارت رکن رکین شاخصهای مدیریتی است که اگر به یک فرهنگ تبدیل نشود زمینه سوءاستفاده همگانی را فراهم میکند و هر کس نجات خود را در تقلید از دیگری میبیند و متوسل به دروغ، ریاکاری، تقلب، کلاهبرداری و جرائم دیگر میشود.
واقعیتی که متأسفانه اینک در تمامی زمینهها با آن روبهرو هستیم.
و اما بعدتر:
در یک جامعه اسلامی که هر کس خود را ملزم به رعایت دستورات و قیودات دینی میکند ضامن اجرای روح دینی ایمان و باور است و پلیس هر مسلمان خود اوست که اگر چنین شود مدینه فاضله پیش روی ماست اما متأسفانه اکثریت ما در حرف مسلمانیم و در عمل نیستیم. فقها گفتهاند اسلام امر به ظاهر میکند و به باطن افراد کار ندارد زیرا تشخیص باطن و نیت افراد میسر نیست.
حال اگر دروغ، ریاکاری، تقلب و عدم الزامات به قانون، دین، فرهنگ و عرف هر فردی روشن و واضح باشد، ظاهر عمل آن شخص مجریان قانون را موظف به برخورد میکند اما اگر مجریان هم چنین و چنان کنند چه باید کرد؟
ایران کشوری است که بالقوه تمامی ذخائر و مواد مورد نیاز یک زندگی مطلوب و امروزی را دارد. برای آنکه بالفعل شوند شرایطی میطلبد که دولت و ملت هر دو میباید همسو و هماهنگ با هم این نعمتهای خدادادی را از قوه به فعل در آورند.
ضامن اجرای خواستههای بحق ملی تعالی فرهنگ نظم و قانون است که متأسفانه از انقلاب تخریب و بر هم زدن را خوب آموختیم اما سازندگی را نه.
برای سازندگی یک اندیشه مهندسی شده لازم است و موظف کردن دیگران به آن متأسفانه هنوز در ذهن و عمل بعضی از دولتمردان ما رسوبات تخریبی نام انقلاب به خود گرفته برای بر هم زدن پیشتازند اما برای ساختن ناتوان.
به عنوان مثال اگر به مصاحبهها، سخنرانیها و نقل قولها یک نظر کارشناسانه بیاندازیم درمییابیم که بسیاری از آنها از سر تأمل، دانش و آگاهی نیست. هر کسی به خود اجازه میدهد هر چیز به ذهنش رسید رسانهای کند.
امروز یک وزیر حرفی میزند تا اذهان عمومی را حساس کند فردا دیگری آن را تکذیب میکند. مجلس مصوب میکند که فلان مقدار به حقوق بازنشستگان و کارکنان اضافه شود، لحظاتی بعد از آن دولت اعلام میکند نمیتوانیم زیرا منابع آن را نداریم.
مردم به عمل هر دو شک میکنند که مگر اقدامات و تصمیمات از روی آگاهی و اشراف به منابع و موانع اجرایی نمیشوند؟
استقلال سیاسی الزاماً استقلال اقتصادی را به همراه نمیآورد.
امروز تمامی کشورها در اقتصاد و تعاملات بازرگانی به یکدیگر نیاز دارند و هیچ کشور قدرقدرتی حتی آمریکا قادر نیست تمامی نیازهایش را در کشور خود مرتفع نماید و با آن سوابق طولانی در تولید اتومبیل ترجیح میدهد اتومبیل از چین و سایر کشورهای اروپایی سازنده وارد کند.
خودکفا شدن صرفاً به معنای عدم نیاز در همه موارد به خارج نیست.
آنچه میباید اتفاق بیفتد سلامت، آگاهی، هوشمندی و مسئولیتپذیری در تمامی مدیران اجرایی و بالا بردن فرهنگ نظارت عمومی است.
چرا وقتی یک کارخانه با مدیریت یک مهندس یا سرمایهدار خارجی تأسیس میشود و به کار میآید تمام مقررات را رعایت میکند اما وقتی خودمان این کار را انجام میدهیم اولین اقداممان گزیر از پرداخت مالیات است؟
چرا دولت ارز ۴۲۰۰ تومانی برای وارد کردن کاغذ و سایر اقلام مورد نیاز را به واردکنندگان پرداخت میکند اما کاغذها و مواد چاپی خریداری شده به وسیله واسطهها در بازار تا ۴ برابر قیمت خریداری شده عرضه میشوند و کسی هم به کسی نیست؟
چون نظارت به خوبی انجام نمیشود و متأسفانه خریداران هم تن به نظارت نداده و اعلام شکایت نمیکنند.
کارخانه صنایع چوب و کاغذ مازندران که به وسیله سرمایه و نظارت بانک ملی کار میکند چند ماه است حوالههای کاغذ روزنامه را به دست متقاضیان داده و پول آنها را گرفته اما کاغذ روزنامه تولید نمیکند چرا؟
چون تولید کاغذ با گراماژر و عرض غیرروزنامهای صرفه بیشتری دارد و خرید خمیر آن باصرفهتر است.
این یک نمونه از سوءاستفاده مدیریتی است که علناً و عملاً در حال انجام است و شکایتها هم به جایی نمیرسد.
سؤال:
آیا در کشوری مثل چین، ژاپن، هند و یا سوئد مدیر یک کارخانه میتواند چنین اقدامی کند؟
مشکل عمده در شبکههای مدیریتی هم پوشانی است یک ورق آلومینیومی سه میلی در اندازه دو برابر قطع یک روزنامه که فقط یک پوشش رنگی ضد نور دارد از چین وارد میشود با قیمت دو هزار تومان اما در بازار آزاد ظرف ۶ ماه گذشته تاکنون از مبلغ ۶ هزار تومان به ۴۵ هزار تومان رسیده آن هم با عملیات سری و پلیسی به دست میآید.
اول میگویند نیست. اصلاً موجود نیست باید بگردیم شاید در بعضی از انبارها پیدا شود. بعد از آن که پیدا شد قیمت هر ورق ۴۵ هزار تومان است.
دولت از یک طرف مدام اعلام میکند چند صد یا چند هزار شغل جدید ایجاد کرده از طرفی بسیاری از مشاغل کارگاهها و کارخانجات از میان رفتهاند به علت گرانی مواد.
در ایران چند صد هزار نفر در چاپخانهها مشغول به کارند اما این چاپخانهها به علت گرانی شدید مواد چاپی و نبود آنها اکثراً در شرف تعطیلی قرار گرفته و به تعدیل نیرو روی آوردهاند.
در همین شیراز، شهر گل و بلبلی خودمان اکثر ادارات کارهای چاپی خود را به استانهای دیگر میفرستند و چاپخانههای شیراز دست روی دست گذاشته و مگسپرانی میکنند و کارگران خود را اخراج کردهاند و کسی نیست که تدبیری بیاندیشد و اگر استاندار وقت هم دستور دهد که چنین نکنند یک تبصره میآورند که در قم و اصفهان ارزانتر کار میشود.
شهرداری شیراز هم کارهای چاپی را به اصفهان میفرستد.
آن وقت همه دم از حمایت استانی میزنند این هم نوعی غریبنوازی و خودیگدازی است که در اثر بیتوجهی به خیل بیکاران در استان کمک میکند.
۲ سال است فرمانداری و بعضی ادارات دیگر بدهیهایشان را بابت آگهی و اشتراک به روزنامهها ندادهاند و دفعالوقت میکنند اما چکهای میلیاردی را خیلی با سرعت و بدون بهانه امضا میکنند بعد در سخنرانیهایشان مدام دم از فرهنگ و فرهنگمحوری میزنند.
به قول یکی از شاعران قدیم:
گر آنها که میگفتمی کردمی
نکو سیرت و پارسا بودمی
آری آنچه داریم ز بیگانه تمنا میکنیم
والسلام
- جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ اسفند ۱۳۹۷